عقرب، قو را افسون میکند و از او میخواهد او را بر پشتش سوار کند و از رودخانه رد کند و قول میدهد نیشش نزند و قو برخلاف عقل سلیمش به خواستهٔ عقرب تن میدهد و او را به آنسوی رودخانه میبرد. (عقرب وعدهٔ آیندهای دروغین به قو داد و او را بمباران عشق هم کرد!) عجیب نیست که وقتی در آنسوی رودخانه فرود آمدند، عقرب برخلاف قولش قو را نیش زد. نیش عقرب نه از ره کین است، اقتضای طبیعتش این است.