جملات زیبای کتاب خرمای تلخ | طاقچه
تصویر جلد کتاب خرمای تلخsubscriptionAvailable

کتاب خرمای تلخ

نوع کتاب
۵.۰ امتیاز(از ۳ رأی)
پدیدآورندگان: 
اعظم پشت مشهدی
انتشارات: 
نشر امینان

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
کتابخوان🤓
۱
غلامرضا که بی‌محابا مشغول تیراندازی بود به طرفم آمد و گفت: ـ یه بویی حس نمی‌کنی؟ ـ نه، چه بویی؟ من که بویی نمی‌شنوم. ـ پسر بوی دماغ‌سوخته میاد، مگه نمی‌بینی حالشون رو گرفتیم، بیچاره‌ها ان‌قدر ترسیدن که نمی‌دونن کدوم طرف فرار کنن.
کتابخوان🤓
۰
بگم که هر کسی کمپوت گیلاس بخوره به اندازهٔ هر کدام از دونه‌های گیلاس ترکش خمپاره نوش جان می‌کنه، برای همین من گذشت می‌کنم و همهٔ تیر و ترکش‌های عراقی‌ها رو با خوردن کمپوت‌های گیلاس نصیب خودم می‌کنم.
کتابخوان🤓
۰
چیه غلامرضا امشب سر کیفی؟ نکنه خبریه؟ ـ نه مگه باید خبری باشه تا من بخندم! ـ گفتیم شاید از اون بالا بالا برات پست سفارشی اومده باشه! ـ دلتون رو بی‌خود خوش نکنید، من تا چلومرغ عروسی تک‌تک شماها رو نخورم که فیلتر شهادتم مبارک نمی‌شه!