
کتاب از فرانکفورت تا تهران
داستان کوتاه
پدیدآورندگان:
زینب تاراسانتشارات:
سنجاق٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30
بهار
۷۱
ما خودمون به آدما یاد میدیم که چه جوری باهامون رفتار کنن، وقتی یه نفر هر کاری که دلش میخواد میکنه، همه جوره ناراحتمون میکنه و شخصیتمون رو پایمال میکنه و ما هیچ عکسالعملی نشون نمیدیم، اون فکر میکنه که مجوز بی احترامی همیشگی بهش دادیم و روز به روز بدتر و بدتر رفتار میکنه چون خودمون بهش اجازه دادیم.
بهار
۶۵
ای کاش اینقدری که از مردن میترسیدیم از تنهایی میترسیدیم، تنهایی خیلی ترسناکه. از مردن هم ترسناک تره چون با مردن تازه تنهایی شروع میشه، ولی خودِ تنهایی هیچ شروعی نداره، همیشه بوده و تا بینهایت ادامه داره.
hasan
۶۳
یَا لَیتَنِی مِتُّ قَبلَ هَذَا وَ کُنتُ نَسیًا مَنسِیًّا"
hsinofficial
۶۳
با خودم گفتم: یعنی مردن به همین سادگیه؟!
بهار
۶۱
آدم وقتی روزاش به خوبی میگذرن، فکر میکنه همیشه قراره همینجوری باقی بمونن، انگار که تا ابد همه میخندن و همه خوشن ولی خیلی وقتا اینطوری نیست و با یه اتفاق، یه تصادف یا یه بیماری میتونه همه چیز توی مدت کوتاهی تموم بشه و همهٔ خوشیهای آدم رنگ ببازن.
