جملات زیبای کتاب در باب قدرت | طاقچه
تصویر جلد کتاب در باب قدرتsubscriptionAvailable

کتاب در باب قدرت

نوع کتاب
۴.۰ امتیاز(از ۵ رأی)
پدیدآورندگان: 
ویلیام شکسپیر، مرضیه خسروی
انتشارات: 
نشر روزگار نو

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
Borna
۹
من اعلامیه مرگم را با اشک‌هایم بر باد می‌نویسم.
Saeedeh Heydarian
۴
اگر برای ساقط کردن ستمگری عرق بریزید، پس از کشته شدن ستمگر، در آرامش خواهید خفت
Saeedeh Heydarian
۴
اگر بر ضد دشمنان خویش بجنگید، ثروت کشورتان، اجر رنج‌های‌تان خواهد بود
Saeedeh Heydarian
۳
اگر کسی لایق ناسزای تو باشد، آن کس پدرتو، یعنی آن ژنده پوش فقیر است، همانی که زن گدائی را باردار کرده و توی دغلباز بدبخت ذاتی را به وجود آورد. دور شو از این جا. اگر از پست‌ترین مردم زاده نشده بودی باز هم مردی رذل و چاپلوس بودی.
Saeedeh Heydarian
۲
فقر خود خواسته عمری به مراتب طولانی‌تر از دولتمندی نامطمئن دارد و زودتر به کمال مطلوب دست می‌یابد
Saeedeh Heydarian
۱
هرگز نبوده که پادشاهی آهی از دل برکشد، مگر آن که عامه ناله‌ای سر داده باشند.
Saeedeh Heydarian
۱
اگر تمام موانع از بین برود و راه من به سوی تاج به عنوان حقی که زمان استفاده از آن فرا رسیده و به عنوان نصیبه موروثی تولد من هموار شود، باز هم فقر روحی من آن قدر شدید و عیوب من چنان قوی و متعدد است که بهتر آن است روی از بزرگی خود بپوشم، به جای آن که رشک برم به این که در بزرگی، رو بپوشانم و در بخار شکوه خویش خفه گردم؛ زیرا من قایقی کوچک هستم که نمی‌تواند تحمل دریای عظیم را بکند
Saeedeh Heydarian
۱
افتخار در صورتی بالندگی دارد که از اعمال ما سرچشمه بگیرد نه از گذشتگان
Saeedeh Heydarian
۱
خدایان شاهدند که سخنان من به این علت است که گرسنه نان‌ام نه تشنه انتقام.
Saeedeh Heydarian
۰
اندیشه‌های امیدوار کننده اعجاز می‌آفرینند؛
Saeedeh Heydarian
۰
هنری چهارم، بخش اول، پرده اول، صحنه دوم سرجان اولدکستل: پس پسر خوش‌کردار آن گاه که پادشاه شدی، مگذار ما را که سلحشوران شب‌ایم، دزدان زیبایی روز بنامند. بگذار ما "جنگل نشینان دایانا"، "نجیب زادگان سایه"، "دلبستگان ماه" باشیم و بگذار مردمان بگویند که ما دولت‌مردانی نیک هستیم و همچون دریا تحت فرمانروائی معشوقه پاکدامن و شریف‌مان، ماه قرار داریم و با حمایت اوست که به دزدی دست می‌یازیم.
Saeedeh Heydarian
۰
که او مثل نگه داری ما از باغ‌ها، از سرزمینش مراقبت نکرده است. کاش او با مردانش چنان رفتار می‌کرد که آن‌ها از او مثل شاخه‌های یک درخت، محافظت می‌کردند
Saeedeh Heydarian
۰
من دختری پرورش نیافته و خام و ناآزموده‌ام، اما سعادت خود را تنها در این نکته می‌دانم که هنوز آن قدر پیر نشده‌ام که نتوانم درسی را فراگیرم
Saeedeh Heydarian
۰
جایی که عنوان و مقام هست ولی پاکدامنی نیست ظاهر صاحب افتخاری است مبتلا به استسقا
Saeedeh Heydarian
۰
بزرگی آن نیست که شخص به هر علت حقیری به تکاپو درافتد، بلکه بزرگی آن است که هرگاه شرافتش به خطر افتد، حتی اگر به اندازه پر کاهی باشد، آن را دلیلی بزرگ بر جنگ بشمارد
Saeedeh Heydarian
۰
در کاری چنین سترگ که همانا سرنگون کردن حکومتی و بر مسند نشاندن حکومتی دیگر است، باید که نیک وضعیت زمین و نقشه را بسنجیم، درباره پی‌هایی مستحکم موافقت کنیم، با استاد کاران مشورت کنیم، وسائل خویش را بشناسیم تا دریابیم که تا چه اندازه توانایی بر عهده گرفتن چنین کاری را داریم و توان دشمن را نیز ارزیابی نماییم
Saeedeh Heydarian
۰
کیست آن کسی که ایشان از او پیروی می‌کنند، به راستی نجیب زادگان، او جباری است خونخوار و قاتل، کسی که در خون پرورش یافته و به خون جان خویش استوار نموده است. کسی که وسایلی فراهم کرد تا بدانجا برسد که اینک رسیده است و بعد آن‌هایی را که وسیله کمکش بودند، کشت. سنگی پست و پلید، که ظاهر سلطنت انگلستان وی را صاحب ارج و قربی نموده است؛ سلطنتی که او به خیانت بر تخت آن تکیه زده است. کسی که همیشه دشمن خدا بوده و اگر شما با دشمن خدا بجنگید، خداوند شما را به عنوان سرباز خود حفظ خواهد کرد.
Saeedeh Heydarian
۰
خدایان شاهدند که سخنان من به این علت است که گرسنه نان‌ام نه تشنه انتقام.