
بریدههایی از کتاب به خیالم فقط من این طورم
۲٫۶
(۱۶)
شرم اپیدمی بیصدایی است. مشکلی است در مقیاس بالا، چون در همهٔ ما تأثیر میگذارد. چیزی که آن را «بیسروصدا» ساخته ناتوانی ما یا بیمیلیمان به صحبتکردن آشکار درمورد شرم و کاوش دربارهٔ طرقی است که در زندگی فردی ما، خانوادهمان، روابطمان و جامعه اثر میگذارد. سکوت ما در واقع شرم را در سطوح زیرین پنهان میسازد. شرم در آنجا در زندگی اجتماعی و شخصی ما موذیانه و بهطرز مخربی نفوذ میکند. زمانی دانشمندان علوم اجتماعی برداشت درستی از شرم نداشتند و آن را نادیده میگرفتند، اما اکنون تعداد روبهافزایشی از محققان و درمانگرها به بررسی شرم و نقش آن در طیف وسیعی از مقولههای مربوط به سلامت روان و سلامت اجتماع میپردازند
فرانک منصورفلاح
نمیتونین با شرمگین یا تحقیرکردن دیگران رفتارشون رو تغییر بدین.»
روباه شازده کوچولو
در واقع، حتی شرمآور است که گمان کنیم مسائل پیچیده درمانهای راحتی دارند. ما برای اینکه قادر نیستیم «آن را بیابیم»، خود را ملامت میکنیم.
احسان رضاپور
نیت ما هرچه باشد نمیتوانیم مردم را با خوارکردن، تهدید به طردشدگی، تحقیرکردن در مقابل دیگران یا سرکوفتزدن مجبور به ایجاد تغییرات مثبت کنیم.
احسان رضاپور
باید درک کنیم که شرم صدای کمالگرایی است. خواه راجعبه ظاهر صحبت کنیم خواه درمورد کار و مادربودن و سلامتی و خانواده، درخواست عالیبودن نیست که احساس دردورنج میآفریند؛ انتظارات دستنیافتنی است که منتهی به هجوم دردآور شرم میشود.
احسان رضاپور
