جملات زیبای کتاب تار عنکبوت والدین و رهایی از آن | طاقچه
تصویر جلد کتاب تار عنکبوت والدین و رهایی از آن

کتاب تار عنکبوت والدین و رهایی از آن

گره گشایی از چالش‌های کودکی

نوع کتاب
۴.۱ امتیاز(از ۱۳ رأی)
٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
adrina
۱۸
والد در واقع هر فردی است که توانسته کسی را برای تولیدمثل پیدا کند، که این بدان معناست این دسته شامل انواع افراد عجیب‌وغریب و نه‌چندان مقبول هم می‌شود: خلافکاران، کلاهبرداران، آدم‌های عصبی، دوروها، قاتلان و کوته‌فکرها.
adrina
۱۸
اینکه والدین ما به اندازه‌ای دشوار و آسیب‌دیده باشند که هرگونه علاقه‌ای را نسبت به آن‌ها از دست بدهیم و بتوانیم از آن‌ها بگذریم، می‌تواند امتیازی نادر و ویژه باشد. برای آزادبودن، بهتر آن است والدینِ بد به‌قدری بد باشند که بتوانیم به‌طور کامل از آن‌ها فاصله بگیریم.
adrina
۱۵
کودکی که بتواند با اعتمادبه‌نفس کافی و با اطمینان از عمق محبت والدینش وسط اتاق نشیمن سر آن‌ها فریاد بزند: «من نخواسته بودم که به دنیا بیایم!» واقعاً بسیار خوش‌شانس است.
احسان رضاپور
۱۲
والدین خوب آن‌قدرها شکننده نیستند که نیاز داشته باشند همیشه از آن‌ها اطاعت شود. طاقت حرف‌های ناخوشایند گاه‌به‌گاه را دارند؛ آن‌ها مدت‌ها پیش از غرورشان دست شسته‌اند. آن‌ها به قدر کافی ناعادلانه‌بودن زندگی را درک می‌کنند که برایشان اهمیتی نداشته باشد گاهی فرزندشان، خصوصاً فرزند نوجوانشان، ناامیدی‌اش از فلاکت‌باربودن همه‌چیز را بر سر آن‌ها خالی کند. نیازی به القای وحشت ندارند و اعتمادبه‌نفس آن را دارند که زمانی که رشد کودک ایجاب می‌کند، در کمال بی‌رحمی مورد بی‌توجهی قرار بگیرند و نادیده گرفته شوند.
adrina
۸
اگر بیمار نبودم، چه کاری باید انجام می‌دادم؟ چه سودی در احساس افسردگی، تخریب یک رابطه، یا بی‌دوست‌بودن وجود دارد؟
adrina
۷
هیچ‌کس به همسری بی‌عیب‌ونقص نیاز ندارد، بلکه به کسی نیاز دارد که شناخت خوبی از ضعف‌های خودش داشته باشد.
احسان رضاپور
۷
کودک در کنار یک والد خوب مجاز است در پاسخ به برخی مسائل «نه» بگوید و به اندازهٔ کافی استقلال داشته باشد تا مخالفت کند. ممکن است همیشه حق تصمیم‌گیری نداشته باشد، اما باید همواره حق اظهارنظر داشته باشد.
کاربر ۹۵۴۱۸۲۲
۵
بخشی از رسالت زندگی هر انسان تکامل‌یافته باید درک و بررسی عناصر روان‌نژندانه در شخصیت خود باشد. این پرسش که «چه اختلالات روانی‌ای داری؟» نباید توهین تلقی شود، بلکه باید آن را درخواستی منطقی و مهربانانه برای کسب آگاهی بیشتر دربارهٔ سهم خاص ما از اعوجاجات انسانی در نظر گرفت.
احسان رضاپور
۴
والد در واقع هر فردی است که توانسته کسی را برای تولیدمثل پیدا کند، که این بدان معناست این دسته شامل انواع افراد عجیب‌وغریب و نه‌چندان مقبول هم می‌شود: خلافکاران، کلاهبرداران، آدم‌های عصبی، دوروها، قاتلان و کوته‌فکرها. در فرایند تولیدمثل هیچ ویژگی‌ای وجود ندارد که وعده دهد گره‌های پیچیدهٔ طبیعت انسان را به چیزی قابل‌مدیریت‌تر یا سازنده‌تر تبدیل می‌کند.
احسان رضاپور
۴
روان‌درمانگران مشاهده کرده‌اند که هرچه کودکی سخت‌تر باشد، وفاداریِ فرزندی بیشتر و حتی جنون‌آمیزتر می‌شود. هیچ‌کس به اندازهٔ کسانی که مورد سوءاستفاده، بی‌توجهی یا آسیب جسمی قرار گرفته‌اند، مدافع سرسخت میراث و شهرت والدین خود نیست. اغلب در انتخاب بین اینکه خودشان آدم‌های بدی هستند و پذیرش این‌که والدینشان افرادی ناامیدکننده و بی‌رحم بوده‌اند، بیزاری‌ازخود بَرنده می‌شود. درنهایت، اینکه خود را ناسپاس و بد بدانیم، کمتر ویرانگر است تا تصور کنیم به دستِ افرادی با ذهنیتی حقیر بزرگ شده‌ایم که بیمارتر یا پریشان‌تر از آن بودند که بتوانند به پیامدهای رفتارهایشان اهمیت بدهند.
Aida F
۴
کودک ممکن است -به‌ویژه پس از سن سیزده‌سالگی- بداند که والدینش در واقع فقط افرادی «عادی» و ناکافی هستند، اما در اعماق وجودش هرگز این واقعیت را کاملاً نخواهد پذیرفت.
Aida F
۳
زمانی می‌توانیم بگوییم با والدینمان کنار آمده‌ایم که فکرکردن به آن‌ها چنین احساسات شدیدی را در ما برنیانگیزد؛ زمانی که متوجه شویم هفته‌هاست چندان به آن‌ها فکر نکرده‌ایم؛ زمانی که عاقبت بتوانیم به زندگی‌مان ادامه دهیم و بر شادی، آرامش و محبت‌هایی که در حال حاضر شایسته‌اش هستیم، تمرکز کنیم.
Aida F
۲
آسیب روانی باعث توقف رشد می‌شود. وقایع آسیب‌زا چیزی به جا می‌گذارند که می‌توان آن را «خودِ آسیب‌دیدهٔ جوان‌تر» نامید. این خود آسیب‌دیدهٔ جوان‌تر هرگز بزرگ نمی‌شود و به همان شکل در درون فرد بزرگسال، که در حالت درد دائمی به سر می‌برد باقی می‌ماند. تروما بخشی از ما را در سنی که در زمان وقوع تروما داشتیم «منجمد» می‌کند و با همان ظرفیت ذهنی آن سن باقی می‌گذارد.
Aida F
۲
فاجعه‌ای که از آن می‌ترسید، قبلاً اتفاق افتاده است.
minoo
۲
از طرف دیگر، والدین خوب آن‌قدرها شکننده نیستند که نیاز داشته باشند همیشه از آن‌ها اطاعت شود.
minoo
۲
گذشته را نادیده نگیرید؛ نسخهٔ جوان‌تر خود را بدون شاهد و کمک رها نکنید.
minoo
۲
می‌توانیم «دستی دورِ شانهٔ خود بیندازیم» و از خود حمایت کنیم.
minoo
۲
می‌توانیم «دستی دورِ شانهٔ خود بیندازیم» و از خود حمایت کنیم.
mehdi
۱
این سطح از ازخودبیزاری نه اجتناب‌ناپذیر است و نه طبیعی؛ بلکه نتیجهٔ گذشته‌ای است که مدام تلاش کرده‌ایم فراموشش کنیم. به خود یادآوری کنید: - من بد نیستم؛ کسی باعث شده است که احساس بدی داشته باشم. - من سزاوار تنبیه نیستم؛ کسی باعث شده است که احساس گناه کنم. - دلیلی برای تنفر از خودم ندارم؛ من قربانی تحقیر دیگران هستم. - بدن من زشت نیست؛ با نفرت به آن نگریسته شده است.
Aida F
۱
تجربهٔ ما از کمبودها و نواقص والدینمان مهارتی است که اگر فقط به انتقاد محدود شود، به هدر می‌رود. این تجربه باید به الگویی برای پروژه‌ای بسیار سازنده‌تر تبدیل شود: ساختنِ یک والد درونی ایدئال که به تمامی نیازهایی که والدین واقعی‌مان نتوانسته‌اند برآورده‌شان کنند، پاسخ دهد.
Aida F
۱
معنای زندگی یک نسل می‌تواند از فقدان معنای خاصی که نسل قبلی با آن مواجه بوده، ریشه بگیرد.
minoo
۱
عجیب است که هرچه دوران کودکی‌مان بدتر بوده باشد، به‌یادآوردن آن سخت‌تر می‌شود. شاید بتوانیم به حقایق صرف اشاره کنیم، اما مغز استخوان عاطفی‌مان از بین رفته است. نمی‌توانیم به یاد بیاوریم که واقعاً چه احساسی داشتیم. حقیقت تحمل‌ناپذیر شده است. تروماهای واقعی تاریخچه‌ای از خود به جا نمی‌گذارند. تنها میراث قابل‌مشاهده‌شان ممکن است به شکل نشانه‌ها ظاهر شود. این موضوع را که یک فرد زندگی شادی نداشته است، نه با خاطرات مستقیم او، بلکه به واسطهٔ وضعیتی که در حال حاضر در آن قرار دارد درک می‌کنیم.
minoo
۱
برای ذهن‌هایی که به نوعی بیمار هستند، توصیه به «آرامش» می‌تواند غیرممکن و به‌طور غیرعمدی بی‌رحمانه باشد.
minoo
۱
درحالی‌که اقتصاددانان از بهره‌وری و کارایی اقتصاد مدرن شگفت‌زده‌اند، کسانی که به روان‌شناسی و درمان توجه دارند بیشتر به میزان درد و رنجی که در پس تلاش‌های بی‌وقفه و سرسختانهٔ زنبورهای پرمشغلهٔ سرمایه‌داری نهفته است، توجه می‌کنند و نسبت به آن‌ها احساس همدردی دارند.
minoo
۱
فردی که قهر می‌کند به ما می‌گوید: «گفت‌وگو امکان‌پذیر نیست. در گذشته کسی به من گوش نمی‌داد و به نظر نمی‌رسد که در حال حاضر نیز کسی به من گوش دهد. سکوت من تنها امیدم برای برقراری ارتباط است.»
minoo
۱
هیچ‌گاه برای تسکین‌دادن به کودک درونمان دیر نیست. ما هنوز می‌توانیم تصور کنیم که چه چیزی می‌توانست به او آرامش و تسلی دهد، چراکه این کودک هنوز در درون ما زندگی می‌کند و به دلگرمی و اطمینان ما نیاز دارد.
Aida F
۰
باید درد زیادی کشیده باشیم تا به حالت اندوه برسیم؛ اما برای مدام شاد و خوشحال بودن، باید پای درد و ترومایی عظیم‌تر از درد اندوه‌زا در میان باشد.
minoo
۰
باید گذشته را به خاطر بیاوریم، اما نه از سر دلتنگی، بلکه برای آنکه بتوانیم یک بار برای همیشه فراموشش کنیم. این روند باید برایمان نوعی شبح‌زدایی باشد، نه بزرگداشت و تجلیل.
minoo
۰
ما باید برای خیر و صلاح همهٔ کسانی که هم‌اکنون نخستین گام‌هایشان را به‌سوی تروما برمی‌دارند از تظاهر به نادانی دست‌برداریم. ما هرگز اعتراض نمی‌کنیم که چرا اجازه نداریم بدون سال‌ها آموزش، کنترل یک ایرباس A۳۵۰ پر از مسافر را به دست بگیریم. به همین ترتیب، هنگامی که کسی کمی بیشتر دربارهٔ صلاحیت‌های عاطفی ما برای پذیرش مسئولیت‌های والدبودن می‌پرسد، نباید پرسشش را افراط‌کاری یا بیش‌ازحد بی‌رحمانه قلمداد کنیم. این توهین به شأن ما نیست، بلکه تلاشی برای جلوگیری از فاجعه‌های بین‌نسلی بیشتر است.
minoo
۰
روان‌درمانگران مشاهده کرده‌اند که هرچه کودکی سخت‌تر باشد، وفاداریِ فرزندی بیشتر و حتی جنون‌آمیزتر می‌شود. هیچ‌کس به اندازهٔ کسانی که مورد سوءاستفاده، بی‌توجهی یا آسیب جسمی قرار گرفته‌اند، مدافع سرسخت میراث و شهرت والدین خود نیست. اغلب در انتخاب بین اینکه خودشان آدم‌های بدی هستند و پذیرش این‌که والدینشان افرادی ناامیدکننده و بی‌رحم بوده‌اند، بیزاری‌ازخود بَرنده می‌شود. درنهایت، اینکه خود را ناسپاس و بد بدانیم، کمتر ویرانگر است تا تصور کنیم به دستِ افرادی با ذهنیتی حقیر بزرگ شده‌ایم که بیمارتر یا پریشان‌تر از آن بودند که بتوانند به پیامدهای رفتارهایشان اهمیت بدهند.