جملات زیبای کتاب سحرگاهان٫٫٫ | طاقچه
تصویر جلد کتاب سحرگاهان... subscriptionAvailable

کتاب سحرگاهان...

دلنوشته‌های سحرهای ماه رمضان سال ۱۴۴۵ هجری قمری، سال ۱۴۰۲ - ۱۴۰۳ هجری شمسی

نوع کتاب
۵.۰ امتیاز(از ۱ رأی)
پدیدآورندگان: 
حسن حیدری
انتشارات: 
سنجاق

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
heidarih63
۰
الهی، حَسَن از دلِ صخره‌های مِحنَت، چشمه‌های مُحبّت را جاری دید و از آبِ گوارای آن نوشید. الهی، حَسَن، تشنگیِ مِحنَت را تاب آورد تا به سرچشمهٔ مُکنَت و مَسکَنَت رسید و به حقیقتِ «إنّ مَعَ‌العُسرِ یُسراً» دست یافت.
heidarih63
۰
الهی، حَسَن در تو غرق است و امیدِ برآورده شدنِ آرزوهایش را فقط از درگاهِ تو دارد. الهی، دلِ حَسَن، بی‌قرار است و یادِ تو آرام‌بخشِ دلِ بی‌قرارِ او. دل، خود دانی که از چه رو بی‌قرار است. الهی، حَسَن را به درجۀ «أَلَا بِذِکرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوب» برسان.
heidarih63
۰
الهی، حَسَن از نوشتنِ دردِ دلهایش با تو خسته نخواهد شد؛ چون تو را تنها امیدِ خود می‌داند. پس می‌نویسم از دردِ دلهایم با تو. می‌نویسم... «ن وَالْقَلَمِ وَمَا یسْطُرُونَ»
heidarih63
۰
الهی، حَسَن، دل‌گرفته است و غمگین. دلش را به پیامی شاد کن. خطاب آمد: «لا تَحزَن إنّ اللهَ مَعَنا: غمگین نباش، خدا با ماست.»
heidarih63
۰
الهی، حَسَن را با توست عهدی دیرینه؛ گرچه گاهی ایمانش به مویی بند شده، امّا هرگز از تو نَبُریده. الهی، تو را شُکر که به حُکمِ «مَا وَدَّعَکَ رَبُّکَ وَ مَا قَلَی»، حَسَن را به حال خود وانگذاشتی، رهایش نکردی و دُشمنش نداشتی.