
بریدههایی از کتاب زن در برابر زن
۳٫۰
(۱)
یاد بگیرید خواستههای خود را طلب کنید؛ یاد بگیرید که وقتی به خواستههای خود نمیرسید، بهطرف آنها حرکت کنید.
زن باید تشویق شود که خواستههای خود را به زبان آورد و مستقیما آنها را طلب کند، نه اینکه منتظر بماند تا دیگران حدس بزنند خواستهٔ او چیست. اگر زن نتواند به خواستهٔ خود برسد نباید خود را سرزنش کند، نومیدانه از خواستهٔ خود دست بکشد، قطع رابطه کند، یا خشمگین شود؛ بلکه باید یاد بگیرد که اگر امروز به خواستهاش نرسید، فردا، یا در یک شغل دیگر، یا با یک فرد دیگر، میتواند خواستهاش را تأمین کند. زنان باید تشویق شوند که پیش بروند و ثابتقدم باشند.
maedeh
جامعه ـ شبکهٔ خانوادهٔ هستهای و گستردهٔ مردسالار ـ همیشه از زنان استقبال نمیکند. دوستی به من گفت از وقتی که بیوه شده است، زنان متأهل عضو گروه همکیشان او، دعوت کردن او به مهمانی شام یا سایر مناسبتهای اجتماعی را متوقف کردهاند.
maedeh
اگر با زنی دیگر همعقیده نباشیم، باید با او محترمانه و بامحبت برخورد کنیم. باید مفهوم «حریف قابل احترام» را در خود پرورش دهیم. ما نباید بهطور خودکار، حریفان یا رقبای خود را از اعتبار ساقط کنیم. زنان ملزم نیستند که عاشق یکدیگر باشند یا از یکدیگر متنفر باشند. حتی نیازی نیست که یکدیگر را دوست داشته باشند. منظور من این است که زنان باید به شیوهای متمدنانه با یکدیگر رفتار کنند. در نهایت، زنان باید یاد بگیرند که چگونه از یک زن دیگر، برای یک کار محبتآمیز کوچک، تشکر کنند؛ برخلاف اینکه انتظار داریم تمام کارها را یک زن دیگر انجام دهد و اگر نداد، عصبانی میشویم.
maedeh
مردان رقابت و مخالفت کردن با یکدیگر را امری طبیعی و چهبسا، خوشایند تلقی میکنند؛ در این موارد، آنها مشاجرهها را شخصی نمیکنند و بر این باور نیستند که دوستی یا رابطهٔ کاری آنها، در نتیجهٔ اختلافنظر شدید به خطر میافتد. اما زنان، چنین کاری میکنند.
maedeh
وقتی ما موضوعی را به کلام در میآوریم یا مینویسیم، به آن اندازه که پیشتر تصور میکردیم، یا به آن اندازه که بهراستی ممکن است هولناک باشد، هولناک به نظر نمیرسد. شرمساری و اندوه در سکوت پرورده میشود. به کلام در آوردن مکنونات، همان چیزی است که ما را انسان کرده است؛ همان کاری است که انسان واقعی انجام میدهد.
maedeh
محققان اهل اروپا، امریکای شمالی و استرالیا نشان دادند که خشونت کلامی و غیرمستقیم در بین دختران و زنان، شامل چنین مواردی است: لقبگذاری، توهین، مسخره کردن، تهدید کردن، اخراج کردن، دوست شدن با کسی دیگر بهعنوان انتقام، نادیده گرفتن، غیبت کردن، بدگویی پشت سر فرد، و تلاش برای جلب نظر دیگران با هدف بیبهره ماندن فرد مورد نظر از محبت. بهطور کلی، شکلگیری گروهها و دار و دستههای صرفا زنانه، از نخستین سالهای زندگی شروع میشود.
maedeh
در واقع، صِرف زن بودن یک فرد به این معنی نیست که او سایر زنان را دوست دارد، به آنها اعتماد میکند، یا میتواند بهخوبی در کنار ایشان کار کند. گرچه زنان در مقایسه با مردان، از نظر احساسی بسیار پرشور و از نظر رابطهٔ فردی، تیزبینترند، برخی از آنها نیز سایر زنان را دوست ندارند و به آنها اعتماد نمیکنند. با وجود امتیازهای جدید زنان در زمینهٔ تحصیلات و شغل، و در عین وجود الگوهای آزادیخواهانهٔ حق رأی زنان، تحقیقات نشان میدهند که بسیاری از زنان، هنوز زنان رهبری را که دارای روشهای مردانهٔ رهبری هستند، دوست ندارند و زنان خانهدار را بر زنان شاغل ترجیح میدهند.
maedeh
«اگر زنان از صحه گذاشتن بر معیارهای مردسالارانه خودداری کنند، مسئله تغییر خواهد کرد؛ بهخصوص به این دلیل که زنان برای خشنود کردن یکدیگر، یا دستکم نرنجاندن یکدیگر، راه درازی در پیش دارند.»
این نویسندهٔ کتابهای پر سر و صدا دوست دارد، «زنان با این عقیدهٔ ساده شده که، مرد دشمن است و زن قربانی، مبارزه کنند.» ما همه از ظرفیت رفتار کردن به شیوههای ستمگرانه، مستبدانه و زخمزننده برخورداریم (چه این قدرت نهادینه شده باشد، چه نشده باشد)؛ بنابراین، ستمگر بهطور بالقوه، در درون ماست و باید در مقابل آن مقاومت کنیم.
maedeh
مارگارت فیشرلیچ نویسنده و پزشک، اظهار میدارد که نیاز زنان به دوست داشتن مردی که به آنها ستم میکند، به همانندسازی با قوانین و تعصبهای مردانه میانجامد. در آلمان نازی، اغلب زنان، خود را از نگرشهای متعصبانهٔ آن زمان جدا نمیدانستند. در عوض، با ظالم همانندسازی میکردند و از یکدیگر انتظار داشتند به تحمیلهای مردسالارانهٔ فاشیستی متعهد باشند. مردان بهتنهایی مسؤول تفکر مردسالارانه نیستند؛ زنان هم خواستههای آنها را دارند و حتی همدستانی پرشورتر هستند. فیشرلیچ معتقد است که زنان، صرفا با آگاه شدن از پرخاشگری و احساس گناه خود (و تحمل آن) میتوانند به صورتی بسیار شایسته، در برابر این همدستی مقاومت کنند.
maedeh
گفت: «مادرم، پدرم را تحسین میکرد و بسیار به او وابسته بود، بهطوری که وقتی پرستار ما نزد مادرم فاش کرد که پدرم من و خواهرم را مورد آزار جنسی قرار میدهد، مادر به این نتیجه رسید که شاید پدرم به توجه بیشتری نیاز دارد! ما یاد گرفته بودیم سر میز غذا از پدرم استقبال کنیم و رفتارمان با او مثل رفتار با یک بچه باشد.» این زن هم مانند بسیاری از زنان دیگر، بیشتر از مادرش خشمگین بود که شجاعت دفاع از آنها را در مقابل پدر متجاوزشان نداشت.
maedeh
امیدوارم که این کتاب نگرانی را در شما برانگیزد. همچنین شیوهٔ نگاه کردن شما به قضایا را تغییر دهد. من باید به شما هشدار بدهم که تمام دانستههای قبلی را رها کنید. به عبارتی، شما در حال ورود به حلقهٔ کوچکتر جهنم هستید. من دوست دارم شما این حلقه را، بدون انکار کردن یا نومید شدن مشاهده کنید. طرف دیگر قضیه این است که برای تغییر کردن، چندان حسرت نخواهید کشید.
من نمیخواهم شما را بهتزده و بدون امید رها کنم. از یک طرف، معتقدم برای زنان کار چندانی ندارد که اجرای کارهای مناسب برای سایر زنان را شروع کنند، کارهایی که دیگر زنان را خوشحال و توانمند میکند.
maedeh
. من از سایر هممسلکانم انتظارات بسیاری داشتم ـ همهٔ ما داشتیم ـ بهطوری که معمولاً سرخوردگیهای رایج را خیانت بزرگی تلقی میکردیم. انتظارات ما از مردان، زیاد نبود و لغزشهای آنها را نه یک بار، بلکه چندین بار نادیده میگرفتیم. برعکس انتظارات زیادی از زنان داشتیم، درحالی
maedeh
باس و دانتلی معتقدند که از زمان شکلگیری ترجیحات تکاملی زنان [برای شرکای اولیه] به بعد، درگیری مشترک زنان در خلق مردسالاری بسیار جدی بود و مجموعهٔ مهمی از قوانین ریشهدار را برای رقابت بینجنسی مردانه شکل داد. از نظر این دو روانشناس، زنان و مردان، با همجنسان خود متحد نیستند، بلکه با دیگر اعضای همجنس خود رقابت شدیدی دارند.
maedeh
اغلب زنان درگیر پرخاشگری نوع مردانه نمیشوند. وقتی چنین میکنند، رفتارشان غیرطبیعی و در نتیجه، آسیبشناختی تلقی میشود؛ حتی اگر چنین زنی برای دفاع از حق حیات خود مرتکب قتل شده باشد. زنانی که با دیگر زنان ـ یا مردان ـ به صورت جسمی درگیر میشوند، افرادی «غربتی» تلقی میشوند.
maedeh
اینکه برخی از کارها در دست مردان قرار گرفت، رویداد خوشیمنی بود، زیرا آنها گرچه در جنگها شروعکننده بودند، به همان نسبت هم، بهخوبی میدانستند که چه وقت باید آن را پایان دهند.،
از نظر فاکس، اظهارات مید واقعیت داشت، زیرا جنگ در اساس، همیشه برای مردان یک بازی موقعیتی بوده و مردان برای توجیه آن، از قدرت ذاتی برخوردار بودهاند. از طرف دیگر، زنان جنگ را بسیار جدی میگیرند. آنها، جنگ را دفاع از کودکان میدانند و بس، و هیچ چیز غیر از مبارزه تا دم مرگ آنها را راضی نمیکند.
maedeh
پدر و مادری که دختر خود را برای کسب پول، به فرزندخواندگی میدادند، یک نوزاد دختر را به جای او به فرزندخواندگی میگرفتند. چون بزرگ کردن دختر هزینه داشت، این دختر بعدها میتوانست با پسر خانواده ازدواج کند تا هزینهٔ عروسی صرفهجویی شود. مادران و دختران فرزندخوانده همواره در جدال بودند، زیرا، مادران میخواستند با کمترین هزینهٔ ممکن، بیشترین میزان کار را از دختران بکشند. در صورت نیاز، مادران میتوانستند این دختران را بفروشند. دختران فرزندخوانده و خواهران «ناتنی» وی، یعنی دختران متولدشده در آن خانواده، «دشمنان طبیعی» یکدیگر بودند. جایگاه برتر دختران تنی، قدرت بهرهکشی از دختران فرزندخوانده و به انقیاد در آوردن آنها را قانونی میکرد. کتک خوردن زنان جوان از زنان بزرگتر، امری رایج بود
maedeh
طرد کردن یکی از مبارزههای بسیار دهشتناک برای کسب قدرت است که در بین مادران و دختران و در بین خواهران رواج دارد؛ همچنین، رقابت شدید برای دستیابی به مردان یک جدال هراسانگیز بر سر قدرت در بین دوستان صمیمی است. البته این نوع مبارزه و رقابت در بین زنان غریبه نیز در میگیرد.
maedeh
گرچه اغلب زنان، پشت سر سایر زنان با آنها تسویهحساب میکنند، حاضر نیستند حتی نزد خود اعتراف کنند که رفتار نامناسبی دارند و از این رفتار لذت میبرند؛ یا حتی مسؤولیت این رفتار را بر عهده نمیگیرند.
maedeh
زنان نیز مانند مردان، نیمی از وجودشان فرشته است و نیم دیگر، یک حیوان کامل. براساس نظریه پریماتولوژیستها (نخستیشناسان) یا نظریهپردازان تکامل، و روانشناسان تطبیقی، گرچه واقعیت این است که گونههای نخستین ماده به اندازه نخستیان نر وحشیگری عینی ندارند، پرخاشگری ماده با ماده، در بین نخستیان بسیار متداول و خشنتر از آن است که قبلاً تصور میشد.
maedeh
حجم
۲۶۹٫۹ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۹۱
تعداد صفحهها
۳۵۳ صفحه
حجم
۲۶۹٫۹ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۹۱
تعداد صفحهها
۳۵۳ صفحه
قیمت:
۱۶۰,۰۰۰
تومان