معجزهٔ خلقت در آفریدنِ موجودی اخلاقی نهفته است.
لِویناس، تمامیت و نامتناهی
neman
وقوع خشونت حاکی از آن است که بین انسان و طبیعت، بین انسان و همنوعش گسست رخ داده است؛ گسستی که در جوهرهٔ وجود آدمی جای دارد و معرّف اوست.
Nazanin
تجربه اغلب ثابت میکند که بهندرت میشود روابط خونیای پیدا کرد که افراد در آن یکدیگر را دوست داشته باشند و احساس مثبت خواهر و برادری میانشان برقرار باشد.
Nazanin
صحنه آشناست. وقتی دو برادر هدایایی به درگاه خدا میدهند، خدا هدیهٔ هابیل را با مسرت میپذیرد و قابیل را رد میکند. این طرد، زخم خودشیفتگی را در قابیل باز میکند، زخمی که آغازگر عمل قابیل میشود.
Nazanin
منشأ زندگی، هیچ ظرفیت تمامیتبخش عشق وجود ندارد. اما خشونتِ طردکنندهٔ ناشی از نفرت وجود دارد. به این معنی که انسانها، برخلاف نظریهٔ ارسطو که انسان را «حیوانی اجتماعی» میشمرد، بهسادگی پذیرای دیگران و گشوده به جهان نیستند ــ آنها زندگی نمیکنند تا همسایهٔ خود را دوست داشته باشند. زیرا جهان و همسایه در درجهٔ اول مزاحمتهایی تهدیدآمیز و خصمانه انگاشته میشوند. هابیل برای قابیل در درجهٔ اول نوعی مزاحمت است. وجود فرزند دوم لاجرم مانند ضربهای به خوشی و حیثیت نرینهٔ فرزند اول در چشم مادرش حس میشود.
bookwormnoushin
این را هم باید اضافه کرد که خشونتِ انسان صرفاً معیار و وسیلهای برای دفاع از خود یا محافظت نیست. فارغ از هر چیز دیگر، خشونت ظاهراً چیزی است که ما واقعاً به آن میل داریم. اندیشه از دل درک و پذیرش این واقعیت ناشی میشود که ما نمیتوانیم آشفتگیهای زندگی را تحت تسلط خود دربیاوریم. اما خشونت وعده میدهد که با یک ضربه، با یک حمله، با یک حذف، میتوانیم به خواستهٔ خود دست یابیم.
bookwormnoushin