جملات زیبای کتاب درنایی در میان گرگ ها | طاقچه
تصویر جلد کتاب درنایی در میان گرگ ها

کتاب درنایی در میان گرگ ها

نوع کتاب
۴.۶ امتیاز(از ۷ رأی)
پدیدآورندگان: 
جون هور، مهشید سجادی، مینا ملائی... بیشتر
٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
Sophie
۹
«اصلاً منطقی نیست! چرا برای آقایون اینقدر سخته که خانما رو تنها بذارن؟»
Sophie
۷
بایستی با تاریخ مواجه شویم، چون در صورتی که نادیده‌اش بگیریم دوباره تکرار می‌شود.
Sophie
۶
«در دوران تاریکی هر مادری مادر خودته. هر بچه‌ای بچهٔ خودته و هر خواهری خواهر خودت...»
Sophie
۵
«ما در زمانه‌ای زندگی می‌کنیم که باید درونی‌ترین افکارمون رو پنهان کنیم. زمانه‌ای که صحبت صادقانه می‌تونه باعث اعدامت بشه.
Sophie
۴
«ما در دوران وحشتناکی زندگی می‌کنیم. دورانی که حقیقت جرمه و هیچ کاری نمی‌تونیم در موردش انجام بدیم.»
Sophie
۴
هیچ جوانی در این پادشاهی آینده‌ای نداشت. تمام چیزی که ذهنمان را درگیر می‌کرد این بود که حتی برای دیدن فردا زنده خواهیم ماند یا نه.
Sophie
۴
«امیدوارم در زندگی بعدیمون دوباره همدیگه رو ببینیم. این بار در شرایط بهتری.»
Sophie
۳
«مشکلی نیست. مشکلی نیست. این سرنوشت ماست. ما حتی وقتی درد می‌کشیم باید ساکت بمونیم. ما باید تحمل کنیم.»
Sophie
۳
«و ما جا موندیم، بدون اینکه بدونیم چطوری توی این قلمرو زندگی کنیم. توی دنیایی که اونا دیگه توش نیستن.»
Sophie
۳
«اگه فرصتش پیش نیومد که توی این دنیا دوباره همدیگه رو ببینیم، توی زندگی بعدیم پیدات می‌کنم... یا توی هر زندگی‌ای که بتونم دوباره توش ببینمت.»
Sophie
۰
«تا باور کنم که زندگی چیزی فراتر از این لحظهٔ فلاکت‌باره.»
Sophie
۰
حکومت‌ها در سرزمین‌هایی که غرق در اشک بودند سر برمی‌آوردند و سقوط می‌کردند.