
٪۷۰
fatemeh abdollahi
۶۷
آدم نمیداند دو لیتر خون چقدر زیاد است تا اینکه کل آن روی کف آشپزخانهاش بریزد
توت فرنگیس
۳۶
«گذشتهها دیگه گذشته. نمیتونی تغییرش بدی.»
«اما گاهیاوقات میتونی درستش کنی.»
hanyeh.m
۲۷
به شکل ناامیدانه، دردناک، احمقانه و تمامعیاری عاشق شدهام.
توت فرنگیس
۲۳
دلم برای دوست داشتن تنگ شده است. دلم برای با هم لم دادن روی کاناپه تنگ شده است. دلتنگ...
خب، میدانی دیگر... همان.
خیر کثیر
۲۱
«اوه، چرا مردها این قدر احمقن؟»
رسماً سؤال قرن است.
بنفشه آریاراد
۲۰
رمانهای عاشقانه مفهومی بسیار غیرواقعی از زندگی عاشقانه به آدم میدهند
خانم مسلمی
۱۹
یک رابطهٔ خوب، همینکار را برایت انجام میدهد... امید به آینده میدهد.
Nazanin
۱۸
صورتش را از تیشرتم جدا میکند. خیلی زیباست، حتی وقتی گریه میکند. مخصوصاً وقتی گریه میکند.
Nazanin
۱۶
از تماس گرفتن با پلیس به خاطر کارهای مزخرف پدرم نفرت دارد. چون باعث میشود عین آشغالها به نظر برسیم
آسمان
۱۴
شریان کاروتید، رگ بزرگی است که خون را به مغز میرساند. کمتر از سه سانتیمتر زیر سطح پوست قرار دارد. نتیجهٔ بریدن شریان کاروتید مرگ در عرض ده ثانیه است. رگ گردنی خیلی هم آسیبپذیر است...
hanyeh.m
۸
اصلاً دنبال جذابترین و زیباترین مرد روی سیاره نیستم. سعی ندارم با یک میلیونر ازدواج کنم.
تنها چیزی که میخواهم یک مرد درست و حسابی است که دائمالخمر و قمارباز نباشد. کسی که از صحبت کردن با او لذت ببرم و لبخند زیبایی داشته باشد و همان قدری که من دوستش دارم، دوستم داشته باشد.
واقعاً رویای ناممکنی است؟
مرضیه
۷
«گذشتهها دیگه گذشته. نمیتونی تغییرش بدی.»
«اما گاهیاوقات میتونی درستش کنی.»
سمانه
۶
این زنها که قبلاً به آنها دوست میگفتم، از تکتک زوایای زندگی نوزادهایشان عکس میگیرند و در فضای مجازی به اشتراک میگذارند. اگر نوزادها حریم خصوصی بخواهند چه؟ شخصاً دلم نمیخواهد هشت نظر مختلف درمورد مژههایم توی اینترنت نوشته شود.
🥷/🐈⬛
۵
اما واقعاً به کسانی که دوستم دارند، کوچکترین اهمیتی نمیدهم. تنها یک نفر برایم مهم است.
مرضیه
۴
برای چیزهای مهم وقت میگذارم.
Saba
۴
گاهیاوقات همهٔ چیزها به نفع آدم تموم میشن. اگه میخوای اسمش رو بذار شانس.»
Lala
۴
پدرم درست مقابل چشمانم میمیرد. وقتی تماشا میکنم که نور چشمانش محو میشود، به تنها چیزی که میتوانم فکر کنم، این است که مستحقش بود. دیگر هیچوقت مادرم را کتک نمیزند. دیگر هیچوقت خانوادهام را وحشتزده نخواهد کرد.
Hami
۳
از برف خوشم نمیآید
faraneh
۳
یعنی تمام مدت حقیقت داشت توی صورتم کوبیده میشد؟ یعنی به خاطر ظاهر خوب و فوریتی که برای ازدواج و بچهدار شدن قبل از نود سالگی احساس میکنم، کور شدهام؟
Fatimah k
۳
شانس مال وقتی است که پوکر بازی میکنی و بالاترین امتیاز را میآوری. به ناپدید شدن یک دختر نوجوان خوششانسی نمیگویند
فرفری موی غزلساز
۳
چیزی که بیشتر از همهٔ اینها دوست دارم بدانم، این است که چرا آن ارتباطات پایان یافتهاند.
فکر میکنم اگر به اندازهٔ کافی با هم باشیم، متوجه میشوم.
چنین چیزهایی همیشه برملا میشود.
فرفری موی غزلساز
۳
اگر فقط با نگاه کردن به اسم یک دختر قلبت به تپش بیفتد، یعنی در بد دردسری افتادهای.
hanyeh.m
۳
کنارش مینشینم. «اینطور نشد. فرار کردم.»
«باید فوراً باهام تماس میگرفتی.»
«مشکلی نیست. از اونجا بیرون اومدم. نمیخواستم نصفه شبی مزاحمت بشم.»
«شوخیت گرفته؟ سیدنی، لطفاً نصفه شبی مزاحمم شو، باشه؟» چشمان تیرهاش حالا برق میزنند.
ʀᴇʏʜᴀɴᴇʜ
۳
تنها چیزی که میخواهم یک مرد درست و حسابی است که دائمالخمر و قمارباز نباشد. کسی که از صحبت کردن با او لذت ببرم و لبخند زیبایی داشته باشد و همان قدری که من دوستش دارم، دوستم داشته باشد.
واقعاً رویای ناممکنی است؟
فکر میکنم باید باشد، اگر نه الان تنها نبودم.
Saba
۳
اجازه نمیدهم نابودم کند.
من بهتر از این چیزها هستم.
Saba
۳
بعد از اینکه نصف خون بدنت را از دست بدهی، سخت است که شبیه یک ستارهٔ سینما به نظر برسی.
لیمویسبز.
۳
بودن با کسی که اصلاً او را نمیبینی، چه فایدهای دارد؟
Sadaf
۳
«گذشتهها دیگه گذشته. نمیتونی تغییرش بدی.»
«اما گاهیاوقات میتونی درستش کنی.»
بــابـــونه 🌼
۳
همیشه یه امیدی هست.»
barana
۲
اگر من شخصیت زن یکی از آن رمانها بودم، دیدار شیرینمان بلافاصله به شکلی ادامه پیدا میکرد که مرد اسرارآمیز تیشرتش را از هم میدرید تا عضلات شکم برجسته و براقش را به نمایش بگذارد.
