جملات زیبای کتاب وارث آلمانی | طاقچه
تصویر جلد کتاب وارث آلمانی

بریده‌هایی از کتاب وارث آلمانی

نویسنده:آنیکا اسکات
انتشارات:نشر ثالث
امتیاز
۲.۳از ۶ رأی
۲٫۳
(۶)
نمی‌دانست شب است یا روز، البته اهمیتی هم نداشت. وقتی خوابش می‌آمد، می‌خوابید و وقتی نه، بلند می‌شد.
زهرا غفاری
بازی‌کردن نقش قربانی سخت نیست.
زهرا غفاری
«همیشه تحت سلطهٔ نظامی هستیم که داریم توش زندگی می‌کنیم.»
زهرا غفاری
جنگْ برای تمامی مردم نکبت و بدبختی و رذالت است
°•sara_hp•°
مردها فقط پسربچه‌هایی هستند که شلوارهای بلندی پا می‌کنند. باید ولشون کنی تا توی گند و کثافتی که دوست دارن بازی کنند. این‌طوری شادترن.»
°•sara_hp•°
دیگر نمی‌دانست چه کسی یا چه چیزی بود.
معصومه
از اون آدم‌هاییه که کمی به سرنوشت و تقدیر معتقده. قابل درکه. به نظر اون، جنگ همه‌چیز رو از دستش گرفت. خونه و کارش، مقامش، آزادی‌ش رو. هر چهار فرزندش رو. مدام خودخوری می‌کنه و سوگواره.
زهرا غفاری
. وجدان چه چیز فریبکاری می‌توانست باشد
معصومه

حجم

۳۵۶٫۸ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۳

تعداد صفحه‌ها

۴۳۳ صفحه

حجم

۳۵۶٫۸ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۳

تعداد صفحه‌ها

۴۳۳ صفحه

قیمت:
۲۱۰,۰۰۰
۱۶۸,۰۰۰
۲۰%
تومان