
بریدههایی از کتاب صدای زندگی
۴٫۰
(۳)
«در حقیقت جملهٔ کلیدی همین است: دیگر تکرار نخواهم کرد. در صورتی که اگر شخصی کاری را انجام میدهد احتمال اینکه برای بار دوم هم آن کار را انجام دهد ۵۰ درصد است. اما اگر بیشتر از یک بار تکرار کند تقریبا قطعی است که دائماً آن کار را انجام خواهد داد
کاربر ۹۶۰۳۷۹۲
قدیمیها گفتهاند که: "لانه را همیشه پرندهٔ ماده میسازد." چیزی که آن خانه را زیبا میکند و تبدیل به خانه میکند و به آن گرما میدهد همیشه زنان هستند. وقتی زن قدمش را به آن خانه میگذارد قوانین آن خانه را بنا میکند. میخواهد خانهای باشد که فکر و رویایش را داشته.
اما اگر مردی مانند یک مهمان وارد آن خانه شود و برود و خودش را متعلق به آن خانه نداند و فکر کند که وقتی به خانه میآید با کوله باری از حرفها و نالهها درگیر خواهد شد طبیعتاً نخواهد خواست که قدم به آن خانه بگذارد.
بسیاری از زنان این کار را انجام میدهند. یعنی بسیاری از ما فکر میکنیم آن خانه فقط خانهٔ ماست و وقتی که خانه ماست ما باید قوانین آنجا را بنا بگذاریم.
farnaz
یادمان باشد که ما تقدیری داریم که نمیتوان از آن فرار کرد. اما میتوان بسیاری از قسمتهای آن را تغییر داد. اگر با تمام وجود تلاش کنیم میشود بسیاری از قسمتهای آن را به نفع خودمان تغییر دهیم.
لاله
تعادل یعنی توجهی که دو طرف به هم نشان میدهند، عشق و محبت و علاقه هم باید متعادل باشد. این موضوع فقط در مورد روابط عاطفی صادق نیست بلکه در مورد دوستیها- همسایگیها- روابط کاری و حتی روابط بین پدر و مادر و خواهر و برادرها نیز صادق است. یعنی عشق هم قوانین و تعادل خودش را دارد.
لاله
اگر تو دست از تلاش برداری و دائماً ناامید باشی زندگی تو را همواره به همان سو خواهد برد. تا زمانی که باور کنی دوست داشته خواهی شد، موفق خواهی شد زندگی هم آن را باور میکند و آن را نصیبِ تو میکند
کاربر ۹۶۰۳۷۹۲
یعنی تحصیلات هم کافی نیست آموزش هم کافی نیست. آموزشی که در خانهها میبینیم اشتباه و درست را به ما میآموزد آنجا عادتهای خودمان را به دست میآوریم و به اصطلاح، تقدیرمان آنجا نوشته میشود. بعداً هی بیا و تلاش کن تا آن را تغییر دهی."
کاربر ۹۶۰۳۷۹۲
او دنیایی را نمیشناسد که به او محبت شود به او احترام گذاشته شود و به حقوق اولیهاش احترام گذاشته شود. اگر کسی خیلی به او محبت و احترام کند فکر میکند که حتماً کاسهای زیر نیم کاسه است او نمیتواند به چنین اشخاصی اعتماد کند. خودش را در چنین محیطی بیگانه میداند انگار در سرزمینی غریبه و ناشناس زندگی میکند.
کاربر ۹۶۰۳۷۹۲
خشونت فقط حملهٔ فیزیکی به طرف مقابل نیست. تهدید کردن- باجگیری کردن - تحقیر کردن- خجالت زده کردن و تجاوزهم شامل آن میشود.
farnaz
بسیاری از ما در تمام عمرمان نتوانستیم من بگوییم بلکه همیشه ما گفتهایم.
به همین خاطر هم خیلی رنجها متحمل شدهایم.
farnaz
او دنیایی را نمیشناسد که به او محبت شود به او احترام گذاشته شود و به حقوق اولیهاش احترام گذاشته شود. اگر کسی خیلی به او محبت و احترام کند فکر میکند که حتماً کاسهای زیر نیم کاسه است او نمیتواند به چنین اشخاصی اعتماد کند. خودش را در چنین محیطی بیگانه میداند انگار در سرزمینی غریبه و ناشناس زندگی میکند.
farnaz
احساسات ما هم مانند ویروس مسری هستند. زمانی که میخندیم اطرافیان نیز خوشحال شده و احساس آرامش میکنند. اگر احساسی که به اطراف منتشر میکنیم چیزی مانند خشونت باشد آن موقع ویروس خشونت در اطراف ما موج خواهد زد.
لاله
گاهی چنان میشود که خودمان راهی پیدا میکنیم تا مجازاتی که زندگی به ما داده را برای خود رقم بزنیم من این موضوع را «خود تنبیهی» مینامم. یعنی در زندگی خود خرابکاری میکنیم.
کاربر ۹۶۰۳۷۹۲
حجم
۱۷۹٫۵ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۳
تعداد صفحهها
۲۳۹ صفحه
حجم
۱۷۹٫۵ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۳
تعداد صفحهها
۲۳۹ صفحه
قیمت:
۵۰,۰۰۰
تومان