شعری به یاد روزهای ورود امام خمینی(ره)
آسمان بیقرار چشمانش
صبح آیینهدار چشمانش
در زمستان اگرچه میآمد
موج میزد بهار چشمانش
چشم گفتم به خاطرم آمد
چشمه بیغبار چشمانش
چشمه گفتم گریستم از شوق
در پی چشمهسار چشمانش
چشمهچشمه نگاه من شد رود
رود شد ... آبشار چشمانش
آبشاری که طرح آن را ریخت
سالها انتظار چشمانش
مثل طرح دریچهای به ظهور
سایه تکسوار چشمانش
بیتعارف چقدر زیبا بود
گردش روزگار چشمانش
:)