به پشتسرم نگاه میکنم. من دو بلیت دارم؛ یکی برای خودم، یکی برای یارم. یاری که شاید توی ترافیک گیر کرده باشد. یاری که شاید یک گوشهای خوابش برده باشد. من تنها نیستم. من هیچوقت تنها نیستم. این بلیت این را میگوید. همه باید بفهمند که من تنها نیستم. همیشه باید یک صندلی کنارم خالی باشد. مهم نیست که خالی است و کسی رویش ننشسته، مهم این است که من تنها نیستم. مهم این است که من همیشه دو بلیت میگیرم. من همیشه منتظر کسی هستم.