(به ویکتور) چیزی که تو پشت کتابخونه دیدی معنیش این نبوده که عدالت و انصافی تو جهان نیست، پسر. معنیش اینه که تو این خونه عشقی وجود نداشته. وفا وجود نداشته. تو این خونه جز یه نظام مالی مشخص چیز دیگهای نبوده. اینه اون مسئلهٔ غیرقابلتحمل. تو هم چیزی رو که دیدی نیستونابود کردی.