دلگرم به لبخندت، بادبانِ جسارت را
میسپارم بی هراس به تندبادِ خیال،
بازمانده
«از ناخرسندی هیچ مردی باک ندارم، آنگاه که زنی درمانده به من پناه میآورد.»
در جست و جوی کتاب بعدی
حقیقت را بگو، جانت در گرو صداقت توست.»
روستایی گفت: «صداقتم برایم از جانم عزیزتر است و هرگز یکی را با تقلب در دیگری نمیخرم.»
نرگس اصغری
اشکی خاموش بر صورتش چکید،
محمد امین چیزانی
میتوانم آزارها را فراموش کنم، اما نیکیها را هرگز.»
در جست و جوی کتاب بعدی
خداوند میدهد و خداوند بازمیستاند، نام مقدسش را مبارک بدان و تسلیم ارادهاش باش.
ahmad
زندگی جز یک زیارت نیست؛ نباید شکوه کنیم، حتی بهنجوا، باید از او پیروی کنیم،
محمد امین چیزانی
«کسی که بیش از توانش جسارت به خرج نمیدهد.»
محمد امین چیزانی
با این یقین که لبخندت میارزد آوازه را.
بازمانده
میتوانم آزارها را فراموش کنم، اما نیکیها را هرگز.
ahmad
هوراس والپول۱ در سال ۱۷۱۷ در خانوادهای اشرافی در لندن متولد شد. این ادیب، کارشناس هنری، کلکسیونر عتیقه و پژوهشگر علوم مختلف کوچکترین پسر سر رابرت والپول۲، نخستوزیر انگلستان، بو
Ali GM
«اسرار کماهمیت خودم را، اگر روزی رازی داشتم، شاید به شما بگویم، ولی اسرار مادرم را هرگز. گوشها و دیدگان فرزند جز به فرمان والدین نباید باشند.»
محمد امین چیزانی
برای دلباختگان لذتی بزرگتر از این نیست که دربارۀ دلدارشان داد سخن بدهند.»
محمد امین چیزانی
اندرز کشیشها همانقدر بر من بیاثر است که مویۀ زنان.»
محمد امین چیزانی
آیا با پیشهات و آوازۀ پرهیزکاریت سازگار است که آشکارا روستاییزادهای را میوۀ عشقهای ممنوعهات اعلام کنی؟»
محمد امین چیزانی