جملات زیبای کتاب بتهوون، بی پرده | طاقچه
تصویر جلد کتاب بتهوون، بی پرده

کتاب بتهوون، بی پرده

نوع کتاب
۳.۱(از ۱۶ امتیاز)
پدیدآورندگان: 
جان سوشه، امیرمهدی حقیقت
انتشارات: 
نشر چشمه
٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
شرقی غمگین
۶
موتسارت دوست و مونس کسانی است که عشق ورزیده‌اند و جان‌شان آرام است. کسانی که رنج کشیده‌اند باید به جایی دیگر پناه ببرند ــ به آن تسلی‌بخش بزرگ، به آن که خود رنج‌ها می‌کشید و تسلایی نمی‌یافت: بتهوون. رومن رولان  همهٔ آدم‌ها موسیقی کلاسیک را دوست دارند، بعضی هنوز خودشان نمی‌دانند
yasaman
۳
از تاریک‌ترین نقطه‌های زندگی هم می‌شود جهان را تکان داد.
yasaman
۲
«مشکلات زیاد است ولی جدی نیست.»
yasaman
۲
من با خُلقی گرم و سرزنده به دنیا آمده‌ام، ولی از کودکی مجبور شده‌ام از اجتماع با همهٔ تنوعش ببُرم و زندگی خودم را بکنم.
yasaman
۲
ای مرگ! هر وقت می‌خواهی بیا! با شهامت در آغوشت می‌گیرم.
yasaman
۱
محال است این دنیا را ترک کنم قبل از آن‌که هر چه در وجودم هست عرضه کرده باشم، و به همین دلیل بوده که به‌سختی به حیات مفلوکم ادامه دادم ــ حیاتی واقعاً مفلوک ــ در چنان حالت حساسی بودم که یک تغییر ناگهانی می‌توانست از شادی به ورطهٔ ناامیدی دراندازدم. بردباری؛ اکنون باید بگذارم بردباری دستم را بگیرد، و همین کار را کرده‌ام ــ بیش از هر چیز امیدوارم آن‌قدر ثابت‌قدم باشم که بتوانم صبر پیشه کنم تا وقتی بختِ بی‌رحم تصمیم بگیرد نخ وجود را پاره کند.
yasaman
۱
ممکن است دیگر برای خودت کسی نباشی، فقط برای بقیه باشی، دیگر هیچ‌چیز تو را شاد نمی‌کند، مگر چیزی در درون خودت
yasaman
۰
من با خُلقی گرم و سرزنده به دنیا آمده‌ام، ولی از کودکی مجبور شده‌ام از اجتماع با همهٔ تنوعش ببُرم و زندگی خودم را بکنم.
yasaman
۰
مردم وین خودشان را برای چیزی که می‌دانستند در پیش است آماده می‌کردند. یکی از راویان، آن زمان، نوشت آدم‌ها برای حفظ روحیه در خیابان‌ها شوخی می‌کردند و مزه می‌ریختند، و غروب که شد به خانه‌ها برگشتند. حالا دیگر هیچ صدایی از داخل دیواره‌های شهر شنیده نمی‌شد.