والدین خوب آنقدرها شکننده نیستند که نیاز داشته باشند همیشه از آنها اطاعت شود. طاقت حرفهای ناخوشایند گاهبهگاه را دارند؛ آنها مدتها پیش از غرورشان دست شستهاند. آنها به قدر کافی ناعادلانهبودن زندگی را درک میکنند که برایشان اهمیتی نداشته باشد گاهی فرزندشان، خصوصاً فرزند نوجوانشان، ناامیدیاش از فلاکتباربودن همهچیز را بر سر آنها خالی کند. نیازی به القای وحشت ندارند و اعتمادبهنفس آن را دارند که زمانی که رشد کودک ایجاب میکند، در کمال بیرحمی مورد بیتوجهی قرار بگیرند و نادیده گرفته شوند.