جملات زیبا از متن کتاب اولکر آبلا | طاقچه
تصویر جلد کتاب اولکر آبلا

کتاب اولکر آبلا

۳.۸(از ۳۴ امتیاز)
نوع کتاب
پدیدآورندگان: 
سرای شاهینر، مژده الفت
انتشارات: 
نشر برج

قیمت:

۶۷,۵۰۰

تومان

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
وقتی دردی داری شرکت‌کردن در شادمانی از آه‌کشیدن سنگین‌تر است.
AS4438
۱۹
انسان سالمِ جامعه‌ای بیمار بودن بسیار سخت است.»
AS4438
۱۶
«اطرافت را خوب نگاه کن، چیزهایی خواهی دید که اگر گفته شوند باور نخواهی کرد.»
AS4438
۱۲
مردها از زن دیوانه خیلی می‌ترسند. اما از دیوانه‌کردن زن‌ها نمی‌ترسند
غزل امینی نژاد
۱۱
کسی که بخواهد روی پای خودش بایستد تا گردن توی کثافت است.
AS4438
۹
آخر بابا، مگر مرگ چیست؟ اگر راست می‌گویید زنده بمانید تا ببینیم.
AS4438
۸
ای عوضی‌ها، چیزی که در نظر شما رمانتیک است برای ما اسارتی است
AS4438
۸
خندیدن دفاع از نفس است. می‌گویند آن که گریه می‌کند یک درد دارد و آن که می‌خندد هزار درد. مگر ما از سر خوشی می‌خندیم؟
AS4438
۸
زندگی می‌آید و می‌گذرد، مرگ می‌آید و نمی‌گذرد.
AS4438
۸
آدم بدبخت هم می‌خندد تا دردش را پنهان کند و از دیگران آزار نبیند. خندیدن؛ راهی است برای این‌که بگویی: «ای فلک لعنتی، پدرم رو درآوری، اما نتونستی اشکم رو دربیاری.»
AS4438
۶
تاب که بیاوری مخت کم‌کم تاب برمی‌دارد.
AS4438
۶
اگر بشر گرسنه نمی‌شد ما هنوز در عصر سنگ بودیم.
AS4438
۵
آنچه در کودکی تجربه می‌کنیم در کل زندگی‌مان منعکس می‌شود.
AS4438
۵
«بیمارستان اورژانس نورولوژی و تروماتولوژی و کاردیولوژی داره. کاش اورژانس طلاقولوژی هم داشت. این‌جوری زندگی‌های بیشتری نجات پیدا می‌کرد. برای بعضی زن‌ها ازدواج مرگبارترین بیماریه.»
AS4438
۵
ای فلک، من حق ندارم روی سرامیک‌های زمین تو با دمپایی‌های منگوله‌دار راه بروم؟ بلد نیستم از حمام خانه‌ام با لباس‌زیر بیرون بیایم؟ حق ندارم تنبلی کنم، به‌جای تخت، روی کاناپه، کنترل تلویزیون در دست بخوابم؟ نمی‌توانم پرده را بکشم و بنشینم...
AS4438
۳
شنیده‌اید مادرها به بچه‌شان می‌گویند «قربونت بشم»، «می‌میرم برات» و از این حرف‌ها... راستش راحت‌ترین کار را پیدا کرده‌اند... آخر بابا، مگر مرگ چیست؟ اگر راست می‌گویید زنده بمانید تا ببینیم.
غزل امینی نژاد
۳
البته مردجماعت اگر غرض‌ومرض داشته باشد اولکر آبلا که سهل است، حضرت اولکر هم که باشم بی‌فایده است...
AS4438
۲
شاید ما هم تلویزیون خدا هستیم. *** با تماشایمان سرگرم می‌شود.
غزل امینی نژاد
۲
وقتی آدم‌ها هدفون می‌گذارند توی گوششان بی‌آن‌که لازم باشد دهان باز کنند به طرف مقابل می‌گویند: «برو پی کارت.» خصوصاً اگر طرف از توی کیفش کتاب درآورد و شروع کند به خواندن که... دیگر باب گفت‌وگو جوری بسته می‌شود که حتی اگر بمیری هم بازشدنی نیست.
غزل امینی نژاد
۲
خندیدن؛ راهی است برای این‌که بگویی: «ای فلک لعنتی، پدرم رو درآوری، اما نتونستی اشکم رو دربیاری.» چیزی شبیه این که می‌گویند: «اصلاً هم درد نداشت.»
غزل امینی نژاد
۲
انسان‌جماعت بدون قضاوت‌کردن دیگران نمی‌تواند خودش را محق جلوه دهد.
غزل امینی نژاد
۲
خدا حتی به‌اندازهٔ پول‌خردهای فراموش‌شدهٔ روی دستگاه چای خوش‌بختی نصیبم نکرده است. بعد از این‌همه مصیبتی که در دنیا کشیده‌ام چشم به بهشت ندارم.
AS4438
۱
چای توی استکان شیشه‌ای کمرباریک یعنی خوش‌بختی. لیوان را بردم بالا و گرفتم جلوی شیشه‌های ویترین طرف خیابان. انگار از پشت یک عدسی به رنگ چای رفت‌وآمدها و پنجره‌های بیمارستان روبه‌رو را نگاه می‌کردم. حس کردم دنیا آن‌قدرها هم جای بدی نیست.
umi
۰