
زهرا غفاری
۳
نمیدانست شب است یا روز، البته اهمیتی هم نداشت. وقتی خوابش میآمد، میخوابید و وقتی نه، بلند میشد.
زهرا غفاری
۳
بازیکردن نقش قربانی سخت نیست.
°•sara_hp•°
۳
مردها فقط پسربچههایی هستند که شلوارهای بلندی پا میکنند. باید ولشون کنی تا توی گند و کثافتی که دوست دارن بازی کنند. اینطوری شادترن.»
زهرا غفاری
۲
«همیشه تحت سلطهٔ نظامی هستیم که داریم توش زندگی میکنیم.»
°•sara_hp•°
۲
جنگْ برای تمامی مردم نکبت و بدبختی و رذالت است
معصومه
۲
دیگر نمیدانست چه کسی یا چه چیزی بود.
زهرا غفاری
۱
از اون آدمهاییه که کمی به سرنوشت و تقدیر معتقده. قابل درکه. به نظر اون، جنگ همهچیز رو از دستش گرفت. خونه و کارش، مقامش، آزادیش رو. هر چهار فرزندش رو. مدام خودخوری میکنه و سوگواره.
معصومه
۰
. وجدان چه چیز فریبکاری میتوانست باشد