
بریدههایی از کتاب دختری به نام سامسون
۲٫۹
(۸)
«طرفدار کی؟ یه شاه و یه پرچم؟ به نظرم طرفداری از هموطنان خود ارزش بیشتری داره.»
یك رهگذر
در طول عمرم به این نتیجه رسیدهام که زمانی مردان به ما اجازهٔ بازی میدهند که باور داشته باشند خودشان پیروز میشوند
پوریا
کافی بود یک نفر برای صعود از موقعیتی یا رسیدن به هدفی تلاش کند تا دیگران هم از او پیروی کرده و در پی اهداف جدید رهسپار شوند.
پوریا
«من به این باور رسیدم که خداوند به بعضی از زنان و مردان این موهبت رو عطا کرده تا نسبت به بقیه اهداف بزرگتری رو در زندگی داشته باشن و مواردی رو درک کنن که بسیار فراتر از زندگی خودشونه. همین باعث میشه این امید توی دلم زنده بشه که ارزش همهٔ این رنجهایی که میکشیم خیلی بیشتر از تصورمونه.
پوریا
متوجه شدم که مردان بیشتر زمانی به ما اجازهٔ بازی میدهند که باور داشته باشند پیروز میشوند
سنبل بنفش
«ظاهر آدمها اصلاً مهم نیست، اگه قلبهاشون با هم یکی باشه.»
یك رهگذر
مادربزرگم یکبار به من گفت که ممکن است که مردان دنیا را اداره کنند، اما زنان بر مردان حکمرانی میکنند.
یك رهگذر
«زمان اون رسیده تا جلوی این فکر و باور رو که مردم خلقشدن تا کسی بهشون حکمرانی کنه، بگیریم.»
یك رهگذر
هیچکس دوست نداره یه دختر یا زن بهش دستور بده، مگه اینکه اون مادرش باشه.
پوریا
«من مامانم رو خیلی زیاد دوست دارم، اما دوست داشتن مامانها مثل دوست داشتن خداست. مامان واقعاً یه آدم نیست.»
با دهان باز نفس کشیدم و گفتم: «ارمیا! اونم یه آدمه.»
تکرار کرد و گفت: «فقط منظورم این بود که... اون به همهٔ ما تعلق داره. من کسی رو میخوام که فقط مال خودم باشه.»
یك رهگذر
من با تمسخر به دخترانی نگاه میکردم که فقط قصد ازدواج داشتند. دخترانی که جوری با نگاه به مردان به عالم هپروت میرفتند که گویی قدرت آن را دارند تا بهجای کنترل دنیای خودشان، دنیا را به آنها بدهند. حالا من شدهام یکی از آنها. حالا فقط میخواهم در کنار او به زندگی ادامه دهم. مراقب او باشم و دوستش داشته باشم.
یك رهگذر
من از زن بودن متنفر نیستم. به زبون ساده از این متنفرم که یه زن نتونه بره دانشگاه ییل، سیاستمدار بشه یا قانون اساسی رو تدوین کنه. از اینکه بدون شوهر نمیتونم برم پاریس یا توی خیابون بهتنهایی قدم بزنم، متنفرم. از محدودیتهایی که توی طبیعت منه، از محدودیتهایی که زندگی سر راهم گذاشته، متنفرم.
یك رهگذر
«من به این باور رسیدم که خداوند به بعضی از زنان و مردان این موهبت رو عطا کرده تا نسبت به بقیه اهداف بزرگتری رو در زندگی داشته باشن و مواردی رو درک کنن که بسیار فراتر از زندگی خودشونه. همین باعث میشه این امید توی دلم زنده بشه که ارزش همهٔ این رنجهایی که میکشیم خیلی بیشتر از تصورمونه. ژنرال، تو یکی از اون آدمها هستی و منم میخوام یکی از همون زنها باشم.»
یك رهگذر
«دیگر شبیه دنیای عصر خود نباشید، بلکه با نو شدن ذهن خود را دگرگون کنید.»
کاربر ۱۰۴۴۱۶۶۹
حجم
۳۷۹٫۹ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۳
تعداد صفحهها
۴۵۴ صفحه
حجم
۳۷۹٫۹ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۳
تعداد صفحهها
۴۵۴ صفحه
قیمت:
۶۰,۰۰۰
تومان