
٪۵۰
کتاب پنجره ای تاریک
مجموعه پادشاه شبان (کتاب اول)
انتشارات:
انتشارات آذرباد٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30
موجود سبز عجیب☆*.
۵
زمزمه کردم: «تا حالا با مادرخوندهام ملاقات کرده بودین، فرمانده؟» باقیماندههای خشمم تبدیل به قطره اشکی شد که روی گونهام افتاد. «زن دوستداشتنیاییه.»
همان شستِ پینهبسته که در اتاق پشت دستم کشیده شده بود، اشک روی صورتم را پاک کرد. لحظهای بعد، صدایش از کنار گوشم حرکت کرد. «بیا.»
کاربر کتاب خوان
۳
هیچچیز بدون خطر نیست.
yoogi
۳
ولی هر چیزی بهایی داره.
این کاربر توانایی خوردن کتاب ها را دارد.
۲
دروغها اینطور گفته میشوند، با اشارهای ضمنی به حقیقت.
Merida ♪
۲
بهترین دروغها اینطور گفته میشوند _ فقط بهاندازهای حقیقی که متقاعدکننده باشند.
Merida ♪
۲
من همیشه نگرانم.»
«چطور کنترلش میکنی؟»
شانه بالا انداخت، یکپا با چکمهٔ کثیفش را روی پای دیگر انداخت. «به خودم میگم که از تردیدهام قویترم...
Merida ♪
۲
آنقَدَر بودند پیش یکدگر/ پس وجود هردویشان شد یک نفر
این کاربر توانایی خوردن کتاب ها را دارد.
۱
صدای کابوس در ذهنم پیچید. زمزمه کرد: چیزی نباشد رایگان/ چیزی نباشد در امان/ عشق و نفرت در دلِ جادو نهان/ در پسش خفته بهایی بس گران/ گرچه پیدا گشتهای اما رود از تو نشان/ عشق و نفرت در دل...
Merida ♪
۱
خستگی، پادشاه بود و من بردهاش شده بودم.
yoogi
۱
زندانها گونههای خیلی متنوعی دارن.
꧁ 𝒀𝒆𝒈𝒂𝒏𝒆𝒉 ˖♡ ꧂
۱
انگار کتابی بودم که به او گفتهشده بود آن را نخواند.
yoogi
۰
بهترین دروغها اینطور گفته میشوند _ فقط بهاندازهای حقیقی که متقاعدکننده باشند.
yoogi
۰
«ولی هر چیزی بهایی داره.
yoogi
۰
زندانها گونههای خیلی متنوعی دارن.
Merida ♪
۰
بهتره بدبین باشی تا توهمی.
Merida ♪
۰
در آخر ز ما عشق و نفرت بهجا/ نمیماند اما حقیقت چرا/ گرفتند از ما چو این کودکان/ چهکاری برآمد ز دستانمان؟
꧁ 𝒀𝒆𝒈𝒂𝒏𝒆𝒉 ˖♡ ꧂
۰
شنلم را جلو کشیدم و آهنگی را با سوت نواختم. یکی از آهنگهای او بود، یکی از آهنگهای بسیاری که در گوشههای تاریک ذهنم زمزمه میکرد. قدیمی، غمگین، آرام؛ ولی پرهیاهو.
꧁ 𝒀𝒆𝒈𝒂𝒏𝒆𝒉 ˖♡ ꧂
۰
زمزمه کرد: «برو توی جنگل.»
꧁ 𝒀𝒆𝒈𝒂𝒏𝒆𝒉 ˖♡ ꧂
۰
وارد انتهای ذهنم شدم؛ درون تاریکی را لمس کردم و گشتم. وقتی چیزی جوابم را نداد، قدمزنان راهم را ادامه دادم.
Merida ♪
۰
که چیزی نیابد بشر رایگان/ نباشد از آسیبها در امان/ سزای عمل را ببیند بشر/ در آخر تمنا ندارد اثر
꧁ 𝒀𝒆𝒈𝒂𝒏𝒆𝒉 ˖♡ ꧂
۰
ذهنم دوباره مال خودم شده بود