
Saba
۵۲
خاطرات تلخ آن روزها را به یاد آوردم و فکر کردم واقعا جالب است که یک درآمد ثابت چه تغییری در خلق و خوی آدم به وجود میآورد. هیچ نیرویی در دنیا نمیتواند پانصد پوندم را از من بگیرد. خوراک، مسکن و لباسم برای همیشه تامین است. بنابراین نه تنها تلاش و کار، بلکه نفرت و تلخکامی نیز پایان مییابد. نیازی نیست از مردی متنفر باشم؛ او نمیتواند آسیبی به من برساند. نیازی نیست چاپلوسی مردی را کنم؛ او چیزی ندارد که به من بدهد. متوجه شدم به تدریج رفتار جدیدی نسبت به نیمه دیگر بشریت پیدا میکنم.
.
۳۲
زنی که قصد داستان نویسی دارد باید پول و اتاقی از آن خود داشته باشد
.
۲۳
«من» کلمهی مناسبی است برای کسی که وجود خارجی ندارد.
Saba
۲۱
علت اصلی این که شعر چنین رهایی و شور و خلسهای در آدم ایجاد میکند این است که در تجلیل از احساسی است که روزی داشتهایم
Saba
۱۶
آیا هیچ میدانید در هر سال چند کتاب راجع به زنان نوشته میشود؟ آیا هیچ میدانید چند تا از این کتابها را مردان مینویسند؟ آیا اطلاع دارید که احتمالا درباره شما بیش از هر جانوری در این دنیا صحبت میشود؟ آن وقت من این جا با دفترچه و مدادی آمده بودم تا یک روز را به خواندن اختصاص دهم، با این خیال که در پایان روز حقیقت را به دفترچهی خود منتقل کردهام.
@moda_onlineshop__
۱۶
موجودی که از نظر خیالی و ذهنی اهمیت به سزایی دارد؛ ولی در واقع کاملا بیاهمیت است. او که در همه کتابهای شعر حضور دارد؛ اما از تاریخ کلا غایب است. او بر زندگی شاهان و فاتحان داستان حکمفرمایی میکند ولی در واقع بردهی هر پسری بوده که والدینش حلقهای به زور به انگشت او میکردند. برخی از مؤثرترین کلمات، برخی از عمیقترین افکار در ادبیات از زبان او جاری میشود؛ ولی در زندگی واقعی به سختی میتوانسته بخواند، به ندرت میتوانسته بنویسد و دارایی مطلق شوهرش بوده است.
مهدیه حاجیحسینی
۱۴
در وهله اول، حتی تا اوایل قرن نوزدهم داشتن اتاقی از آن خود، چه برسد به اتاقی ساکت و بدون سرو صدا، برای زن غیرممکن بود، مگر اینکه خانوادهاش بسیار ثروتمند یا از طبقهی نجیب زادگان میبودند. چرا که پول توجیبی او که به حسن نیت پدرش بستگی داشت، تنها برای هزینه لباسش کفایت میکرد، زن از امکاناتی که حتی مردان فقیری چون کیتس، تنیسن، یا کارلایل داشتند محروم بود؛ سیاحتی پیاده، سفر کوتاهی به فرانسه، مکانی مستقل برای سکونت، هر چند نسبتا فقیرانه، که در پناه آن از تقاضاها و ظلم خانوادههایشان در امان باشند.
@moda_onlineshop__
۱۳
استقلال فکری به عوامل مادی وابسته است. شعر به استقلال فکری وابسته است. و زنان همواره فقیر بودهاند.
Saba
۱۲
عجیب است که چگونه قطعه شعری ذهن آدم را مشغول میکند و پاها را وادار میدارد تا با ضرباهنگ آن در جاده حرکت کنند.
پرنیان
۱۲
میخواهم خلاصه و جدی بگویم بسیار مهم است که خودمان باشیم و نه چیز دیگری. اگر میدانستم چگونه این حرف را به شیوهای والاتر بیان کنم، به شما میگفتم، از رؤیای تأثیر گذاشتن بر دیگران دست بر دارید. درباره خود مسائل فکر کنید.
samarium
۹
آیا در این دنیا پیشخدمتی که هشت تا بچه بزرگ کرده از وکیل مدافعی که صد هزار پوند درآمد داشته کمتر ارزش دارد؟
پرنیان
۸
اگر دلت میخواهد، در کتابخانههایت را قفل کن. اما با هیچ دری با هیچ قفلیو با هیچ زنجیری نمیتوانی آزادی ذهن مرا به بند بکشی.
starlet
۷
پس از شما میخواهم همه جور کتابی بنویسید و در مورد هیچ موضوعی هر چقدر مبتذل و پیش پا افتاده یا مهم باشد، تردید نکنید. سعی کنید با چنگ و دندان هر جوری شده به اندازه کافی پول به دست بیاورید که بتوانید سفر کنید و دنیا را ببینید، درباره آینده یا گذشتهی دنیا فکر کنید. درباره کتابها خیال پردازی کنید و در گوشه و کنار خیابان پرسه بزنید و بگذارید بند ماهیگیری فکرتان به اعماق رودخانه فرو رود. چرا که من این قصد را ندارم که شما را به داستان محدود کنم.
Saba
۵
پوپ میگوید:
بیشتر زنان اصلا شخصیتی ندارند.
لابرویر میگوید:
زنان افراطیاند؛ یا خیلی بدتر از مرداناند یا خیلی بهتر از آنها.
تناقضی آشکار در سخن دو ناظر مشتاق که هم عصر بودند. آیا زنان قابلیت تحصیل کردن دارند؟ به نظر ناپلئون این قابلیت را نداشتند. اما نظر دکتر جانسون عکس این بود. آیا زنان روح دارند؟ برخی از قبایل بدوی معتقدند که زنان روح ندارند؛ دیگران برعکس، اعتقاد دارند که زنان نیمه خدا هستند و از این رو آنها را میپرستیدند. برخی از عاقلان بر این باورند که زنان از نظر ذهنی سطحیتراند برخی دیگر میگویند از نظر هوشیاری عمیقتراند. گوته به زنان احترام میگذاشت. موسیلینی از آنها متنفر است. به هر کجا که نگاه میکردی مردان در مورد زنان فکر میکردند و نظر متفاوتی داشتند. دفترچهام با نوشتههای بیسر و ته و یادداشتهای ضد و نقیض و آشفته سیاه شده بود.
پرنیان
۵
این یکی از مهمترین مزیتهای زن بوده است، که میتواند از کنار زن زیبای سیاه پوستی بگذرد بیآن که بخواهد از او یک خانم انگلیسی بسازد.
Ghazal Gohari
۵
زن بودن یا مرد بودن به صورت خالص و مطلق مصیبت است؛ باید زنانه -مردانه یا مردانه – زنانه بود.
Saba
۴
ابتدا، نه ماه طول میکشد تا بچه به دنیا بیاید. بعد بچه متولد میشود. بعد از آن سه یا چهار ماه صرف شیر دادن بچه میشود. بعد از شیر دادن بدون شک پنج سالی با بازی کردن با بچه سپری میشود. لابد نمیگذاریم بچهها توی خیابان ول بگردند. کسانی که آنها را در روسیه توی خیابان دیدهاند میگویند جلوهی خوبی ندارد. این طور میگویند که ماهیت آدمی بین یک تا پنج سالگی شکل میگیرد.
@moda_onlineshop__
۴
آنها بدین معنی که به این سنت، که اسم و رسم برای زنان زشت و زننده است احترام میگذاشتند، سنتی که مردان به شدت پشتیبان آن بودند، حتی اگر به دست آنها پدید نیامده بود. (پریکلس، مردی که خود بسیار بر سر زبانها بود، میگفت مهم ترین افتخار برای زن این است که درباره او صحبت نشود.)
مهدیه حاجیحسینی
۴
فرض کنید که مردان در ادبیات فقط به عنوان معشوق زنان نشان داده میشدند و هرگز دوست مردان دیگر، سرباز، متفکر و خیال پرداز نبودند؛ آن وقت چه تعداد معدودی از نقشهای نمایشنامههای شکسپیر به آنها اختصاص داده میشد؛ و ادبیات چه صدمهای میدید! شاید بخش عمدهای از اتللو و مقدار زیادی از آنتونی باقی میماند اما دیگر سزار، بروتوس، هملت، لیر و جیکز وجود نداشتند. ادبیات به شدت فقیر میشد؛ در واقع درهایی که به روی زنان بسته شده ادبیات را به شکل غیر قابل تصوری فقیر کرده است. وقتی زنان بر خلاف میل خود ازدواج میکردند، در اتاقی زندانی میشدند و یک کار بیشتر نداشتند، نمایشنامه نویس چه طور میتوانست تصویری کامل یا جالب یا حقیقی از آنها ارائه دهد؟ عشق تنها تفسیر ممکن بود. شاعر مجبور بود عاشق شیدا یا تلخکام باشد، جز این که در واقع تصمیم گرفته بود از زنان متنفر باشد که اغلب به معنی آن بود که زنان علاقهای به او نداشتند.
samarium
۴
چه کسی میتواند خشم و غضب قلب شاعری را آن هنگام که در جسم زنی گرفتار شده بود را بفهمد؟
Ghazal Gohari
۴
ناپلئون و موسیلینی هر دو با قوت بر حقارت زنان اصرار میورزیدند زیرا اگر زنان حقیر نبودند آنها نمیتوانستند مطرح باشند.
@moda_onlineshop__
۳
چهره و شکل استاد فون ایکس در حال نوشتن کتاب عظیمش به نام حقارت جسمی، اخلاقی و ذهنی جنسیت مونث. او در تصویر مرد جذابی برای زنان نبود. مرد چهارشانهای بود، فک بزرگی داشت با چشمهایی بسیار کوچک، قیافهاش بسیار سرخ بود. از چهرهاش بر میآمد که تحت تأثیر احساسی است که او را وادار میکرد مدادش را مثل خنجر بر کاغذ فرود آورد، انگار در حال نوشتن حشرهای مزاحم را میکشت، اما حتی کشتن آن حشره هم راضیاش نمیکرد.
fereshte
۳
" زنان هیچ وقت نیم ساعت هم زمان ندارند که بتوانند آن را از آن خود بدانند."
fereshte
۳
زنان به طور کلی آرام اند: اما احساس زنان هم درست مثل احساس مردان است؛ درست مانند برادرانشان برای تربیت نیروی ذهنی خود نیاز به تمرین و ممارست دارند و برای تلاشهای خود میدان میخواهند؛ از محدودیتهای سفت و سخت؛ از رکود مطلق، درست مانند مردان رنج میبرند؛ و کوته فکری است اگر همنوعان عالیتر و ممتازتر آنها بگویند که زنان باید خود را به پودینگ درست کردن و جوراب بافتن و نواختن پیانو و گلدوزی محدود کنند. محکوم کردن و تمسخر زنانی که میخواهند کاری بیش از آن چه آداب و رسوم برای جنسیتشان ضروری میداند، انجام دهند یا بیاموزند، کوته فکری است.
Ghazal Gohari
۳
درباره کتابها خیال پردازی کنید و در گوشه و کنار خیابان پرسه بزنید و بگذارید بند ماهیگیری فکرتان به اعماق رودخانه فرو رود.
پرنیان
۲
بسیار تأثر انگیز است، زنی که میتوانست چنین اشعاری بگوید و ذهنش با طبیعت و تفکر سرو کار داشت، به ناچار به خشم و تلخکامی رو آورده بود. در حالی که پوزخندها، تمسخرها، چاپلوسان کاسه لیس و تردید شاعران حرفهای را تصور میکردم، از خود پرسیدم: ولی چگونه میتوانست طاقت بیاورد؟
named.aida
۲
و بدینسان اوی عجیب و مرکب پدیدار میشود. موجودی که از نظر خیالی و ذهنی اهمیت به سزایی دارد؛ ولی در واقع کاملا بیاهمیت است. او که در همه کتابهای شعر حضور دارد؛ اما از تاریخ کلا غایب است. او بر زندگی شاهان و فاتحان داستان حکمفرمایی میکند ولی در واقع بردهی هر پسری بوده که والدینش حلقهای به زور به انگشت او میکردند. برخی از مؤثرترین کلمات، برخی از عمیقترین افکار در ادبیات از زبان او جاری میشود؛ ولی در زندگی واقعی به سختی میتوانسته بخواند، به ندرت میتوانسته بنویسد و دارایی مطلق شوهرش بوده است.
fereshte
۲
رمانها گاهی داروی مسکن هستند و نه پادزهر. و به جای آن که ما را با نشانی سوزنده بیدار کنند، به خوابی سبک فرو میبرندمان.
melina
۲
نه فقط در دویست سال اخیر، بلکه از آغاز خلقت. زنان در مقایسه با پسران بردگان آتنی استقلال فکری کمتری داشتند. در آن هنگام زنان کوچکترین شانسی برای نوشتن شعر نداشتند. به همین علت است که من تا این اندازه بر داشتن پول و اتاقی از آن خود تأکید میکنم.
خورزاد
۲
دروغ از دهانم فوران میکند، اما شاید حقایقی هم با آن همراه باشد؛
