جملات زیبای کتاب مسافرخانه، بندر، بارانداز | طاقچه
تصویر جلد کتاب مسافرخانه، بندر، باراندازsubscriptionAvailable

کتاب مسافرخانه، بندر، بارانداز

نوع کتاب
۴.۳ امتیاز(از ۱۱ رأی)
پدیدآورندگان: 
احمدرضا احمدی
انتشارات: 
نشر ثالث

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
سایه
۲
دعا کنید دوباره تابستان بیاید. تابستان فصل عمومی است. زمستان فصل خصوصی است. زمستان برای پیرزن‌ها و پیرمردان است که در کنار بخاری بنشینند و چرت بزنند و برای پیردختران که در کنار بخاری بافتنی ببافند و افسوس عمر مانده را بخورند و مدام قر بزنند و قهوه بخورند.
matbuat
۱
مادرم می‌گفت: «خواب از عمر نیست، اگر خواب خوب بود گربه‌ها و خرگوش‌ها جهان را فتح می‌کردند.»
matbuat
۱
دوستی نقاش داشتم که می‌گفت: «وقتی بار سنگین باشد اسبان گاری یکدیگر را گاز می‌گیرند.»
Hamid Adibzadeh
۱
به این سرنوشتم عادت داشتم که هر چه را دوست داشتم عکس آن اتفاق می‌افتاد.
ara modiri
۱
از بحث‌های کوتاه و بلند در باره هنر و سیاست و مسابقات فوتبال نفرت پیدا کرده بودم. می‌گفتم: «سیاستمداران جهان را مثل کیک عروسی میان خود تقسیم کرده‌اند. شاعران برای فرار از خودکشی شعر می‌نویسند. کارگردان‌های سینما فیلم‌های کسالت‌آور می‌سازند که جوایز فستیوال‌های جهانی را درو کنند. از رمان‌های پر ورق می‌ترسم که تنها مصرفشان گذاشتن بین در است که باد در را نبندد. هر وقت این رمان‌ها را پشت ویترین کتاب‌فروشی‌ها می‌دیدم می‌خواستم پلیس صدا کنم بگویم به دادم برسید.»
ara modiri
۱
همه آن کسانی که گیسوان خیس داشتند عشقشان را از یاد برده‌اند. خیال می‌کنند راه نجات گریختن است. بگذار بگریزند. اما من و تو اندک اندک به پیامبران و گل‌های سرخ خو می‌گیریم. کوه‌ها به شب‌ها و آدم‌های صبور و شاخه‌های انگور تکیه داده‌اند
matbuat
۰
چه چشمان مهربانی دارید. پزشک؟ نه، چشمان پزشکان برق زندگی ندارد، بس‌که مرده و خون دیده‌اند
ara modiri
۰
امروز همه کارگردان شده‌اند، هر چه بی‌ربط‌تر و بی‌معنی‌تر بیش‌تر جایزه می‌گیرند. کسی دیگر به تئاتر و اپرا نمی‌رود. سینما در دوران جوانی ما تقدس داشت. سالن سینما امیدآفرین و باشکوه بود، مثل این‌که به پایان جهان نزدیک می‌شویم. چینی‌ها و هندی‌ها جهان را آرام آرام می‌بلعند بدون قاشق و چنگال.»
ara modiri
۰
چرا هیچ‌کس چیزی شگفت نمی‌آفریند. همیشه شنبه یکشنبه است و دوشنبه و سه‌شنبه و چهارشنبه و پنجشنبه تعطیل هستند. نه انگورهای طلایی تابستان نه به لب‌هایی که آغشته به گل سرخ و دریاست پرواز نمی‌کنند.