
کاربر ۶۴۵۵۱۵۰
۹
فقط آنکس فریاد میکشد که از صحت سخنان خود اطمینانی ندارد، زیرا حقیقت در صلابت آرام و سادگی سرد است که جریان دارد.
کاربر ۳۳۰۱۸۰۹
۹
ترسو منم؟ منی که کل جهان بر سرم آوار شد، اما نتوانست لهم کند و تازه از تکههای متلاشی وحشتناکش طبق طرح و نقشهٔ خودم جهان جدیدی ساختم.
کاربر ۶۴۵۵۱۵۰
۶
ضمن اینکه باید به دو خصیصه نیز اشاره کنم؛ یکی غرور افراطی، خصلتی بهارثرسیده از طرف خانوادهٔ مادری که اغلب من را از شنیدن نصیحت آدمهای پخته و باتجربهتر باز میدارد؛ و همچنین اصرار و لجبازی شدید در پیگیری اهدافم، که شاید بهخودیخود خصلت خوبی است، اما وقتی هدف مدنظر به اندازهٔ کافی مستدل و مدبرانه نباشد، خطرناک میشود " عیناً مثل کسی که همواره تند و مصمم راه میرود. پس در مسیر خطا هم که بیفتد، با همان سرعت پیش میرود و فراتر از دیگران به خطا میغلتد و بازگشتش دشوارتر از آن کسی است که آهسته و باطمأنینه حرکت میکند".
کاربر ۷۳۲۵۴۹۴
۶
این موجودات غریب بهمحض اینکه خدا با ایشان سخن میگوید، ایمان خود را از دست میدهند".
mina1374
۶
آنچه از نظر عموم استعداد ادبی نام میگیرد و سادهلوحانه تحسینش میکنند، دراصل چیزی نیست جز گرایشی سرسخت به جعل و دروغگویی".
کاربر ۷۳۲۵۴۹۴
۴
روح انسان خودش را آزاد تصور میکند و دائماً هم از این آزادی کاذب در رنجه ... پس ناگزیر برای خودش قیدوبندهایی طلب میکند. برای برخی این قیدوبند یک سوگنده، برای برخی نذر و برای دیگران قول شرف. ببینم مثلاً پیش نمیآید که شما قول بدهید یا با کسی عهدی ببندید؟ " جا دارد اشاره کنیم که بیشتر آدابورسوم و مثلاً ازدواج بر همین اساس استوارند".
کاربر ۶۴۵۵۱۵۰
۳
وقایعی وجود دارد که بهتر است مردم نه بهخاطر بسپارند و نه حتی از آنها آگاه شوند، تا ناخواسته نسبت به وجود انسانی خویش احساس بیزاری نکنند.
mina1374
۲
آن سلسلهیادداشتها در دوران دور جوانی آغاز شد، دوران بیامان یأس و هنگام فروپاشی کامل باور و امید، که یکسر حسرت و حرمان و دلسردی بود و سطرسطر آن بهوضوح گواهی میدهد که نویسندهاش، اگر نه در جنون محض که در لبهٔ مرگبارش جان میکندهاست. پس چنانچه بهیاد آوریم که این مرض تا چه اندازه مسری است، احتیاط من در استفاده از آن دفتر خاطرات کاملاً موجه و مفهوم خواهدبود.
mina1374
۲
آه، جوانی، ای جوانی شاداب و شکوفان من! با اشکی بیاراده در چشم، رؤیاهای مجلل و تکانهٔ جسورانه و جوشش شدید قدرتت را بهخاطر میآورم، اما هیچ آرزوی بازگشتت در سرم نیست، جوانی، ای جوانی شکوفان! آه، که ادراک، آن ادراک روشن و آن اقتدار تفکر بیغرض فقط با موی سپید است که به دست میآید، ادراک و تفکری که از یک پیر، یک فیلسوف و اغلب فرزانه میسازد.
Mephisto
۲
وقایعی وجود دارد که بهتر است مردم نه بهخاطر بسپارند و نه حتی از آنها آگاه شوند، تا ناخواسته نسبت به وجود انسانی خویش احساس بیزاری نکنند.
کاربر ۶۴۵۵۱۵۰
۰
همانطور که لبخند شاد و خیرخواهم که گواه ضمیری پاک و بیغش است، هیچگاه از لبانم زدوده نمیشود، روحم نیز هرگز تیرگی نمیگیرد و دلیرانه از این تنگنای زندگی خواهدگذشت و با ارادهٔ نیرومندش مرا از ورطههای وحشتناک و گردابهای بیانتهایی که جسوران بسیاری را اسیر مرگی بیهوده و بهظاهر قهرمانانه کردهاست، نجات خواهدداد.
کاربر ۶۴۵۵۱۵۰
۰
اما دریغ، همهٔ ما وقتی زن محبوبمان خیانت میکند، علوم طبیعی فراموشمان میشود!
کاربر ۷۳۲۵۴۹۴
۰
زندگی هریک از کسانی که این روزها دیدهام، در دایرهٔ معینی میچرخد که بهاندازهٔ راهروهای زندان ما نفوذناپذیر است، دایرهٔ معین بستهای از جنس صفحهٔ مدرج ساعتی که هردقیقه با معصومیتی خاص به چشم خویش نزدیکش میکنند و هرگز معنای محتوم عقربهٔ شتابانی را که همیشه به نقطهٔ اولیهٔ خود بازمیگردد، درک نمیکنند.
mina1374
۰
اما چه بهتر، زیرا بیاینکه ذهن معطوف تلاشی بیهوده برای خشنودی معده شود، روح را آزاد و رها میگذارد تا به اندیشههای والای خود بپردازد.
mina1374
۰
این تخیل انسان است که از سر هیجان اشباح و رؤیاهایی میآفریند و آنها را با یک پوچی بیانتها و همیشه خاموش انباشت میکند. بااینحال، متأسفانه هستند کسانی که به ارواح اعتقاد دارند و نظریههای هجوی را دربارهٔ نوعی رابطه بین جهان زندهها و سرزمین مرموزی که مردگان در آن به سر میبرند، میسازند. من میفهمم که گوش و حتی چشم انسان را میتوان فریفت، اما چهطور میتوان ذهن بزرگ و روشن انسان را در چنین فریب خام و مسخرهای گرفتار کرد؟
Mephisto
۰
عیناً مثل کسی که همواره تند و مصمم راه میرود. پس در مسیر خطا هم که بیفتد، با همان سرعت پیش میرود و فراتر از دیگران به خطا میغلتد و بازگشتش دشوارتر از آن کسی است که آهسته و باطمأنینه حرکت میکند".