
کتاب این در باید بسته بماند
پدیدآورندگان:
محمد قاسم زادهانتشارات:
انتشارات مروارید٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30
مرضیه
۰
«قبلاً دربارهش خونده بودم، بهخصوص تو شعر، ولی هیچوقت تو آسمون ندیده بودمش. خیلی هم به آسمون نگاه نمیکنم. نمیتونم دقیق بگردم بین اینهمه ستاره...»
زن گفت: «عیب تو اینه که سرت خیلی تو کاغذه. رو کاغذ دنبال همهچی میگردی. از اول هم همینطور بودی.»
مرضیه
۰
«واقعیت خیلی زود خودش رو نشون میده. خیال باطل نمیتونه جلوِ ظهور واقعیت رو بگیره.
مرضیه
۰
استورلوسون از دیگران مینوشت. چیزی از او نخواندهام، اما میشناسمش. مردی نبود که از خودش حرف بزند. همهچیز خود را پنهان میکرد. میخواست در دربار و پارلمان حضور داشته باشد. آنجا خیلی نمیتوانی خودت را آشکار کنی. باید ظاهرت را نشان بدهی. آراسته و لایق دربار و پارلمان. روحت هیچگاه نباید برهنه شود، چراکه هم روحت را از دست میدهی هم جسمت را. تن و جانت به باد میرود. هیچ بندبازی سعی نمیکند بالای بند اندرون خودش را نشان بدهد، کاری میکند که دیگران هنرش را ببینند. سیاستمدار هم مثل همان بندباز است. چه کار بیهودهای هم میکنند. تنها خبر بازیشان میماند و کارهایی که هیچ معلوم نیست به آنها اعتقاد داشتهاند یا نه. هیچکس از آنها چیزی نمیداند.
مرضیه
۰
تو میتوانی مرا از سایه بیرون بیاری. قلم تو از هر سلاحی بُرندهتر است. سلاح دشمن را به عقب میزند. بعضی را وادار به کرنش میکند، اینکه چیزی بنویسند که با حرف دلشان تفاوت آشکار داشته باشد، حقیقت را کتمان کنند. اما پردهانداختن بر حقیقت زیاد دوام ندارد. حقیقت از جایی دیگر خودش را نشان میدهد. آنوقت هم صاحب قدرت رسوا میشود هم آن که حقیقت را پوشانده. ولی قلمی که بهدور از فشار و زور بنویسد، میتواند بُرندهتر از شمشیر عمل کند. این قلم حالا در دست توست.
مرضیه
۰
مرد تنها با وفاداریاش ارزش دارد.