جملات زیبای کتاب فانوس خاطرات گم شده | طاقچه
تصویر جلد کتاب فانوس خاطرات گم شده

بریده‌هایی از کتاب فانوس خاطرات گم شده

انتشارات:نشر مون
امتیاز
۵.۰از ۳ رأی
۵٫۰
(۳)
بچه‌ها با سرعتی تغییر می‌کنند که در مخیلهٔ بزرگ‌ترها نمی‌گنجد.
آرام
هیراساکا گفت: «روندش همینه. تو مسیر زندگی که پیش می‌ریم، باید بعضی از خاطرات رو ول کنیم.»
آرام
وقتی فیلی به مرگش نزدیک می‌شود، از گله جدا می‌شود و به قبرستانی می‌رود که بقایای سایر فیل‌های گله در آنجاست و همان‌جا منتظر مرگش می‌ماند.
آرام
کدام بچه‌هایی داشتند که باید شکمشان را سیر می‌کردند. همه جان می‌کندند که فقط زندگی‌شان را بگذرانند.
آرام
زندگی لحظاتی هست که این فرصت را داری با چند کلمهٔ سنجیده، هدیه‌ای به کسی ببخشی.
آرام
«همچین آش دهن‌سوزی هم نبود زندگی‌م، نه...؟»
آرام
دوراهی‌هایی از این دست که هیچ پاسخ درستی نداشت گاهی او را به این فکر می‌انداخت که نکند واقعاً جهان از بازی دادن آدم‌ها خوشش می‌آید.
آرام
دوراهی‌هایی از این دست که هیچ پاسخ درستی نداشت گاهی او را به این فکر می‌انداخت که نکند واقعاً جهان از بازی دادن آدم‌ها خوشش می‌آید.
آرام
هرچی خاطره‌ای مهم‌تر باشه، بیشتر و بیشتر سراغش می‌ریم و مرورش می‌کنیم. ولی همین باعث می‌شه کم‌کم جزئیات رو فراموش کنیم...»
آرام
«مردم حتی در مرگ هم دوست دارن دانششون رو با بقیه در میون بذارن. هرچند باید اعتراف کنم که گاهی زیاده‌روی می‌کنن.»
آرام
در آن سال‌های پرآشوب پس از جنگ، بسیاری از کسب‌وکارها خوابید و بیکاری همه‌گیر شد. حتی آن‌هایی که آن‌قدر خوش‌شانس بودند که سر کارشان بمانند، معمولاً دیر حقوق می‌گرفتند. از آنجایی‌که فقط با آن پول زندگی‌شان را می‌گرداندند، اوضاع خیلی زود بدتر شد. حتی مادرهایی که بچهٔ کوچک داشتند مجبور بودند بچه‌ها را به حال خود بگذارند تا برای تأمین غذا کار مزدی یا تمام‌وقت پیدا کنند.
آرام
همان‌طور که انتظار می‌رفت، برچسب قرمزی بالای پرونده‌ای بود که یاما دستش داد. این هشداری بود که می‌گفت مهمانْ تصادفی یا به مرگ طبیعی نمرده است یا به قتل رسیده یا خودکشی کرده است، به عبارتی انسانی در مرگش دخیل بوده.
آرام
اون‌طور که شنیدم، هیچ تقسیم‌بندی دقیقی بین بهشت و جهنم وجود نداره.»
آرام
با خودش فکر کرد یک جای کار این دنیا می‌لنگد که در آن بچه‌ها می‌میرند و او، به‌خصوص او، چهل‌وهفت سال عمر می‌کند.
آرام
زندگی دو نوع آدم هست؛ اون‌هایی که لایق کتک خوردن هستن و اون‌هایی که لایقش نیستن
آرام
تو حیطهٔ کاری ما، احترام خیلی مهم است. اگر آن‌طور که لیاقتش را داری به شما احترام نگذارند، شرفت به باد رفته است.
آرام
«صبح به‌خیر. خراب بودی، تعمیرت کردم.»
آرام
«ولی دروغ نوعی نقص عملکرده.»
آرام
وقتی با مشت بزنی تو صورت کسی، بالاخره کبودی‌اش از بین می‌رود. ولی اگر چیزی را نابود کنی که قدر دنیا برایش ارزش دارد، زخمش هیچ‌وقت خوب نمی‌شود.
آرام
به‌هرحال، عبارت کاش هیچ معنایی در زندگی نداشت. محصول انتخاب‌های خودش بود، همین و بس.
آرام
«حتی وقتی کبریتی چیزی پیشت نداری، به کمک عدسی می‌تونی آتش روشن کنی. اگه هم عدسی نداشته باشی، می‌تونی از کیسهٔ پلاستیکی پر آب استفاده کنی.»
آرام
چشم‌هایش را بست و آرزو کرد دوباره رؤیایی شیرین ببیند.
آرام
دوراهی‌هایی از این دست که هیچ پاسخ درستی نداشت گاهی او را به این فکر می‌انداخت که نکند واقعاً جهان از بازی دادن آدم‌ها خوشش می‌آید.
آرام

حجم

۱۳۱٫۶ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۴

تعداد صفحه‌ها

۱۲۸ صفحه

حجم

۱۳۱٫۶ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۴

تعداد صفحه‌ها

۱۲۸ صفحه

قیمت:
۹۵,۰۰۰
تومان