ر میان زندگی عادیشان یک چیز کاملاً غیرعادی بود. مارتی حتی از بابابزرگ پرسیده بود امکان دارد با آرزوها خیلیخیلی بزرگ شود و بترکد؟ اما بابابزرگ عاقلانه سرش را بهنشانهٔ نه تکان داده و به مارتی اطمینان داده بود که هیچوقت کسی یا چیزی از رؤیا لبریز نمیشود.