جملات زیبا از متن کتاب شیدایی | طاقچه
تصویر جلد کتاب شیدایی
off

کتاب شیدایی

۳.۸(از ۲۹۹ امتیاز)
نوع کتاب
پدیدآورندگان: 
شیدا اکبریان
انتشارات: 
سلما 131
بعضی ها از آدم بودن فقط شکل ظاهریش رو دارن.
_SOMEONE_
۱۰۵
هیچوقت نباید غصهٔ چیزی که اتفاق نیفتاده و ممکنه هیچوقت هم اتفاق نیفته روخورد
یا صاحب الزمان
۷۹
هیچوقت نباید غصهٔ چیزی که اتفاق نیفتاده و ممکنه هیچوقت هم اتفاق نیفته روخورد
m.gh.t
۵۶
تو زن ها رو نمیشناسی؟ همه ذوق تو دلشون به اینه که مطمئن باشن یه مرد هست ازشون حمایت کنه این حس رو همشون دارن از نازک نارجیاشون گرفته تا اون پوست کلفتاشون
ka'mya'b
۴۵
شاید آدم ها گاهی لازمه طعم ترس از دس دادن رو بچشن تا یکم دقیق تر یادشون بیاد همدیگرو چقدر دوست دارن
della
۳۱
هیچوقت نباید غصهٔ چیزی که اتفاق نیفتاده و ممکنه هیچوقت هم اتفاق نیفته روخورد
Nika
۳۰
ولی چقدر جالبه چیزی که برا ما توهمه و قبولش نداریم برا یکی دیگه همه چیزه و داره باهاش زندگی میکنه...
;𝗕𝖺𝗁𝗮𝗋𝖾𝗵
۲۳
بعضی ها از آدم بودن فقط شکل ظاهریش رو دارن.
;𝗕𝖺𝗁𝗮𝗋𝖾𝗵
۲۱
شاید آدم ها گاهی لازمه طعم ترس از دس دادن رو بچشن تا یکم دقیق تر یادشون بیاد همدیگرو چقدر دوست دارن
;𝗕𝖺𝗁𝗮𝗋𝖾𝗵
۲۰
ولی چقدر جالبه چیزی که برا ما توهمه و قبولش نداریم برا یکی دیگه همه چیزه و داره باهاش زندگی میکنه...
....
۱۴
شاید هیچ لذتی بالاتر از این نباشه که سختی های زندگی رو برا خودم آسون کنم و نهایت لذت رو از لحظه لحظهٔ زندگیم ببرم حالا اینکه تا چه حد میتونم موفق باشم رو نمیدونم...
roksana
۱۳
شاید آدم ها گاهی لازمه طعم ترس از دس دادن رو بچشن تا یکم دقیق تر یادشون بیاد همدیگرو چقدر دوست دارن
Yumeko_Jabami
۱۳
پای تلویزیون نشسته بود
{ آیه راد } کتاب نخوان همیشگی :)
۱۲
راز کسی رو فاش نمیکنم
{ آیه راد } کتاب نخوان همیشگی :)
۱۱
عشق لازمه اما کافی نیست دوست داشتن به تنهایی از عهده نگه داری یه زندگی بر نمیاد، باید علاوه بر دوست داشتن احترام هم باشه مسئولیت هم باشه تکیه گاه بودنم باشه
مریم
۹
هیچوقت نباید غصهٔ چیزی که اتفاق نیفتاده و ممکنه هیچوقت هم اتفاق نیفته روخورد
Sara yousefi
۸
الآن احساساتم گل کرده و تو ذهنم حرف های قشنگ میزنم ولی ممکنه باز یه چیزی بشه و دوباره قاطی کنم، ما آدم ها همینیم دیگه دقیقا خودمونم نمیدونیم چی میخوایم
roksana
۷
فعلا بیخیال فردا و فرداها باید از این آرامش و شادی امروز لذت ببرم هیچوقت نباید غصهٔ چیزی که اتفاق نیفتاده و ممکنه هیچوقت هم اتفاق نیفته روخورد
roksana
۷
چیزی که برا ما توهمه و قبولش نداریم برا یکی دیگه همه چیزه و داره باهاش زندگی میکنه...
mhy
۷
اون بیرونی که ازش حرف میزنی شده میدون مسابقه، درسته؟ همه میترسین یه جا کوتاه بیاین و بقیه حقتون رو هورتی بکشن بالا زندگی رو خیلی جدی گرفتید اصلا هم حواستون به کوتاهیش نیست
مریم
۷
تواتاقم قدم میزدم وبازی های کودکیم رو با پگاه مرور میکردم، همیشه دوست داشت تو بازی ماشین داشته باشه و رانندگی کنه هرچی میگفتم من پسرم باید پشت فرمون بشینم قبول نمیکرد، منم به ناچار سینی گرد استیلی رو که حکم فرمون ماشین داشت برامون رو دستش میدادم وخودم هم کنارش مینشستم
rezvan
۷
پدرام: ولی اون بیرونی که ازش حرف میزنی شده میدون مسابقه، درسته؟ همه میترسین یه جا کوتاه بیاین و بقیه حقتون رو هورتی بکشن بالا زندگی رو خیلی جدی گرفتید اصلا هم حواستون به کوتاهیش نیست
rezvan
۷
بی خدافظی رفته بود، وقتی اون میره انگار همه از دنیای من میرن، خودش میدونه چقدر تنها میشم ولی بازم میره، بعد از رفتنش دنیام خالی میشه
میرفندقی
۷
دستمو ول نکن که زمین میخورم تو بری از همه آدما میبرم
m.gh.t
۶
ما میفهمیدیم و هیچکی حواسش به فهمیدن ما نبود.
_SOMEONE_
۶
هیچوقت نباید غصهٔ چیزی که اتفاق نیفتاده و ممکنه هیچوقت هم اتفاق نیفته روخورد
آمـيـنْٖ
۶
تو که عاشق قرمز بودی!!
{ آیه راد } کتاب نخوان همیشگی :)
۶
بعضی ها از آدم بودن فقط شکل ظاهریش رو دارن.
roksana
۵
واقعا که پدرام راست میگفت ما دنیا رو کردیم میدون مسابقه، این همه بگیر و ببند و بجنگ و بدو سر چی؟ چرا میترسیم ببخشیم و بگذریم؟ چرا انقدر خودمون ودنیای کوچیکمون رو جدی گرفتیم؟ خوده من مگه چند سال زندم چرا تو این سال هایی که هستم کنار کسی که دوستم داره و دوستش دارم نباشم؟ چرا به خودمون و بقیه سخت میگیریم؟
roksana
۵
شاید آدم ها گاهی لازمه طعم ترس از دس دادن رو بچشن تا یکم دقیق تر یادشون بیاد همدیگرو چقدر دوست دارن
کتابخوان🤓
۵