جملات زیبای کتاب ره نامه (جلد یازدهم، ولایت فقیه) | طاقچه
تصویر جلد کتاب ره نامه (جلد یازدهم، ولایت فقیه)
off
٪۷۰

کتاب ره نامه (جلد یازدهم، ولایت فقیه)

نوع کتاب
۳.۸ امتیاز(از ۱۶ رأی)
٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
ماهد
۴
چیستی ولایت ولایت در اصطلاح اوّلی قرآن یعنی بههمپیوستگی و همجبهگی و اتّصال شدید یک عدّه انسانی که دارای یک فکر واحد و جویای یک هدف واحد هستند، در یک راه قدم برمیدارند، برای یک مقصود تلاش و حرکت می‌کنند
میثم
۳
پآیه‌ی مشروعیّت حکومت فقط رأی مردم نیست؛ پآیه‌ی اصلی، تقوا و عدالت است؛ منتها تقوا و عدالت هم بدون رأی و مقبولیّت مردم کارایی ندارد. لذا رأی مردم هم لازم است، اسلام برای رأی مردم اهمّیّت قائل است.
zahraa
۳
من از این جهت روی این تکیه می‌کنم که گاهی شنیده می‌شود کسانی در گوشه و کنار وقتی صحبت از هدایت و راهنمایی و بیان حقایق دینی و مانند اینها می‌شود، می‌گویند آقا، مگر ما موظّفیم مردم را به بهشت برسانیم؟ خب بله؛ بله، همین است. فرق حاکم اسلامی با حکّام دیگر در همین است: حاکم اسلامی می‌خواهد کاری کند که مردم به بهشت برسند؛ به سعادت حقیقی و اُخروی و عقبائی برسند؛ [لذا] راه‌ها را باید هموار کند. اینجا بحثِ زور و فشار و تحمیل نیست؛ بحثِ کمک کردن است. فطرت انسانها متمایل به سعادت است، ما باید راه را باز کنیم؛ ما باید کار را تسهیل کنیم برای مردم تا بتوانند خودشان را به بهشت برسانند؛ این وظیفه‌ی ما است، این کاری است که امیرالمؤمنین بار آن را بر دوش خود گرفته است و احساس وظیفه می‌کند که مردم را به بهشت برساند
zahraa
۲
اگرچه ولایت یک امر سیاسی است، امّا همه‌ی مضمون ولایت در سیاست خلاصه نمی‌شود. این ولایت، پرتویی از ولایت ذات مقدّس پروردگار است. این ولایت، ناشی از حضور ولایت اله‌ی در وجود امیرالمؤمنین است، همچنان که در وجود پیامبر مکرّم اسلام بود. این ولایت، فرعی از آن اصل و میوهای از آن ریشه است. لذا از آن به ولایت تعبیر شده است. ولایت در حقیقت به معنای پیوند، ارتباط و اتّصال است. آن کسی که منصوب به این مقام است، برخلاف حکّام و فرمانروایان عالم، فقط یک فرمانروا یا یک سلطان و یک حاکم نیست بلکه یک ولی است، به مردم نزدیک است، به آنها پیوسته است و مورد اتّکاء دل و جان مردم است. این معنا در امیرالمؤمنین و در ائمّه‌ی معصومین (ع) وجود دارد.
zahraa
۲
امّت اسلامی با یک تلاش مجاهدانه و مجدّانه می‌تواند تمدّن اسلامیِ باب این دوران را طرّاحی کند، شالودهریزی کند، به ثمر برساند و آن را در مقابل بشریّت قرار بدهد
zahraa
۱
تا آخر دنیا هر جا مسلمانها بخواهند و همّت کنند و هدایت شوند از سوی خدا به اینکه اسلام و جامعه‌ی اسلامی را تحقّق ببخشند، ضابطه و قاعدهاش این است: باید امامت را احیاء کنند. بشر انواع و اقسام حکومتها را تجربه کرده است؛ اسلام این حکومتها، قدرتمندیها و قدرتمداریها را قبول ندارد؛ امامت را قبول دارد. این قاعده‌ی اسلام است.
zahraa
۱
حیات طیّبه، یعنی آن ملّتی که تلاش می‌کند، سازندگی می‌کند، صنعت و بازرگانی و کشاورزی را به اوج میرساند، قدرت علمی و تکنیکی پیدا می‌کند، پیشرفت‌های گوناگون در همه جهت به دست می‌آورد؛ امّا در همه‌ی این حالات، دل او هم با خدا است و روزبهروز هم با خدا آشناتر می‌شود
zahraa
۱
حیات طیّبه یعنی زندگی گوارا. یک ملّت آن وقتی زندگی گوارا دارد که احساس کند و ببیند که دنیا و آخرت او بر طبق مصلحت او به پیش می‌رود و به سمت هدفهای او حرکت می‌کند؛ این زندگیِ گوارا است؛ فقط «دنیا» نیست، فقط هم «آخرت» نیست. آن ملّت‌هایی که به زندگی دنیا چسبیدهاند و موفّق شدهاند که زندگی دنیوی را به مراتب پیشرفت‌های از کمال برسانند، لزوماً زندگی گوارا ندارند. زندگیِ گوارا وقتی است که رفاه مادّی با عدالت، معنویّت و اخلاق همراه شود. و این را فقط ادیان اله‌ی می‌توانند برای بشر تأمین کنند. اسلام می‌خواهد هم مادّه و هم معنا، هم پول و رفاه، هم ایمان و معنویّت، هم پیشرفت اقتصادی و هم شکوفایی اخلاقی و معنوی در جامعه‌ باشد. این حیات طیّبهی اسلام است.
zahraa
۱
خطّ کلّی نظام اسلامی، رسیدن به تمدّن اسلامی است... باید معلوم باشد که این حرکت عظیم نظام اسلامی و حرکت به سمت آن آینده‌ی آرمانی _ که ایجاد تمدّن اسلامی است؛ یعنی تمدّنی که در آن، علم همراه با اخلاق است؛ پرداختن به مادّیّات، همراه با معنویّت و دین است؛ و قدرت سیاسی، همراه با عدالت است _ یک حرکت تدریجی است. البتّه پُرهیجان است؛ امّا هر کس بداند چه کار می‌کند. هر قدمی که برمیدارد، برای او هیجانانگیز است؛ امّا این کار عظیم و ماندگار تاریخی، این کاری که سر و کارش با نسلها و قرنها است، این را نباید با کارهای دفعی، جزئی و شعاری اشتباه کرد. این کاری است که باید گامبهگام، هر گامی محکمتر از گام قبل، با نگاه دقیق نسبت به هر قدمی که برمیداریم و با دید نافذ نسبت به مسیری که طی می‌کنیم، همراه باشد
'Z
۰
تنها آن انسانهایی می‌توانند موانع بیرونیِ آزادی را برطرف بکنند و محدودکنندگان آزادی را به زانو دربیاورند که قبلاً توانسته باشند موانع درونی را یا بعضی از آنها را از سر راه خودشان بردارند و در دل و جان خود آزاد بشوند... واژهی مقدّس تقوا و تزکیه که این همه در اسلام بر روی آن تکیه شده است، در حقیقت همان فائق آمدن بر موانع درونی آزادی است.