
بریدههایی از کتاب علم، سیاست و گنوسیسم
نویسنده:اریک فوگلین
مترجم:محسن محمودی، محمد نصیری
انتشارات:انتشارات علمی و فرهنگی
دستهبندی:
امتیاز
۲.۰از ۳ رأی
۲٫۰
(۳)
فلسفه از عشق به هستی نشئت میگیرد؛ فلسفه تلاش عاشقانۀ انسان برای ادراک نظم هستی و همآهنگ کردن خویشتن با آن است. گنوسیس خواهان تسلط بر هستی است؛ فرد گنوسی به قصد استیلا بر هستی است که نظامپردازی میکند.
Ali Ali
عارف یا انسان گنوسی دیگر نمیخواهد نظم ذاتی کیهان را به چشم تحسین درنگرد و درک کند. برای او جهان محبسی شده است که میخواهد از آن بگریزد: «روح رنجور در هزارتوی عذاب سرگردان شده است و ناتوان از یافتن راه خلاص، دور خود میچرخد...
Ali Ali
اما انسان گنوسی کار نجات خویش را باید در چارچوب امکان اُنتیک پیش برد. اینک او بهواسطۀ پسوخه (۲) («نفس») اش به نظم، یا نوموس این جهان تعلق دارد؛ چیزی که او را به نجات ترغیب میکند پنیوما (۳) («روح») است. بنابراین رستگاری مستلزم برانداختن بنیاد اینجهانی پسوخه و در عین حال کسب کردن و آزاد کردن قدرتهای پنیوما است. اما فِرَق و نظامهای فکری مختلف مراحل رستگاری خاص خود را دارند ــ و این مراحل را طیفی از مناسک جادویی تا خلسههای عرفانی، از بیبندوباری جنسی و بیاعتنایی به جهان تا زهد اتمّ و اکید دربرمیگیرد ــ و هدف تمام اینها هدم جهان کهنه و گذار به جهان جدید است. وسیلۀ این رستگاری نیز خود گنوسیس است؛ یعنی معرفت.
علی رئیسی
ت خب، این «فلسفۀ» جدید دقیقاً چیست؟ چه ربطی به طغیان پرومتهای و سرکوب پرسشگری دارد؟ مارکس ایدۀ خود درباب علم و فلسفه را هگلی صورتبندی کرده است. پس بیایید برای پاسخ این سؤالات، به بزرگترین گنوسی نظرورز بپردازیم.
علی رئیسی
باید هشداری به خواننده بدهم. رستگاری خویشتن از طریق معرفت، جادوی خود را دارد و این جادو بیآسیب نیست. اینکه کسی ساختار نظم هستی را معیوب بداند و از آن بگریزد نظم هستی را تغییر نمیدهد. کوشش برای نابودی جهان، آن را از میان نخواهد برد بل فقط بر بینظمی جامعه میافزاید.
Ali Ali
این آگاهی تنها باعث میشود که طرح چنان پرسشهایی را ممنوع کند. اما همین منعِ او اینک ما را وامیدارد بپرسیم آیا مارکس یک شیاد فکری بود؟ چنین پرسشی احتمالاً اعتراضاتی همراه خواهد داشت. آیا اصلاً به مخیلۀ کسی خطور میکند که حیات فکری متفکری با این درجه و اعتبار بر شیادی فکری استوار باشد؟ اگر اندیشۀ او مبتنی بر شیادی بود، میتوانست چنین پیروان انبوهی جذب کند و یک قدرت سیاسی جهانگیر شود؟ اما ما امروزه به چنین تردیدهایی خو کردهایم: چیزهای ناممکن و باورنکردنی بسیار زیادی را به چشم خود دیدهایم که با این اوصاف واقعیت داشتند. پس نه در پرسیدن این سؤال که شواهد ما را به طرح آن وا میدارد، و نه در پاسخ گفتن بدان تردید به خود راه نمیدهیم. بلی، مارکس یک شیاد فکری بود. و یقیناً این حرف آخر دربارۀ مارکس نیست.
Ali Ali
بیایید برای پاسخ این سؤالات، به بزرگترین گنوسی نظرورز بپردازیم.
جواب را باید در عباراتی بنیادین از مقدمۀ پدیدارشناسی سال ۱۸۰۷ یافت:
نظام علمی حقیقت تنها فرم حقیقیای است که حقیقت در آن وجود دارد. کمک در راه نزدیکتر کردن فلسفه به فرم دانش ــ هدفِ کنار گذاردن عشق به دانش و تحقق دانش بالفعل ۳ ــ وظیفهای است که بر خود گماردهام.
اصطلاحات «عشق به دانش» و «دانش بالفعل» را خود هگل ایتالیک کرده است. اگر این دو را به یونانی، یعنی به فیلوسوفیا و گنوسیس، ترجمه کنیم آنگاه در مقابل خود، برنامۀ حرکت از فلسفه به گنوسیس را داریم. بنابراین فرمول مدّون هگل مستلزم تحریف نمادهای علم و فلسفه است.
Ali Ali
انسان سوسیالیست، و ابرانسان مُردند. هایدگر بهجای آنها خود هستی را، خالی از هر محتوایی، مینشاند؛ هستیای که باید در برابر قدرت نزدیکشوندۀ آن تسلیم شویم. در نتیجۀ این فرایند پالایش عقاید گنوسی پیشین، ذات نظرورزی گنوسی اینک میتواند بهعنوان بیان نمادین انتظار برای نجات فهم شود؛ انتظار برای نجاتی که در آن، قدرت هستی، جانشین خدا میشود و پاروسیای هستی، جانشین پاروسیای مسیح.
Ali Ali
اینک اما قطع نظر از اینکه نظم هستی چگونه فهم شود؛ بهمثابه جهانی مقهورِ قدرتهای کیهانی ــ الهی در تمدنهای شرق نزدیک و دور؛ یا بهمثابه آفرینش خدایی مستعلی از جهان در نمادپردازی یهودی ــ مسیحی؛ یا نظم جوهری هستی در اندیشۀ فلسفی؛ در تمام این حالات، هستی، چیزی داده شده و خارج از تسلط انسان است. برای اینکه کوشش در راه آفرینش یک جهان جدید معنادار بهنظر برسد، دهش نظم هستی باید حذف شود؛ درعوض، نظم هستی باید طوری تفسیر شود که اساساً تحت تسلط انسان باشد. و بهعلاوه لازمۀ تسلط بر هستی، حذف سرچشمۀ استعلایی هستی است: لازمهاش سر بریدن هستی است؛ خداکشی.
Ali Ali
حجم
۲۵۴٫۸ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۹۶
تعداد صفحهها
۱۰۸ صفحه
حجم
۲۵۴٫۸ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۹۶
تعداد صفحهها
۱۰۸ صفحه
قیمت:
۳۳,۰۰۰
تومان