
٪۵۰
کتاب تقصیر تو نیست
شناخت خودشیفتهها و التیام از زخمهای رابطه با آنها
انتشارات:
انتشارات میلکان٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30
اَرغَوان
۲۵
عقرب، قو را افسون میکند و از او میخواهد او را بر پشتش سوار کند و از رودخانه رد کند و قول میدهد نیشش نزند و قو برخلاف عقل سلیمش به خواستهٔ عقرب تن میدهد و او را به آنسوی رودخانه میبرد. (عقرب وعدهٔ آیندهای دروغین به قو داد و او را بمباران عشق هم کرد!) عجیب نیست که وقتی در آنسوی رودخانه فرود آمدند، عقرب برخلاف قولش قو را نیش زد. نیش عقرب نه از ره کین است، اقتضای طبیعتش این است.
Maang Mirzaei
۱۹
«بیاعتنایی، به ظالم کمک میکند، ولی به قربانی هرگز. سکوت شکنجهگر را تشویق میکند، ولی کسی را که شکنجه میشود هرگز.»
Melik
۱۹
سوگواری برای زندهها بسیار سنگینتر از سوگواری برای مردگان است.
FatemehZahra
۱۳
اگر در خانوادهای بزرگ شده باشی که «بهقدر کافی خوب نیستی» ورد زبان همه است و رازها و دروغها بهسرعت پخش میشود و گوشهگیری عادی است، شرم از همان اوایل کودکی نمایان میشود. بچههای این خانوادهها ممکن است خودشان را به آبوآتش بزنند تا داستانهای دروغی ببافند یا بکوشند تصویری «طبیعی» از خانوادهشان برای بقیه ترسیم کنند
Mahdis
۱۲
رفتارهای تکانشی یا اقدام آنی بدون درنظرگرفتن عواقبش و نبود همدلی در خودشیفتهها به این معناست که آنها نمیتوانند صبر کنند و جلوی زبانشان را بگیرند و به این بیندیشند که برخورد تند و خشنشان چه آسیبی به ما میزند.
Mahdis
۱۰
سلطهگری، مقام، قدرت، کنترلگری و میل به خاصبودن، به خودشیفتهها انگیزه میدهد. نسبت فامیلی و روابط خصوصی و نزدیکی، آنها را تحریک نمیکند؛ بنابراین مدام نیاز دارند در هر رابطهای کنترل را در اختیار بگیرند؛ یعنی اگر انگیزهات از یک رابطه ارتباط عاطفی عمیق یا صمیمیت باشد، هر دو با گامهایی بسیار متفاوت حرکت میکنید. دلیل داشتن رابطه برای فرد خودشیفته تا حد زیادی منفعت و لذت است. آنها به بدهبستانی که لازمهٔ رابطهای سالم است یا نیازهای دیگران، علاقهای ندارند.
Mahdis
۹
بیقراری
یکی از ویژگیهای شخصیت خودشیفته بیقراری است. فرد خودشیفته در پیِ هیجان و تازگی است؛ به همین دلیل ممکن است از او خیانت ببینید، زودبهزود همسرش را عوض کند، در خرجکردن و خرید زیادهروی کند یا دست به کاری جنونآمیز بزند. اگر اوضاع آنقدر که باید برای خودشیفته جذاب و هیجانانگیز یا خوشایند نباشد، مدام بیحوصله و ناامید است یا رفتارهای تحقیرآمیز دارد.
Melik
۹
«عبور همیشه بهترین راه خروج است.»
Mahdis
۷
خودشیفتهٔ اجتماعی خفیف ممکن است مدام دیگران را موعظه کند، دربارهٔ سلامتی و ورزش وسواس به خرج دهد و خوشبینی و مثبتاندیشی را همهجا جار بزند، اما مدام دربارهٔ دوستان و خانوادهاش قضاوت کند، درحالیکه خودشیفتهٔ اجتماعی شدید ممکن است رهبر یک فرقه باشد.
کاربر ۳۵۹۱۷۵۴
۷
«شخصیتی که به آزادی بیحدوحصر گرایش دارد، اگر رؤیایش خراب شود، مستعد مردمگریزی و خشم هم خواهد شد.»
FatemehZahra
۴
اضطراب دائمی یا فرسودگی، نقطهضعف تو نیست یا از ناکجاآباد نیامده؛ بلکه نتیجهٔ سوءاستفادههای عاطفی گاهوبیگاهی است که تحمل کردهای. پیامدهای رفتار فرد خودشیفته در نحوهٔ فکرکردن و ارتباط تو با جهان اثر میگذارد. گاهی این پیامدها با آنچه در افراد ترومادیده میبینیم، همپوشانی دارد. ممکن است در تغییر دیدگاهت دربارهٔ خودت و تواناییهایت یا حتی در نحوهٔ حرفزدن تو با خودت نمایان شود و بر واکنشهای هیجانی، الگوهای رفتاری و عملکرد و سلامت جسمانیات تأثیر بگذارد.
FatemehZahra
۴
نشخوار فکری در روابط خودشیفتهمحور یعنی بارها مرورکردن گفتوگوها در ذهن، بازخوانی ایمیلها و پیامهای متنی، فکرکردن دربارهٔ کارهای متفاوتی که میتوانستیم انجام بدهیم یا حرفهای متفاوتی که میشد بزنیم و تمرکزکردن روی «اشتباهاتی» که گمان میکنیم مرتکب شدهایم.
saemeh sa
۳
«تصور کنید چقدر دوستداشتن آسانتر میشد اگر تعریف مشترکی دربارهٔ عشق وجود داشت.»
FatemehZahra
۲
اگر در خانوادهای خودشیفته بزرگ شده باشی، افسوس و پشیمانی سنگینتر خواهد بود. شاید افسوس بخوری چرا نیازهای حیاتی عاطفی و اجتماعی مربوط به رشدت را نادیده گرفتی. شاید افسوس بخوری که هیچوقت کارهای بزرگ و هیجانانگیز انجام ندادی، چون احساس میکردی انگار کافی نبودی. شاید حسرت بخوری که هرگز تشویق نشدی دنبال رؤیاهایت بروی یا جایی امن و بیمنت نداشتی تا بتوانی حتی در بزرگسالی به آن پناه ببری. شاید حسرت بخوری چرا چهارچوبی برای رابطهای سالم نداشتی.
FatemehZahra
۲
یکی از تلههای بزرگ روابط خودشیفتهمحور این است که خودشیفتهها واقعاً خودشان را آدم خوبی میدانند. آنها به این قضیه ایمان دارند. این بخشی از سیستم خودبزرگبینی توهمآمیز، حقبهجانببودن و شرافت اخلاقی آنهاست. اوضاع بهمراتب راحتتر بود اگر دوره میافتادند و همهجا جار میزدند: «هی، من یه آدم عوضیم و فکر میکنم همهچی باید دربارهٔ من باشه؛ پس فقط باهاش کنار بیاین.» در این صورت وقتی رفتار بدی از آنها سر بزند یا ما را دستکاری روانی کنند، احتمالاً کمی آشفته میشویم اما غافلگیر نه، و کمتر احتمال دارد خودمان را بهخاطر بدرفتاری آنها سرزنش کنیم.
هستی هستم
۲
ما برای درمان ساخته شدهایم. زندگی همین است. طبیعت پر است از نمونههای درمان، تداوم رشد و شکوفایی موجودات زنده. رشد درخت حتی پساز اینکه شاخهاش را قطع میکنی، ادامه دارد و ستارهٔ دریایی از نو پا درمیآورد و گلها و جنگلها بعداز آتشسوزیهای عظیم دوباره سبز میشوند. تو هم فرقی با آنها نداری. شاید ذهنت در این رابطه فروپاشیده باشد، اما تو هم مثل همهٔ موجودات زنده در روزهای بینهایتسخت به خودت یادآوری کن که زندگی یعنی بهبودی.
parisa kaeimi
۲
تلاش برای زندگی در دنیای واقعی با آدمهایی که در دنیای خیالی به سر میبرند، فرساینده است.
M farhangian
۲
تا وقتی شیر قصهٔ شکار را روایت میکند، همواره از شکارچی به بزرگی یاد میشود.
FatemehZahra
۱
انسان همدل گرانبهاست و کاش در دنیایی پر از انسانهای همدل زندگی میکردیم. اما خودشیفتهها اغلب از این حُسن سوءاستفاده میکنند. حس همدلی تو را در برابر ایدئالسازی، بیاعتبارسازی، عذرخواهی و توجیه چرخههای روابط خودشیفتگی، بینهایت آسیبپذیر کرده و به منبعی عظیم از آذوقهٔ خودشیفتگی تبدیل میکند. انسانهای همدل فرصت دوباره میدهند، میبخشند و همیشه میکوشند از دید طرف مقابل به مسائل نگاه کنند.
FatemehZahra
۱
درمان به این معنا نیست که تمامی روابط خودشیفتگی بهشکل جادویی از زندگیات محو میشود؛ بلکه به این معناست که فرایند رشدت را در خارج از این فضاهای مسموم و محدود ادامه میدهی و در عین حال خودت را برای افراد خودشیفته و متقلب دیگری آماده میکنی که مواجهه با آنها گریزناپذیر خواهد بود.
FatemehZahra
۱
پذیرش نه به این معناست که اتفاقهایی را که در رابطه با فرد خودشیفته میافتد، به روی خودمان نیاوریم و نه به معنای تسلیمشدن یا تندادن به قضا. مفهوم پذیرش این نیست که توسریخور و پادری هستی. پذیرش رادیکال یعنی واقعیت دورنمای رابطه با فرد خودشیفته را میپذیریم و از همه مهمتر میفهمیم که رفتار فرد خودشیفته تغییر نخواهد کرد.
FatemehZahra
۱
روابط با افراد خودشیفته به وضعیت پیچیده میماند: فرد خودشیفته شرمافکنی میکند، یعنی شرمش را به تو منتقل میکند و تو چون همدل و مسئولیتپذیری، آن را میپذیری و درونیاش میکنی، به خودت سرکوفت میزنی و مسئولیت تمام سمهای درون رابطه را به گردن میگیری. فقط با چنین ساختاری این سبک رابطهها دوام میآورند. روزی که بالاخره میپذیری پویایی خودشیفتگی تغییر نخواهد کرد و تو مقصر نیستی، روزی است که این چرخهها تغییر میکند و رابطه دیگر «جواب» نمیدهد.
FatemehZahra
۱
سوگواری برای زندهها بسیار سنگینتر از سوگواری برای مردگان است. این سوگواری فقط بهخاطر حسرت رؤیای خانوادهای خوشبخت و سالم، پاگذاشتن به دوران سالخوردگی بههمراه همسر یا فراهمکردن خانهای محکمتر و امنتر از خانهای که خودت در آن بزرگ شدهای برای فرزندت، نیست. این سوگواری برای زندگیای است که به داشتنش امید بسته بودی و گذر از این سوگ زمان میبرد.
هستی هستم
۱
تلاش برای خوببودن بهقدر کافی رمز بهبودی است. وقتی دیگر قرار نیست برای عملیکردن غیرممکنها یعنی «کاملاً درست» انجامدادن کارها برای افراد خودشیفته تلاش کنی
هستی هستم
۱
بیان افکار و احساسات برای خودشیفته به این میماند که برای باران توضیح بدهی چرا دارد باران میبارد. باران اهمیتی نمیدهد و به باریدنش ادامه خواهد داد.
Flowery Mind
۱
ما برای درمان ساخته شدهایم. زندگی همین است. طبیعت پر است از نمونههای درمان، تداوم رشد و شکوفایی موجودات زنده. رشد درخت حتی پساز اینکه شاخهاش را قطع میکنی، ادامه دارد و ستارهٔ دریایی از نو پا درمیآورد و گلها و جنگلها بعداز آتشسوزیهای عظیم دوباره سبز میشوند. تو هم فرقی با آنها نداری. شاید ذهنت در این رابطه فروپاشیده باشد، اما تو هم مثل همهٔ موجودات زنده در روزهای بینهایتسخت به خودت یادآوری کن که زندگی یعنی بهبودی.
هستی هستم
۱
برای طیکردن مراحل پایانی بهبودی از رابطه با شخصیت خودشیفته باید به این آگاهی برسی که دیدگاه فرد خودشیفته بخش بزرگی از دریافت تو از خودت را مخدوش کرده است؛ انگار او مجبورت میکرد عینکی با شیشههای کجومعوج بگذاری و حالا باید یاد بگیری خودت را بدون آن عینک کذایی ببینی.
هستی هستم
۱
درمان همیشگی، سفری غمانگیز بهسوی فردیسازی و آیندهای روشنتر است. در این سفر راهی پیدا میکنی تا رنج را پشتسر بگذاری و باوجود تمام حوادثی که برایت پیش آمده است، بهدنبال شادی باشی. مادامیکه فرد خودشیفته در ذهنت زندگی میکند، خودت را دوست نخواهی داشت. بیرونانداختن او و سازگاری با خلأی که بهدنبال حذف او از قلب و ذهن و روحت ایجاد میشود، ضروری است.
sumit
۱
من درست بهاندازهٔ همهٔ این صاحبان کسبوکارهای نوپا باهوشم، اما روابط یا پدر پولدار نداشتم تا پیشرفت کنم. من عمرم رو برای درسخوندن توی دانشگاه یا انجامدادن کارهای مزخرف برای افراد بیلیاقت هدر نمیدم. بیکاری رو به کارکردن برای عوضیهای آیوی لیگ ترجیح میدم. تقصیر پدر و مادرمه که به من پول ندادن و شرایط بهتری برام فراهم نکردن. اونوقت دیگه توی کسبوکار کسی به گرد پامم نمیرسید.
saemeh sa
۱
«هرگز با خوک کشتی نگیر؛ چون در نهایت هر دو کثیف میشوید، با این تفاوت که خوک کثیفی را دوست دارد.»