
٪۷۰
LiLion
۲
این چیزی است که از کسانی که دوستشان دارید، پس از مرگشان به خاطر میآورید -اینکه چگونه شما را میشناختند، شناختی که هیچ فرد دیگری به آن دست نیافته بود- حتی خودتان. بدین ترتیب، مرگ آنها برابر با مرگ قسمتی از وجودتان است.
LiLion
۲
من فکر میکنم نمیتوان در عزاداری خبره شد. سوگواری عضلهای ندارد که بتوان تقویتش کرد. هربار باید از نو شروع کنی.
LiLion
۱
اگر دلشکستگی فقط همانچیزی بود که میگویند، ممکن بود خیلی هم بد نباشد. ولی مسأله اینجاست -هرگز قلبت آنقدر نمیشکند که تو را از دوستداشتن آنکه سبب شکستنش شده بازدارد.
LiLion
۱
مردن باید چیزی شبیه این باشد. اطرافت را نگاه میکنی و میبینی چقدر از چیزهایی را که دوستشان داری باید بگذاری و بروی.
LiLion
۰
«بیشترین تأسف رو بابت تصمیمی میخوری که از سر ترس گرفتی. ترس بهت میگه که زندگیت رو محدود کنی. بهت میگه فکرت رو محدود کنی. میگه بزدل باشی. ترس بهدنبال حفظ خودشه و هرچی به زندگیت، دیدگاهت و قلبت وسعت بدی، ترس هوای کمتری برای تنفس و بقا پیدا میکنه.»
LiLion
۰
در ازای هر روشی که دنیا برای کشتن ما استفاده میکنه، یک راه نجات هم بهمون نشون میده. فقط باید پیداش کنیم.»
LiLion
۰
«زندگی نکبتبار و زندگی معمولی تنها گزینههای موجود نیستن.»
LiLion
۰
نگاهش گنگ و بیبیان است، مثل نگاه فردی که دارد از گرسنگی میمیرد و بجز گرسنگیاش به چیزی فکر نمیکند. فکر میکنم اگر مثل او عاشق پول باشید، همواره دارید از گرسنگی جان میدهید.
