هیچ متهمی نمیتواند تا آخر عمر بیمجازات بماند. یا قانون از او انتقام میگیرد، یا وجدان شخصیاش.
مهرنوش
همیشه سعی کردهام خودم را به حماقت بزنم تا زندگی را تحمل کنم و صوراسرافیل را نشنیده بگیرم یا صدایش را در خودم خفه کنم. موفق هم بودهام. من به دنیا آمدهام برای خفه کردن خودم.
مهرنوش
اما من میدانم، من خوب میدانم آزادیام به دست مرگ است.
مهرنوش
آدمها دیوانهاند. آدمها نه از دیگران که از خودشان انتقام میگیرند.
مهرنوش
حسرت یک خوابیدن طولانی را دارم، حسرت خواب دیدن را.
مهرنوش