مردم رو برای مدت طولانی احمق فرض نکن.»
کرم کتابخوان
«بیشتر این آدما موقع انتخابات باهات رفیقن؛ ولی وقتی به قدرت میرسن میگن گور پدرت و تا انتخابات بعدی دیگه بهت نیازی ندارم.
کرم کتابخوان
زندگی خوبی بود، فقط اینکه...
فقط اینکه راضی نبود.
به راندن ادامه داد، سرش زقزق میکرد. نه، اصلاً راضی نبود. احساس میکرد برای کارهای بزرگتری ساخته شده؛
ʀᴇʏʜᴀɴᴇʜ
از زندهبودن در آن روز سرد و دلپذیر زمستانی بسیار خوشحال بود.
میم ___ لام