جملات زیبای کتاب هم نام | طاقچه
تصویر جلد کتاب هم نام

کتاب هم نام

نوع کتاب
۴.۰ امتیاز(از ۳۴ رأی)
پدیدآورندگان: 
آدرین یانگ، اطلسی خرامانی
٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
masome1385
۶
نمی‌دانستم با همان شدتی که از او نفرت دارم، به او عشق می‌ورزم...
shayestehbanoo
۵
چیزهایی هست که صرف‌نظر از فاصله با زادگاهت هرگز از وجودت بیرون نمی‌روند.
لیلا.
۱
درواقع، دیگر برایم اهمیتی نداشت. من در وست خانواده‌ای یافته بودم و از تمام اتفاقاتی که رخ داده بود دریافته بودم حاضرم هر کاری برای داشتن او انجام دهم.
لیلا.
۱
«حاضر بود همه‌چیز رو توی نروز رها کنه تا بتونه پیدات کنه. حاضر بود تو رو در برابر تموم گروه اولویت قرار بده. خودت فکر می‌کنی به خاطرت دیگه حاضره چی‌کار کنه، فیبل؟»
کاربر ۶۳۳۹۱۷۹
۱
«نمی‌تونی مدام سعی کنی تا همه‌چیز رو تحت کنترل بگیری. نمی‌تونی همه رو نجات بدی، وست.» اما نمی‌دانست که چطور باید تلاش برای این کار را کنار بگذارد.
کاربر ۶۳۳۹۱۷۹
۱
«تاریکی‌های زیادی توی وجود اون پسر هست، فی.» «توی وجود همهٔ ما هست.» و نگاه معناداری به او دوختم. «خُب، این حرفت درسته.»
کاربر ۶۳۳۹۱۷۹
۰
«خُب. می‌بینی که نمردم.» فنجانم را برداشتم و با نوک انگشت مسیر ساقهٔ تاکی را که با دست بر لبهٔ آن نقاشی شده بود دنبال کردم. «اما همش به این فکر می‌کنم که...» فنجان را به لب‌هایم نزدیک کرده و از پس بخاری که میانمان به هوا می‌رفت به چشمانش خیره شدم. «شاید بهتر بود مُرده باشی.»