جملات زیبای کتاب اضطراب | طاقچه
تصویر جلد کتاب اضطراب

بریده‌هایی از کتاب اضطراب

۲٫۹
(۵۵)
من همه‌چیزدان نیستم، از همین رو مضطربم، چراکه نمی‌دانم چه در پیش دارم؛ قادر مطلق هم نیستم، از همین رو مضطربم چون می‌دانم نمی‌توانم همهٔ آفت‌های جسمانی و ذهنی‌ای را تحمل کنم که جهان سر راهم قرار می‌دهد؛ خیرخواه مطلق هم نیستم، به همین دلیل مضطرب می‌شوم چون می‌دانم هر لحظه احتمال تخلف و بدسگالی‌ام هست، حتی احتمال آزردن کسانی که دوستشان دارم و برایم مهم‌اند. ناتوانی‌هایم نیز بهم یادآوری می‌کنند که احتمالش هست قربانی خیرخواه‌نبودن دیگران یا بی‌اطلاع بودنشان شوم. هرچه بیشتر در این جهان می‌اندوزم، خودم را مضطرب‌تر از قبل می‌سازم، چون چیزهای بیشتری برای ازدست‌دادن دارم
Fara Tashakkori
بعضی وقت‌ها از شوپنهاور با عنوان «بدبین‌ترینِ فلاسفه» یاد می‌شود، چون او می‌دانسته است که ارضای هر آرزو صرفاً محرکی است تا آرزویی دیگر جایش را بگیرد، که ما انسان‌ها در جست‌وجوی امیال و آرزوهای بی‌پایانمان محکوم به نوسان بین چنگ‌زدن مذبوحانه، ارضا و دلزدگی هستیم.
modaber
اگر تصوری غلط از ماهیت جهان داشته باشیم و، مهم‌تر از آن، فهمی غلط از خودمان داشته باشیم‌ـ‌ـ‌ـ‌طناب را مار بگیر
Fara Tashakkori
تأملات فلسفی بودا، فریدریش نیچه، سورن کیرکگور، پل تیلیش، مارتین هایدگر و زیگموند فروید حاکی از آن است که مضطرب‌بودن یعنی همانا انسان‌بودن، و انسان‌بودن نیز یعنی مضطرب‌بودن.
modaber
زندگی همچون فریبی ظالمانه به نظر می‌رسد که کارش پردازش و تولید اضطراب است.
modaber
اینجا دیگر اضطراب صرفاً عارضه‌ای نیست که باید ریشه‌کنش کرد، بلکه پاره‌ای اجتناب‌ناپذیر و ضروری از خودمان است؛ مضطرب‌بودن مهر تأییدی است بر انسان‌بودن و فردیت ما، مضطرب‌بودن فهم جایگاه خودمان در جهان است. ما از آن رو مضطربیم که جوهری خاص هستیم و در نسبت و ربطی بسیار خاص با کل کیهان قرار گرفته‌ایم. فهم ماهیت وجودمان، و فهم این ربط و نسبت، کلید فهم ماهیت اضطراب‌های ماست؛ و بالعکس: چراکه فهم اضطراب‌ها به فهم وجود و هستی ما یاری می‌رساند.
modaber
این افکار تیره‌وتار که با آنها کلنجار می‌رویم سایه‌های همیشگی زندگی مایند، سایه‌هایی که هیچ‌کس، هرقدر ثروتمند، قدرتمند یا محبوب، نمی‌تواند از آنها برحذر باشد.
modaber
طرفه اینکه، این فاصلهٔ ما از یکدیگر بیشتر از هر جای دیگر هنگام عاشق‌شدن خودش را نشان می‌دهد، آن وقت است که می‌فهمیم حتی کسانی که بیش از هرکس عاشقشان هستیم، مثلا والدینمان، شریک زندگی عاشقانه‌مان و اولاد ما، نیز تا حد زیادی عمیقاً از ما بیگانه می‌مانند.
modaber
با خواندن کیرکگور متوجه می‌شویم که فلسفه به‌هیچ‌وجه به فعالیتی آکادمیک یا فکری فروکاستنی نیست؛ بلکه همان چیزی است که بنا بود باشد، به‌عبارتی فلسفه موضوع قلب است و اندیشه؛ و امتحانش را در زندگی‌ای پس می‌دهد که قادرمان می‌سازد در پیش بگیریم.
modaber
فلسفه آموزه‌ای انتزاعی، شغل یا وسیله‌ای برای فتح جدل‌ها نیست، راهی برای دنیادیده، مرموز یا فرهیخته به‌نظررسیدن نیست، بلکه رهنمودی است زنده که از دل و ذهن برمی‌آید و بر دل و ذهن می‌نشیند.
modaber
به‌زعم بودا فرد مضطرب نادان است و متوهم؛ کسی که به واقعیتِ سیماب‌گون هماره‌دگرشونده درمی‌آویزد و چنگ می‌زند، کسی که دودستی به زندگی می‌چسبد، به دارایی‌های گذرای همواره در حال صیرورت که متعلق به باشنده‌ای ناموجودند.
modaber
آگاهی به وظایف الزامی و بیش‌ازحدی که در قبال دیگران، غریبه‌ها، همشهریانمان و دوستانمان و عزیزانمان داریم باید انگیزهٔ لازم برای بالازدن آستین‌ها و عقب‌راندن اضطرابِ پوچی را در ما ایجاد کند؛ معنا را به ما هدیه نمی‌دهند؛ باید آن را با اعمال و تعهدات خودمان بسازیم.
modaber

حجم

۴۳۸٫۹ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۳

تعداد صفحه‌ها

۲۳۲ صفحه

حجم

۴۳۸٫۹ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۳

تعداد صفحه‌ها

۲۳۲ صفحه

قیمت:
۱۵۵,۰۰۰
تومان