
N
۱۸
۱. همیشه خنجرت را در دسترس نگهدار.
۲. هرگز و هیچوقت به کسی بدهکار و مدیون نشو.
۳. هیچچیز مجانی نیست.
۴. همیشه دروغهایت را بر پایهٔ واقعیت بساز.
۵. هیچوقت و تحت هیچ شرایطی آشکار نکن چه کسی برایت اهمیت دارد.
A.D
۵
هیچچیز مجانی نیست.
منظور او فقط غذا و جابهجایی و لباسهای تنت نبود. او در مورد احترام حرف میزد. در مورد امنیت. در امان بودن. اینها چیزهایی بودند که هیچکس مسئول نبود برایت فراهم کند.
و همیشه باید به طریقی بهای بهدست آوردنشان را پرداخت میکردی.
Sophie
۴
«چیزی که میخوام اینه که تنها نمیرم. من این زندگی رو انتخاب نکردم. فقط تنها چیزی بود که داشتم.»
Butterfly Blue🦋
۴
۱. همیشه خنجرت را در دسترس نگهدار.
۲. هرگز و هیچوقت به کسی بدهکار و مدیون نشو.
۳. هیچچیز مجانی نیست.
۴. همیشه دروغهایت را بر پایهٔ واقعیت بساز.
۵. هیچوقت و تحت هیچ شرایطی آشکار نکن چه کسی برایت اهمیت دارد.
masome1385
۴
هیچوقت و تحت هیچ شرایطی نشون نده چی یا چه کسی برات اهمیت داره.
موجود سبز عجیب☆*.
۳
ایزولد باد، دریا و آسمان دنیای قدیس بود. او الگوی ستارههایی بود که قدیس مسیرش را با آنها تنظیم میکرد و مقصد تمام مسیرهایی بود که قطبنمایش نشان میداد؛ و بدون ایزولد، او خود را گم کرده بود.
پریسا همانی
۱
هیچوقت و تحت هیچ شرایطی نشون نده چه کسی یا چه چیزی برات مهمه.
لیلا.
۱
«تنها چیزی که واقعاً ازش وحشت دارم اینه که برات اتفاقی بیفته.»
لیلا.
۱
«از اون موقع به بعد هرروز بهت فکر میکردم. شاید هر ساعت. روزها رو میشمردم تا به اون جزیره برگردم و حتی توی طوفانهایی خطرناک به حرکت ادامه میدادم، چون نمیخواستم بیدار بشی و ببینی که اونجا نیستم. نمیخواستم انتظار منو بکشی. هیچوقت. نمیخواستم فکر کنی برنمیگردم.»
لیلا.
۰
روشی بود برای نشان دادن اینکه به من اعتماد دارد؛ و به طریقی بازی را به من سپرده بود. اگر میخواستم، میتوانستم او را ویران کنم؛ اما اگر قصد داشتیم ادامه دهیم باید پناهگاه او میبودم و او پناه من.