جملات زیبای کتاب در باب تسلا | طاقچه
تصویر جلد کتاب در باب تسلا
off
٪۵۰

کتاب در باب تسلا

رسیدن به آرامش به وقت تیره‌روزی

نوع کتاب
۳.۳ امتیاز(از ۱۲ رأی)
انتشارات: 
نشر مرکز
٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
eli
۱۲
‫می‌گویند «زمان درمان درد است،» ـ ‫زمان هرگز درمان نبوده است؛ ‫درد اگر درد باشد قوی‌تر می‌شود، ‫مثل رگ و پی که با گذر عمر. ‫زمان محک درد است، ‫اما درمان نیست. ‫اگر درد را درمان کرد ‫بدان که دردی در کار نبوده است.
eli
۵
هیچ‌یک با او سخنی نگفت: زیرا می‌دیدند که دردش بزرگ‌تر از آن است که بتوان با کلمات تسکینش دا
eli
۴
تبار خویش را در نظر آرید: ‫شما را برای آن نساختند ‫که چون نابخردان [بهیمیان] عمر گذرانید، ‫بلکه زادند تا به دنیا پاکی و دانش روید.
eli
۳
نخوت ایدئولوژیک‌مان سبب شده فراموش کنیم که نه خدا و نه عدالت لزوما طرف ما نیستند.
avajahangiry
۲
باید از پذیرش بار گناه تن بزنیم و به بهترین وجه ممکن تلاش کنیم معنای زندگی‌مان را درک کنیم. ما محکوم به سکوت ابدی، محکوم به بی‌معنایی نیستیم.
eli
۲
تسلّا می‌تواند ما را از اعماق نومیدی بیرون بکشاند فقط اگر جرئت داشته باشیم و بخواهیم که هم خودمان واقعیت رنج‌مان را به رسمیت بشناسیم و هم دیگران و حاضر نباشیم تسلّای کاذب کسانی را بپذیریم که رنجی را که کشیده‌ایم انکار می‌کنند یا مدعی‌اند که مستحق آن بوده‌ایم.
eli
۲
تسلّا دادن به یک فرد یعنی بارها و بارها گفتن اینکه: می‌دانم، می‌دانم. رنجی را که کشیده‌ام با دیگران در میان می‌گذارم تا آنها هم بدانند که تنها نیستند. این اساسی‌ترین و دشوارترین تمرین همبستگی است که ممکن است بر عهده‌مان قرار گیرد.
eli
۱
مزامیر به ما می‌گویند که سازندگان این سنت مردان و زنانی عین ما بوده‌اند. می‌دانستند که رنج تبعید و فقدان، ترس از مرگ و مردن یعنی چه. بدترینِ همهٔ نومیدی‌ها، چنان که آنها نیک می‌دانستند، احساس تنهایی است. تسلّایی که پیش می‌نهند این قطعیت است که دیگران هم دقیقا همین احساس ما را داشته‌اند و ما در خشم و نومیدی‌مان، و در اشتیاق‌مان برای روزهای بهتر، تنها نیستیم.
کاربر F. Rahgozar
۱
اما وظایف‌مان اینجا و اکنون روشن‌اند. اینها وظایفی هستند که در سنت‌های دینی و اخلاقیِ هر دو طرف توصیه شده است؛ وظیفهٔ به قول لینکلن «مرهم گذاشتن بر زخم‌های کشور، تیمار کسی که جنگ را تحمل کرده و تیمار بیوگان و یتیمان» ــ «بدون کین‌خواهی از هیچ‌کس، با نیکی در حق همگان، با اعتقاد راسخ به کار درست چنان‌که خداوند قادرمان ساخته کار درست را بشناسیم.»
کاربر F. Rahgozar
۱
حتی ممکن است بیاموزیم که بابت آنچه شکست‌مان دربارهٔ خودمان به ما آموخته است سپاسگزار باشیم. شکست آموزگار بزرگی است، و گذر عمر هم. هرچه پیرتر شده‌ام، دست کم یک تسلّای کاذب دور انداخته شده است.
eli
۰
‫ایوب می‌گوید که امید در گرو این است که باور داشته باشیم زندگی انسان در چشم خداوند اهمیتی دارد. اگر که ما هیچ اهمیتی نداشته باشیم چه؟
کاربر F. Rahgozar
۰
اما این کتاب دربارهٔ آدم‌ها بوده. در نهایت، این آموزه‌ها نیستند که تسلّایمان می‌دهند، بلکه آدم‌هایند: سرمشقی که گذاشته‌اند، یگانه‌بودن‌شان، شجاعت و استواری‌شان، این که زمانی که بیشتر از همیشه به آنها نیاز داریم با ما هستند. به‌وقت تیره‌روزی، هیچ چیز انتزاعی به اندازهٔ ایمان به تاریخ، پیشرفت، رستگاری، یا انقلاب چندان فایده‌ای به حال ما ندارد. اینها آموزه‌اند. به آدم‌هاست که نیاز داریم، آدم‌هایی که سرمشقی که برایمان گذاشته‌اند نشان‌مان می‌دهد که ادامه دادن، از رفتن بازنماندن، به‌رغم همه‌چیز، یعنی چه.
eli
۰
ما دشمن هم نیستیم، دوست همیم. نباید دشمن هم باشیم. هرچند شاید طوفان احساسات درگرفته، اما نباید پیوند محبت‌مان گسسته شود.