جملات زیبا از متن کتاب ماجراهای خانواده آمد (جلد دوم، مربای انار) | طاقچه
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب ماجراهای خانواده آمد (جلد دوم، مربای انار)subscriptionAvailable

کتاب ماجراهای خانواده آمد (جلد دوم، مربای انار)

۴.۴(از ۲۰ رأی)
نوع کتاب

قیمت:

۱۰۰,۰۰۰

تومان

٪۳۰ تخفیف اولین خرید با کد OFF30ic-copy

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

«حکیمه، اونجا وایسادهٔ ترتر می‌خندی. آدام تو محرم می‌خنده؟» انتظاراتی که اشرف خانم برای آدم‌بودن داشت، خدا خودش از مخلوقش نداشت.
M Banoo
۶
هیچ‌وقت چای را به‌خاطر خودش دوست نداشتم، حتی نه به‌خاطر خستگی‌ای که از آدم می‌گرفت، بلکه چای را به‌خاطر قصه‌های کنارش دوست داشتم. اینکه هرجا باشی استکانی دست بگیری، قدری بنشینی و ببینی چه کرده‌ای. آدم‌ها کنار چای قصه‌گو می‌شدند.
M Banoo
۵
خدا را شکر قلب آدمیزاد توی قفسهٔ سینه است، وگرنه معلوم نبود توی زندگی چند بار از جایش کنده می‌شد.
نرگس خیرالهی
۴
نیت خیر در خانهٔ ما به عمل شر تبدیل می‌شد.
zoha
۳
خواستم رد کنم، اما ترسیدم دلش بشکند. خواستم قبول کنم، ترسیدم دل خودم بشکند. چقدر توی دوراهی بودن حال مزخرفی بود.
نرگس خیرالهی
۳
می‌دونی حکیمه، من مثل زن‌های دیگه نیستم که همیشه تنگ خونه باشم. من سر کار می‌رم. زن‌های دیگر را توی ذهنم تصور کردم. لشکر بزرگی که سردستهٔ آن‌ها من بودم و بیکار کنج خانه نشسته بودم. من با این‌همه کار بیکار بودم؟!
Sh.Pouresmaeel
۱