جملات زیبا از متن کتاب پنجره ای تاریک | طاقچه
تصویر جلد کتاب پنجره ای تاریک

کتاب پنجره ای تاریک

مجموعه پادشاه شبان (کتاب اول)

۴.۳(از ۶۱ امتیاز)
نوع کتاب

قیمت:

۹۵,۰۰۰

تومان

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
زمزمه کردم: «تا حالا با مادرخونده‌ام ملاقات کرده بودین، فرمانده؟» باقی‌مانده‌های خشمم تبدیل به قطره اشکی شد که روی گونه‌ام افتاد. «زن دوست‌داشتنی‌اییه.» همان شستِ پینه‌بسته که در اتاق پشت دستم کشیده شده بود، اشک روی صورتم را پاک کرد. لحظه‌ای بعد، صدایش از کنار گوشم حرکت کرد. «بیا.»
موجود سبز عجیب☆*.
۶
هیچ‌چیز بدون خطر نیست.
کاربر کتاب خوان
۴
دروغ‌ها این‌طور گفته می‌شوند، با اشاره‌ای ضمنی به حقیقت.
این کاربر توانایی خوردن کتاب ها را دارد.
۴
آن‌قَدَر بودند پیش یکدگر/ پس وجود هردویشان شد یک نفر
Merida ♪
۴
ولی هر چیزی بهایی داره.
yoogi
۴
صدای کابوس در ذهنم پیچید. زمزمه کرد: چیزی نباشد رایگان/ چیزی نباشد در امان/ عشق و نفرت در دلِ جادو نهان/ در پسش خفته بهایی بس گران/ گرچه پیدا گشته‌ای اما رود از تو نشان/ عشق و نفرت در دل...
این کاربر توانایی خوردن کتاب ها را دارد.
۳
بهترین دروغ‌ها این‌طور گفته می‌شوند _ فقط به‌اندازه‌ای حقیقی که متقاعدکننده باشند.
Merida ♪
۳
بهتره بدبین باشی تا توهمی.
Merida ♪
۳
من همیشه نگرانم.» «چطور کنترلش می‌کنی؟» شانه بالا انداخت، یک‌پا با چکمهٔ کثیفش را روی پای دیگر انداخت. «به خودم می‌گم که از تردیدهام قوی‌ترم...
Merida ♪
۳
بهترین دروغ‌ها این‌طور گفته می‌شوند _ فقط به‌اندازه‌ای حقیقی که متقاعدکننده باشند.
yoogi
۲
زندان‌ها گونه‌های خیلی متنوعی دارن.
yoogi
۱
خستگی، پادشاه بود و من برده‌اش شده بودم.
Merida ♪
۱
زمزمه کرد: «برو توی جنگل.»
꧁ 𝒀𝒆𝒈𝒂𝒏𝒆𝒉 ˖♡⁩ ꧂
۱
که چیزی نیابد بشر رایگان/ نباشد از آسیب‌ها در امان/ سزای عمل را ببیند بشر/ در آخر تمنا ندارد اثر
Merida ♪
۱
زندان‌ها گونه‌های خیلی متنوعی دارن.
yoogi
۱
ذهنم دوباره مال خودم شده بود
꧁ 𝒀𝒆𝒈𝒂𝒏𝒆𝒉 ˖♡⁩ ꧂
۱
انگار کتابی بودم که به او گفته‌شده بود آن را نخواند.
꧁ 𝒀𝒆𝒈𝒂𝒏𝒆𝒉 ˖♡⁩ ꧂
۱
در حاشیه‌های کتاب تصویرهایی کشیده بود، تصاویری پیچان از درختان، دوشیزه‌ها، هیولاها. وقتی برایم می‌خواند، موهای سیاهش از روی شانه‌هایش پایین ریخته بود و نوک آن‌ها را دور انگشتان کوچکم می‌پیچاندم و محو آرامش عجیب و وحشتناک کتاب می‌شدم.
꧁ 𝒀𝒆𝒈𝒂𝒏𝒆𝒉 ˖♡⁩ ꧂
۱
بهترین دروغ‌ها این‌طور گفته می‌شوند _ فقط به‌اندازه‌ای حقیقی که متقاعدکننده باشند.
Sahia
۱
به خودم گفتم: آروم باش. آروم، استوار.
꧁ 𝒀𝒆𝒈𝒂𝒏𝒆𝒉 ˖♡⁩ ꧂
۱
«بترس از آبی و از سنگ نایاب.» صدایم با صدای اغواگرانهٔ کابوس درهم آمیخته بود. «بترس از آبی و از سنگ نایاب/ ز سایه‌ها که پیدا گشته در آب/ که در دروازه گرگان در کمین‌اند/ و آری دشمنانت این‌چنین‌اند»
꧁ 𝒀𝒆𝒈𝒂𝒏𝒆𝒉 ˖♡⁩ ꧂
۱
در مکثش مقاومت حس کردم، او هم در دنیای حرف‌های ناگفته گم شده بود.
꧁ 𝒀𝒆𝒈𝒂𝒏𝒆𝒉 ˖♡⁩ ꧂
۱
علی‌رغم درد درون معده‌ام به خاطر شدت دلتنگی‌ام برای او، نمی‌توانستم احساس اینکه چیزی بسیار حیاتی بینمان تغییر کرده بود را از خودم دور کنم، عدم توافقمان در استون و جادوی کارت دوشیزه باعث شده بود برای هم به غریبه تبدیل شویم.
꧁ 𝒀𝒆𝒈𝒂𝒏𝒆𝒉 ˖♡⁩ ꧂
۱
«خونواده‌ات خیلی رو مخن.» «ما که نمی‌تونیم خونواده‌هامون رو انتخاب کنیم، می‌تونیم؟»
꧁ 𝒀𝒆𝒈𝒂𝒏𝒆𝒉 ˖♡⁩ ꧂
۱
ولی حقیقت باید محدود بشه، به دام بیفته و به دست بیاد. سؤال دقیقاً به‌اندازهٔ پاسخش با اهمیته.
مِهرسا
۱
بهترین دروغ‌ها این‌طور گفته می‌شوند _ فقط به‌اندازه‌ای حقیقی که متقاعدکننده باشند.
مثل ماه ❀
۱
«ولی هر چیزی بهایی داره.
yoogi
۰
در آخر ز ما عشق و نفرت به‌جا/ نمی‌ماند اما حقیقت چرا/ گرفتند از ما چو این کودکان/ چه‌کاری برآمد ز دستانمان؟
Merida ♪
۰
شنلم را جلو کشیدم و آهنگی را با سوت نواختم. یکی از آهنگ‌های او بود، یکی از آهنگ‌های بسیاری که در گوشه‌های تاریک ذهنم زمزمه می‌کرد. قدیمی، غمگین، آرام؛ ولی پرهیاهو.
꧁ 𝒀𝒆𝒈𝒂𝒏𝒆𝒉 ˖♡⁩ ꧂
۰
وارد انتهای ذهنم شدم؛ درون تاریکی را لمس کردم و گشتم. وقتی چیزی جوابم را نداد، قدم‌زنان راهم را ادامه دادم.
꧁ 𝒀𝒆𝒈𝒂𝒏𝒆𝒉 ˖♡⁩ ꧂
۰