جملات زیبای کتاب کاوننت (کتاب دوم، اصیل) | طاقچه
تصویر جلد کتاب کاوننت (کتاب دوم، اصیل)

بریده‌هایی از کتاب کاوننت (کتاب دوم، اصیل)

امتیاز
۳.۶از ۱۶ رأی
۳٫۶
(۱۶)
از قلبم خواهش کردم که دیگر این‌قدر درد نکشد.
زهرا هژبری
«می‌دونی چرا قلب ادعای مالکیت می‌کنه؟ برای بقاء. قلب ادعای مالکیت می‌کنه تا از بقای خودش اطمینان حاصل کنه.»
نگار
نیشخندی روی لب‌های ست شکل گرفت. «تو به طرز غیرقابل‌باوری ظریفی. بوسش کنم خوب بشه؟»
زهرا هژبری
«دزدکی رفتی توی اتاقش و توی بغل اونم خوابیدی؟» «حسود نباش. تو تنها خرگوش بغلی منی؛
زهرا هژبری
جنگلی بینی‌ام را قلقلک داد. «اگه همدیگه رو مهربون بغل کنیم چی؟» «قرار نیست همچین اتفاقی بیفته.» «ولی تو خرگوشِ تو بغلی منی. آپولیون کوچولوی تو بغلیِ...» مشتی به پهلویش کوبیدم.
زهرا هژبری
«اما عشق، فرزندم، عشق ریشهٔ تموم چیزای خوب و ریشهٔ تموم چیزای شیطانیه. عشق، ریشهٔ آپولیونه.»
nycto_philia
«من می‌دونم تو چقدر شجاعی، الکس؛ اما همیشه هم لازم نیست این‌طوری باشی. اشکالی نداره اگه هرچند وقت یه بار اجازه بدی کس دیگه‌ای برات شجاعت به خرج بده. هیچ عیب‌وعاری هم درش وجود نداره. نه برای تو. تو همین‌الانشم ثابت کردی شأن و منزلت زیادی داری؛ حتی نسبت به یه اصیل.»
nycto_philia