
بریدههایی از کتاب دوستدار
۳٫۸
(۱۸۷)
آدم نمیداند دو لیتر خون چقدر زیاد است تا اینکه کل آن روی کف آشپزخانهاش بریزد
fatemeh abdollahi
«گذشتهها دیگه گذشته. نمیتونی تغییرش بدی.»
«اما گاهیاوقات میتونی درستش کنی.»
توت فرنگیس
دلم برای دوست داشتن تنگ شده است. دلم برای با هم لم دادن روی کاناپه تنگ شده است. دلتنگ...
خب، میدانی دیگر... همان.
توت فرنگیس
به شکل ناامیدانه، دردناک، احمقانه و تمامعیاری عاشق شدهام.
hanyeh.m
صورتش را از تیشرتم جدا میکند. خیلی زیباست، حتی وقتی گریه میکند. مخصوصاً وقتی گریه میکند.
Nazanin
شریان کاروتید، رگ بزرگی است که خون را به مغز میرساند. کمتر از سه سانتیمتر زیر سطح پوست قرار دارد. نتیجهٔ بریدن شریان کاروتید مرگ در عرض ده ثانیه است. رگ گردنی خیلی هم آسیبپذیر است...
آسمان
یک رابطهٔ خوب، همینکار را برایت انجام میدهد... امید به آینده میدهد.
خانم مسلمی
رمانهای عاشقانه مفهومی بسیار غیرواقعی از زندگی عاشقانه به آدم میدهند
بنفشه آریاراد
از تماس گرفتن با پلیس به خاطر کارهای مزخرف پدرم نفرت دارد. چون باعث میشود عین آشغالها به نظر برسیم
Nazanin
«گذشتهها دیگه گذشته. نمیتونی تغییرش بدی.»
«اما گاهیاوقات میتونی درستش کنی.»
مرضیه
«اوه، چرا مردها این قدر احمقن؟»
رسماً سؤال قرن است.
خیر کثیر
اصلاً دنبال جذابترین و زیباترین مرد روی سیاره نیستم. سعی ندارم با یک میلیونر ازدواج کنم.
تنها چیزی که میخواهم یک مرد درست و حسابی است که دائمالخمر و قمارباز نباشد. کسی که از صحبت کردن با او لذت ببرم و لبخند زیبایی داشته باشد و همان قدری که من دوستش دارم، دوستم داشته باشد.
واقعاً رویای ناممکنی است؟
hanyeh.m
اما واقعاً به کسانی که دوستم دارند، کوچکترین اهمیتی نمیدهم. تنها یک نفر برایم مهم است.
Sniper🥷/🐈⬛H
گاهیاوقات همهٔ چیزها به نفع آدم تموم میشن. اگه میخوای اسمش رو بذار شانس.»
Saba✨
از برف خوشم نمیآید
Hami
شانس مال وقتی است که پوکر بازی میکنی و بالاترین امتیاز را میآوری. به ناپدید شدن یک دختر نوجوان خوششانسی نمیگویند
Fatimah k
برای چیزهای مهم وقت میگذارم.
مرضیه
کنارش مینشینم. «اینطور نشد. فرار کردم.»
«باید فوراً باهام تماس میگرفتی.»
«مشکلی نیست. از اونجا بیرون اومدم. نمیخواستم نصفه شبی مزاحمت بشم.»
«شوخیت گرفته؟ سیدنی، لطفاً نصفه شبی مزاحمم شو، باشه؟» چشمان تیرهاش حالا برق میزنند.
hanyeh.m
این زنها که قبلاً به آنها دوست میگفتم، از تکتک زوایای زندگی نوزادهایشان عکس میگیرند و در فضای مجازی به اشتراک میگذارند. اگر نوزادها حریم خصوصی بخواهند چه؟ شخصاً دلم نمیخواهد هشت نظر مختلف درمورد مژههایم توی اینترنت نوشته شود.
سمانه
بعد از اینکه نصف خون بدنت را از دست بدهی، سخت است که شبیه یک ستارهٔ سینما به نظر برسی.
Saba✨
یعنی تمام مدت حقیقت داشت توی صورتم کوبیده میشد؟ یعنی به خاطر ظاهر خوب و فوریتی که برای ازدواج و بچهدار شدن قبل از نود سالگی احساس میکنم، کور شدهام؟
faraneh
چیزی که بیشتر از همهٔ اینها دوست دارم بدانم، این است که چرا آن ارتباطات پایان یافتهاند.
فکر میکنم اگر به اندازهٔ کافی با هم باشیم، متوجه میشوم.
چنین چیزهایی همیشه برملا میشود.
فرفری موی غزلساز
اگر فقط با نگاه کردن به اسم یک دختر قلبت به تپش بیفتد، یعنی در بد دردسری افتادهای.
فرفری موی غزلساز
میگوید: «میدونم. حتماً واقعاً اون کلهپوک رو دوست دارم، مگه نه؟»
نمیتوانم جلوی حس غم و اندوهم را بگیرم. یعنی هیچوقت میتوانم نسبت به کسی چنین احساسی را تجربه کنم؟
ʀᴇʏʜᴀɴᴇʜ
اگر من شخصیت زن یکی از آن رمانها بودم، دیدار شیرینمان بلافاصله به شکلی ادامه پیدا میکرد که مرد اسرارآمیز تیشرتش را از هم میدرید تا عضلات شکم برجسته و براقش را به نمایش بگذارد.
barana
قرار گذاشتن واقعاً یک جور بازی با اعداد است.
Fatimah k
تو هیچوقت نمیتونستی بدونی. این جور آدمها که واقعاً جذاب، باهوش و خوشقیافه هستن، میتونن به راحتی همه رو فریب بدن.
Fatimah k
اشتباه برداشت نکن. خوشحالم که دوستم مرد رویاهایش را پیدا کرده است. فقط سعی دارم من هم مرد رویاهای خودم را پیدا کنم.
ʀᴇʏʜᴀɴᴇʜ
تنها چیزی که میخواهم یک مرد درست و حسابی است که دائمالخمر و قمارباز نباشد. کسی که از صحبت کردن با او لذت ببرم و لبخند زیبایی داشته باشد و همان قدری که من دوستش دارم، دوستم داشته باشد.
خیر کثیر
چرا آشنا شدن این قدر سخت است؟ چرا نمیتوانم یک مرد خوب پیدا و با او ازدواج کنم و تا ابد خوشبخت باشیم؟ یعنی خواسته زیادی است؟
خیر کثیر
حجم
۲۹۸٫۴ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۳۱۷ صفحه
حجم
۲۹۸٫۴ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۳۱۷ صفحه
قیمت:
۱۲۰,۰۰۰
۳۶,۰۰۰۷۰%
تومان