
کتاب داستان کوتاه خودکشی پس از مرگ
پدیدآورندگان:
یوسف یزدانیانتشارات:
انتشارات گیوا٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30
مهرنوش
۳
هیچ متهمی نمیتواند تا آخر عمر بیمجازات بماند. یا قانون از او انتقام میگیرد، یا وجدان شخصیاش.
آتوسا
۲
کدام آدم عاقلی به جای بافتن موی معشوقش، به جنگ و کشتار فکر میکند؟
مهرنوش
۱
همیشه سعی کردهام خودم را به حماقت بزنم تا زندگی را تحمل کنم و صوراسرافیل را نشنیده بگیرم یا صدایش را در خودم خفه کنم. موفق هم بودهام. من به دنیا آمدهام برای خفه کردن خودم.
مهرنوش
۱
اما من میدانم، من خوب میدانم آزادیام به دست مرگ است.
مهرنوش
۱
آدمها دیوانهاند. آدمها نه از دیگران که از خودشان انتقام میگیرند.
مهرنوش
۱
حسرت یک خوابیدن طولانی را دارم، حسرت خواب دیدن را.
آتوسا
۱
کاش میتوانستم به هر زبانی شده به او بفهمانم برو به جای من زندگی را زندگی کن و تا میتوانی از آن لذت ببر.
آتوسا
۱
زندهها قدر زندگی را نمیدانند و مُردهها حسرت زندگی را میکشند
آتوسا
۱
من از زندگی جا ماندهام. من در گذشته جا ماندهام و گذشته را سالهاست کول کردهام.