جملات زیبای کتاب همه گرفتارند | طاقچه
تصویر جلد کتاب همه گرفتارندsubscriptionAvailable

کتاب همه گرفتارند

نوع کتاب
۳.۹ امتیاز(از ۱۸ رأی)

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
MIEL
۴۳
تنها بود و تنهایی زیبایی را چند برابر می‌کند.
مبینا
۳۱
برای پاک‌کردن کتاب‌ها کافی است که هرگز لای آن‌ها را باز نکنیم. مردم هم همین‌گونه هستند: برای پاک‌کردن آن‌ها، کافی است که با آن‌ها حرف نزنیم.
سپیدار
۱۵
بعضی از دست دادن‌ها بسیار ارزشمندتر از به‌دست‌آوردن هستند.
مبینا
۱۴
هیچ چیز به اندازهٔ کوه شبیه پدر نیست.
plato
۹
برای یک بچه یک ساعت برابر ده سال برای یک آدم بزرگ است.
plato
۷
آقای گومز همیشه ناراحت بوده است. وقتی کودک بود و بعد هم وقتی بزرگ شد، همیشه علتی برای ناراحتی بود. مثل همه، این‌طور نیست؟
Pariya
۷
فهمیدم که در این زندگی مثل ماهی‌ای خواهم‌بود که از آب بیرون افتاده‌باشد.
plato
۶
چیزی جز معجزه در دنیا وجود ندارد.
arman eghbali
۶
پائیز است. پائیز فصل آرامی است. تساهل همه جا هست. زندگی و مرگ باهم به تفاهم رسیده‌اند، دست‌هابالا، دست‌ها پایین. قرمز با سایه، سبز با خاکستری.
plato
۴
خوشبختی چیز خسته‌کننده‌ای است.
arman eghbali
۳
آدم پیدا کردن سخت است. حتی در رویاهایش هم ندیده‌است.
arman eghbali
۳
آریان، درحالی‌که کوه را نگاه می‌کند، چای می‌نوشد. رامبراند دور ون‌گوگ می‌چرخد و او هم دور اشعهٔ خورشید.
مبینا
۳
تحمل نگاه ثابت بچه خیلی سخت است، انگار خداوند روبروی شماست و سر صبر، بدون شرم به شما خیره شده‌است و از این که شما این‌جا هستید کمی جا خورده‌است
plato
۲
این‌ها همان ماجراهایی هستند که برای گیوم حبابی در شکمش تعریف می‌کند. البته، نه دقیقاً همان‌ها را. ماجراهای بزرگ‌ترها ملایم‌تر و بی‌نمک‌تر است. گوش زنده‌ها کمی سنگین است. اغلب، پر از سروصدا است. فقط مرده‌ها و آن‌هایی که هنوز به دنیا نیامده‌اند می‌توانند همه‌چیز را کامل بشنوند.
plato
۲
پائیز فصل آرامی است. تساهل همه جا هست. زندگی و مرگ باهم به تفاهم رسیده‌اند، دست‌هابالا، دست‌ها پایین. قرمز با سایه، سبز با خاکستری.
arman eghbali
۲
اغلب، هر دو باهم. کار می‌کنم. لازم است. سه ماه در بیمارستانی روانی در شیکاگو، نظافت کردم.
مبینا
۲
مراقب مردم بودن خسته‌کننده است.
MIEL
۲
این‌طور فکر می‌کنم ولی این را به زبان نمی‌آورم.
MIEL
۲
دنیا عوض شده‌است. عمقش تغییری نکرده‌است، ولی سطحش عوض شده‌است؛ و ما هم درست در سطح دنیا هستیم.
MIEL
۲
هیچ چیز مثل یک بچه آدم را در بوتهٔ آزمایش دنیا قرار نمی‌دهد.
MIEL
۲
آدم‌هایی هستند که نمی‌توانند و هیچ‌گاه نخواهند توانست در یک اقلیم بگنجند.
MIEL
۲
حدس زدن آنچه رخ خواهد داد جادو نیست. حدس‌زدن آنچه گذشته است خیلی سخت‌تر و سرگرم‌کننده‌تر است.
MIEL
۲
این اتفاقات یعنی چه؟ انقلاب؟ ‫رامبراند: نه، انقلاب سری‌تر است. وقتی اتفاق می‌افتد، کسی متوجه نمی‌شود.
سایه
۲
این چیزی است که وقتی همه گرفتارند رخ می‌دهد: جنایت.
MIEL
۱
چیزی که انتظارش را داری، همین جا پیش چشمانت است، یعنی فقط امروز وجود دارد، «فردا» فقط نامی برای تنبلی تو است
MIEL
۱
این چیزی است که وقتی همه گرفتارند رخ می‌دهد: جنایت.
MIEL
۱
چیزی برای زیستن، چیزی برای مردن پیدا نمی‌کند
Samet
۰
نامی را می‌یابد که این صورت را در دگردیسی‌اش همراهی کرده‌است: مانژ. ولی خانم، چنین نامی وجود ندارد. ولی، آقا، وجود خواهد داشت.
سایه
۰
آریان، حتی وقتی از حقیقت حرف می‌زند که همیشه هم بامزه نیست، بازهم بامزه است.
سایه
۰
عادت‌های صحیح، عادت‌های کسالت‌بار هستند. آریان برای کسالت ساخته‌نشده بود. او دوست می‌داشت و می‌خواست. باقی چیزها اهمیت نداشت