شما میتوانید به یک نفر بیاموزید تا خط راستی را ترسیم نماید، و خط دیگری را قطع نماید، اینکه یک خط منحی را رسم و انحنای آن را به شکلی دیگر درآورد، و این که انواع خطوط و اشکال را با سرعتی حیرت آور و دقتی تمام نسخه برداری نماید و آن گاه درخواهید یافت که کار وی در نوع خود بینقص است، اما اگر از او بخواهید که درباره هریک از آن اشکال بیاندیشید و ببیند که آیا قسم بهتری از آن را میتواند در ذهن خود بیابد یا نه، آن وقت است که وی متوقف میشود، عملش کند میشود، فکر میکند و یک به ده فکرهایش اشتباه است؛ درست است که در وهله ابتدایی کار یک دهم افکار و اعمالش بر خطاست اما شما با این کارتان وی را به موجودی متفکر بدل نمودهاید. او پیش از این تنها یک وسیله و ابزار کار بود.