
بریدههایی از کتاب ایدئولوژی های سیاسی
۲٫۸
(۳۰)
همهٔ آدمها اندیشمندان سیاسیاند. آنها هر زمان که نظرشان را بیان میکنند، چه خودشان بدانند و چه ندانند، از ایدهها و مفاهیم سیاسی استفاده میکنند.
A. Asadi
مضمون اصلی ایدئولوژی لیبرال التزام به فرد و اشتیاق به ساختن جامعهای است که در آن آدمها بتوانند خواستههایشان را برآورده سازند و به خرسندی دست یابند.
A. Asadi
بااینحال، تفاوتهای مهمی بین لیبرالیسم کلاسیک و لیبرالیسم مدرن وجود دارد. مشخصهٔ لیبرالیسم کلاسیک باور به یک دولت «حداقلی» است، دولتی که نقش آن محدود به حفظ نظم داخلی و امنیت شخصی است. در مقابل، لیبرالیسم مدرن میپذیرد که دولت باید به مردم برای یاری رساندن به خودشان یاری رساند.
A. Asadi
بدین صورت که تفکر دستچپی (چپگرا)، معمولا بر مبنای باور به پیشرفت، از تغییر استقبال میکند، درحالیکه تفکر دستراستی (راستگرا) دربرابر تغییر مقاومت میکند و میکوشد از وضع موجود دفاع کند
yasin
لیبرالها با این ایده بهشدت مخالفاند که برخی افراد بر مبنای عواملی «غیرعقلانی» مانند جنسیت، نژاد، رنگ پوست، عقیده، دین یا پسزمینهٔ اجتماعی، از هر نوع امتیازات یا مزایای اجتماعیای برخوردار باشند که از دیگران دریغ شدهاند.
A. Asadi
لیبرالها برای آزادی بهعنوان ارزش فردگرایانهٔ اعلا اولویت قائلاند. لیبرالهای کلاسیک مدافع آزادی منفی به معنای غیاب موانع و محدودیتهاـــیا آزادی انتخابـــهستند، درحالیکه لیبرالهای مدرن از آزادی مثبت، به معنای رشد شخصی و شکوفایی انسانی، طرفداری میکنند.
محافظهکاران بهطور سنتی پشتیبان نگرش ضعیفی از آزادیاند، به این معنا که آزادی را بهمثابهٔ پذیرش مشتاقانهٔ وظایف و مسئولیتها در نظر میگیرند و آزادی منفی را عاملی دانستهاند که کیان جامعه را تهدید میکند. این در حالی است که راست جدید بر آزادی منفی در حوزهٔ اقتصادی، در قالب آزادی
A. Asadi
سوسیالیستها عموماً آزادی را به سیاق مثبت در اشاره به قِسمی خودتحققبخشی درک کردهاند که از طریق کار خلاق آزاد یا تعامل اجتماعی همکاریجویانه به دست آمده باشد.
A. Asadi
سوسیالدموکراتها آنجا که با آزادی بهمثابهٔ تحقق استعداد فردی برخورد کردهاند به لیبرالیسم مدرن نزدیک شدهاند.
آنارشیستها آزادی را ارزشی مطلق انگاشتهاند و بر این باورند که آزادی با هیچ شکلی از اقتدار سیاسی سازگار نیست. در اینجا آزادی به معنای نیل به خودآیینی شخصی درک میشود، نه «وانهاده شدن» صرف، بلکه خودمدار و خودمحور بودن به شیوهای عقلانی.
فاشیستها هر شکل از آزادی فردی را یاوه میدانند و ردش میکنند. در مقابل، آزادی «حقیقی» به معنای تسلیم شدن بیچونوچرا به ارادهٔ رهبر است و هضم و جذب فرد در دل اجتماع ملی.
A. Asadi
انسانها تاآنجا که موجوداتی عقلانی و فکورند میتوانند خیر و صلاح خود را تعریف و تعقیب کنند. لیبرالها بههیچوجه بر این باور نبودند که افراد از این حیث خطاناپذیرند، منتها باور به عقل لیبرالیسم را در تقابلی جدی و همیشگی با پدرمآبی قرار میدهد.
A. Asadi
میل نمیپذیرفت که هیچگونه محدودیتی بر فرد به قصد بازداشتن او از آسیبزدن فیزیکی یا اخلاقی به خودش اعمال شود. چنین دیدگاهی تلویحاً قائل به آن است که، برای مثال، قوانینی که رانندگان خودرو را به بستن کمربند ایمنی یا موتورسواران را به استفاده از کلاه ایمنی مجبور میکنند همان اندازه غیرقابل قبول هستند که هر شکل از سانسور بهمنظور اعمال محدودیت بر آنچه فرد میتواند بخواند یا به آن گوش کند. لیبرتارینهای رادیکال میتوانند بر همین اساس از حق افراد برای استعمال مواد اعتیادآوری مانند هروئین و کوکائین نیز دفاع کنند.
A. Asadi
این نقد آنارشیستی بر قانون و حکومت را در یکی از هجمههای معروف پییرـژوزف پرودون (۱۹۲۳ [۱۸۵۱]) میتوان دید:
حکومتشدن یعنی نظارتشدن، بازجوییشدن، جاسوسیشدن، هدایتشدن، قانونگذاری شدن، سختگیریشدن، محبوسشدن، تلقین شدن، موعظه شدن، کنترل شدن، قضاوتشدن، ارزیابیشدن، سانسورشدن، امرونهیشدن؛ همهٔ اینها بهوسیلهٔ موجوداتی که نه حق این کار را دارند، نه دانشش را و نه شایستگیاش را.
الف.
تأکید بر اهمیت فرد دو معنای ضمنی متباین دارد. اول، این تأکیدْ بیمانندی یا منحصربهفرد بودن هر انسان را برجسته میسازد: افراد عمدتاً با صفات و ویژگیهای درونیای که مخصوص خودشان است تعریف میشوند. دوم، تکتک آنها از آن جهت که همهشان بیش و پیش از هرچیز فرد و بدین عنوان برابر هستند به هر روی شأن مشابهی با همدیگر دارند.
Aban_RV
موضع لیبرالی به بیان ساده چنین است: خودپسندی بهاضافهٔ قدرت مساوی است با فساد. این نکته در هشدار معروف لرد اَکتون نمود یافته: «قدرت میل به اِفساد دارد، و قدرت مطلق بهطور مطلق فاسد میکند»؛ و نیز در نتیجهگیریاش: «مردان بزرگ تقریباً همیشه مردان بد هستند» (۱۹۵۶).
الف.
نظریهپردازان «پایان تاریخ» مانند فوکویاما اعلام کردند که لیبرالدموکراسی خودش را بهمنزلهٔ شکل نهایی حکومت بشری تثبیت کرده است. چنین دیدگاهی درواقع به معنای تلقی ویژهای است که برطبق آن لیبرالدموکراسی «وضعیت پیشفرض» برای جوامع انسانی است.
Aban_RV
در دورهٔ فئودالی، تصور چندانی دربارهٔ افرادی که خواستههای خودشان را داشته باشند یا از هویتهای شخصی و منحصربهفرد برخوردار باشند وجود نداشت. در آن دوره به آدمها همچون اعضای گروههای اجتماعیای که بدانها تعلق داشتند نگاه میشد: خانواده، روستا، اجتماع محلی یا طبقهٔ اجتماعیشان. زندگی و هویت آدمها تا حد زیادی بهوسیلهٔ ماهیت این گروهها تعیین میشد، آنهم در فرایندی که از نسلی به نسل دیگر تغییر چندانی نمیکرد.
Aban_RV
«من از آنچه میگویی بیزارم، اما تا پای جان از حق تو برای گفتن آن دفاع میکنم.»
Aban_RV
ازآنجاکه نقش شایستهٔ حکومت حفاظت از زندگی، آزادی و دارایی است، هیچگونه حقی برای دخالت در امر «مراقبت از ارواح آدمیان» ندارد.
Aban_RV
حجم
۲٫۰ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۴۸۰ صفحه
حجم
۲٫۰ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۴۸۰ صفحه
قیمت:
۳۹۰,۰۰۰
۲۷۳,۰۰۰۳۰%
تومان