جملات زیبای کتاب حرفه ای | طاقچه
تصویر جلد کتاب حرفه ای

بریده‌هایی از کتاب حرفه ای

انتشارات:نشر ثالث
امتیاز
۲.۸از ۹ رأی
۲٫۸
(۹)
«برای طبیعت یه میلیون سال طول کشید تا میمون رو به انسان تبدیل کند اما کمونیست‌ها در کمتر از نیم قرن انسان رو به میمون تبدیل کردند.»
0r2b80
نمی‌تونم روی صندلی‌های راحت بشینم. اون موقع‌ها که می‌تونستم صندلی راحت نداشتم. حالا که دارم نمی‌تونم روشون بشینم.
Mel
نمی‌دونم هنوز از پدرت دلخور هستی یا نه؟ و اینکه هنوز پدرت و هم‌نسل‌هاش رو مقصر به وجود اومدن این نظام پست می‌دونی یا نه؟ شاید هم مثل من باور داری که این نظام بیچاره، اون‌ها رو بیچاره‌تر کرد. پدرت یه شبه پیر شد. انگار مردم ما برای پیرشدن عجله دارند تا شاید بتونند به واسطۀ ظاهرشان، عزت و احترامی رو که همیشه از آن بی‌نصیب مونده‌ن به دست بیاورند.
Mel
«من کمونیست نیستم که بتونم دروغ بگم.»
0r2b80
آخرین‌باری که با پدرم دعوا کردم بهش گفتم که اون و هم‌نسل‌هاش به کسانی خدمت کردند که از خودشون بدتر بودن. اون‌هایی که با بی‌عدالتی می‌خواستن بی‌عدالتی رو ریشه‌کن کنند. با بدی می‌خواستن بدی رو پاک کنند. شما همیشه یه دشمن فرضی و خیالی دارید که چون اون می‌خواد با شما بجنگه و بدی کنه شما هم یه بهانه پیدا می‌کنید که اون رو تو شرایط جنگی نگه دارید.
Mel
مارتا: نمی‌دونم کیه. قبلاً ندیده بودمش. یه کم عجیب به نظر می‌آد. گمون نکنم نویسنده باشه. تیا: نویسنده است. مطمئناً نویسنده است مارتا. این روزها همه نویسنده‌ن ولی دیگه هیچ‌کس شبیه نویسنده‌ها نیست. هر چی کمتر شبیه نویسنده‌ها باشن بیشتر کتاب می‌نویسن.
Mel
آدم‌ها سعی می‌کنن با کلمه‌ها روی افکارشان سرپوش بذارن.
Mel
تیا: من حتی شنیدم که اون‌ها بعضی وقت‌ها اگه چیزی ــ خب متوجه منظورم که هستید، منظورم نوشته‌های دردسرساز و بو داره ــ پیدا کنن، پلیس رو در جریان می‌ذارن. لوک: بله، بله این کار رو می‌کنن. تیا: می‌بینید! به جای این‌که پلیس برای مردم کار کنه، مردم دارن واسه پلیس کار می‌کنن.
Mel
«برای طبیعت یه میلیون سال طول کشید تا میمون رو به انسان تبدیل کند اما کمونیست‌ها در کمتر از نیم قرن انسان رو به میمون تبدیل کردند.»
Mel
وقتی انداختنم بیرون، بهم پیشنهاد کردن نگهبان شب یه فروشگاه بزرگ بشم تا جلوی دزدی رو بگیرم. اما موضوع اینه که من به اندازۀ کافی تاریکی و دزد دیده بودم. دیگه نمی‌خواستم وقتم رو هدر بدم وقتی اون‌هایی که در رأس هستن، همۀ ارزش‌ها رو دزدیدن.
Mel
بهم گفت «چرا تظاهر می‌کنی که پستچی‌ای وقتی که پلیسی؟» با این‌که یونیفورم پستچی تنم بود اون من رو متهم کرد که پلیسم. تو از من دفاع کردی. ولی اون به سگی که تو نمایش دل سگ بازی می‌کرد اشاره کرد و گفت «اگه این مرد پستچی بود اون سگ رو فوری گازش می‌گرفت. ولی اون پلیسه چون حتی سگه هم ازش می‌ترسه.» دماغ گنده‌ش خوب کار می‌کرد.
0r2b80
«من کمونیست نیستم که بتونم دروغ بگم.»
0r2b80

حجم

۳۵٫۶ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۳

تعداد صفحه‌ها

۶۳ صفحه

حجم

۳۵٫۶ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۳

تعداد صفحه‌ها

۶۳ صفحه

قیمت:
۵۵,۰۰۰
۴۴,۰۰۰
۲۰%
تومان