«تا زمانی که دربارهٔ مسئلهای به آگاهی نرسیدیم، آن مسئله مدام به شکل سرنوشت در مقابل ما ظاهر خواهد شد.»
ـ کارل گوستاو یونگ
solmaz
انسانها سعی میکنند دیگران را از انسانیت خارج کنند تا اطمینان حاصل کنند که کلاه سفید بر سر دارند و در نتیجه کشتن دشمن به معنای کشتن انسانهایی مانند خودشان نیست.
vahidk
سایهٔ شخصی انواع قابلیتهای توسعهنیافته و ابرازنشده را در بر میگیرد. این سایه بخشی از ناخودآگاه است که مکمل ایگو و نمایانگر ویژگیهایی است که شخصیت خودآگاه نمیخواهد حقیقت آنها را تأیید کند. بنابراین، آنها را نادیده میگیرد، به فراموشی میسپارد و گوشهای دفن میکند، تا زمانی که در برخوردی ناخوشایند با دیگران دوباره با آنها روبهرو شود.
vahidk
در چنین لحظاتی، یعنی زمانی که حس شرم یا خشم شدید ما را فرامیگیرد یا متوجه میشویم رفتارمان صحیح نیست، سایه بهطرزی غیرمنتظره فوران میکند و معمولاً به همان سرعت هم از بین میرود؛ چراکه ملاقات با سایه تجربهای ترسناک و تکاندهنده است و تأثیر بدی در تصور ما از خودمان دارد.
vahidk
اگر در حالت انکار باقی بمانیم، ممکن است حتی متوجه نشویم که متوجه نمیشویم!
Hia
هنگامی که به خصلتی مانند تنبلی یا حماقت، نفسانیت یا معنویت در فرد یا گروه واکنش شدیدی نشان میدهیم و این بازخورد حسی قوی مبنیبر نفرت یا تحسین در ما پدید میآورد، احتمال دارد سایهٔ ما درحال آشکارکردن خود باشد. با نسبتدادن این ویژگی به شخص مقابل ناخودآگاه تلاش میکنیم آن صفت را از خودمان بیرون برانیم، تلاش میکنیم آن صفت را درون خودمان نبینیم و به همین دلیل فرافکنی میکنیم.
حقی
یونگ معتقد است سایه شخصیتی پست است که درونمایهٔ خاص خود مانند تفکر مستقل، ایدهها، تصاویر و قضاوتهای ارزشی دارد، یعنی درست شبیه به شخصیت برتر و آگاه ما.
vahidk
افرادِ فاقد حس شوخطبعی احتمالاً سایهای بسیار سرکوبشده دارند؛ چراکه معمولاً این سایهٔ ماست که به جوکها میخندد.
حقی