آزاداندیشی در جامعهٔ ما یک شعار مظلوم است. تا گفته میشود آزاداندیشی، عدّهای فوری خیال میکنند که بنا است همهٔ بنیانهای اصیل در هم شکسته شود، و آنها چون به آن بنیانها دلبستهاند، میترسند. عدّهای دیگر هم تلقّی میکنند که با آزاداندیشی باید این بنیانها شکسته شود. هر دو گروه به آزاداندیشی _ که شرطِ لازم برای رشد فرهنگ و علم است_ ظلم میکنند.
wassashaw
امّا کتابهای رمان، دنیای جدیدی برای ایشان بود. ایشان به طور حرفهای به مطالعهٔ همه جور رمانهای خارجی میپردازند که به فارسی ترجمه میشدند؛ کتابهایی نظیر «جنگ و صلح» تولستوی، «بینوایان» ویکتور هوگو، «کمدی الهی» دانته آلیگه ری، «دُن آرام» میخاییل شولوخوف، «دل سگ» میخائیل بولگاکوف، آثار رومن رولان، الکساندر دومای، میشل ژواگو، فرانتس فانون و... خلاصه به تعبیر خودشان «کمتر رمانی بود که آن وقتها اسم آورده بشود و من نخوانده باشم.» ایشان احتمال میدهند که تا سال ۱۳۳۷ قمری پیش از هجرت به قم، یعنی تا سنّ نوزده سالگی، بیش از هزار عنوان رمان خواندهاند و پس از آن نیز همواره ادامه داشته است. رمانخوانی آیتالله خامنهای فقط مربوط به دوران جوانی ایشان نیست و در زمان ریاست جمهوری و رهبری نیز رمان میخوانند.
امیرعلی واحدی