
٪۶۰
mida
۱۵
اصل خودحکمرانی را از این قانون رومی گرفته بودند که «آنچه به همگان مربوط می شود باید همگان درباره اش تصمیم بگیرند.»
کاربر ۸۰۶۸۱۶۳
۷
شهروندْ آرزومندِ قانون است و قانون باید رعایت شود. فرد میداند اگر اجازهٔ استثنایی در قانون داده شود، به سود او تمام نخواهد شد. پس بیدلیل نیست که از استثنا قائل شدن میترسد و این ترس نشانهٔ آن است که قانون را دوست میدارد. ولی در مورد طبقات حاکم، قضیه فرق میکند. موقعیت اجتماعی آنها بر پایهٔ امتیاز است و آنها این گونه امتیازات را همه جا میجویند. اگر میخواهند قانون باشد، برای این نیست که از آن اطاعت کنند، برای این است که خودشان قاضی باشند.(۸)
علی
۶
«ملت آزاد فرمان میبرد ولی نوکری نمیکند. رهبر دارد ولی سرور ندارد. از قانون اطاعت میکند، اما فقط از قانون اطاعت میکند؛ و قدرت قانون در این است که زور نگوید تا وادار به اطاعت کند.»
msakrypton
۳
این کاهش آگاهی مدنی روندی است که در دیگر دموکراسیهای غربی نیز به چشم میخورد، از جمله در آمریکا. البته پیامدهایش در کشورهای مختلف یکی نیستند، ولی ضعیف شدن روحیهٔ مدنی در همه جا راه را برای ثروتمندان و عوامفریبان (یا ترکیبهایی از هر دو) باز میکند.
آرین
۳
میهن سرزمین نیست. سرزمین پِی است و میهن مفهومی که بر آن پی بنا میشود؛
tahaa_1420
۱
آزادی لیبرالیستی میخواهد فرد را تنها از مداخله در امان نگاه دارد، از اقداماتی که در آزادی انتخاب او مداخله میکنند؛ حال آن که آزادی جمهوریخواهانه قصد دارد فرد را از شرایط منجر به وابستگی نیز برهاند. آنچه لیبرالها را نگران میکند این است که آزادی عمل افراد مورد مداخله یا تحت سلطه قرار بگیرد؛ ولی جمهوریخواه علاوه بر آن و حتی بیشتر از آن نگران افسردگی مردان و زنانی است که زندگی وابستهای را سپری میکنند.
علی
۰
آنچه لیبرالها را نگران میکند این است که آزادی عمل افراد مورد مداخله یا تحت سلطه قرار بگیرد؛ ولی جمهوریخواه علاوه بر آن و حتی بیشتر از آن نگران افسردگی مردان و زنانی است که زندگی وابستهای را سپری میکنند.
ali
۰
میهندوستی تنها میتواند در خاک آزادی بروید و تنها آزادی میتواند شهروندان را به حامیان جمهوری تبدیل کند. زیر یوغ امیران و شاهان، احساس سخی میهندوستی به انحطاط خواهد گروید.
ali
۰
گفتن ندارد که منظور ما ملیت به معنی مبتذلش نیست، یعنی بیزاری از بیگانگان، بیاعتنایی به سعادت کل بشر، ترجیح ناعادلانهٔ منافع مفروض کشور خودمان، ستایش از صفات بدمان چون جنبهٔ ملی دارند، یا خودداری از پذیرش خوبیهایی که کشورهای دیگر دارند. مطلوب ما همدلی است نه دشمنی؛ همبستگی است نه جدایی. مراد ما احساس اشتراک منافع بین همهٔ کسانی است که تحت یک حکومت زندگی میکنند و درون مرزهای طبیعی یا تاریخی واحدی به سر میبرند.
