اما انسان گنوسی کار نجات خویش را باید در چارچوب امکان اُنتیک پیش برد. اینک او بهواسطۀ پسوخه (۲) («نفس») اش به نظم، یا نوموس این جهان تعلق دارد؛ چیزی که او را به نجات ترغیب میکند پنیوما (۳) («روح») است. بنابراین رستگاری مستلزم برانداختن بنیاد اینجهانی پسوخه و در عین حال کسب کردن و آزاد کردن قدرتهای پنیوما است. اما فِرَق و نظامهای فکری مختلف مراحل رستگاری خاص خود را دارند ــ و این مراحل را طیفی از مناسک جادویی تا خلسههای عرفانی، از بیبندوباری جنسی و بیاعتنایی به جهان تا زهد اتمّ و اکید دربرمیگیرد ــ و هدف تمام اینها هدم جهان کهنه و گذار به جهان جدید است. وسیلۀ این رستگاری نیز خود گنوسیس است؛ یعنی معرفت.
علی رئیسی