
بریدههایی از کتاب سرآغاز خطاها
۵٫۰
(۴)
«انسانها میبایست صاحب روحی بزرگ باشند پدر جان... یک جسم و اندام زیبا که روحی متعفن و نانجیب در آن حلول یافته باشد شاید در ابتدا نظر تحسین دیگران را برانگیزد اما بدون شک نمیتواند مدتها نظر لطف دیگران را به دنبال داشته باشد...
Niyaz.h
باید مقاومت او را درهم شکست چون تمام کودکانی که با وقاحت بسیار کارهای نابخردانه خود را پیش میبرند. اما بیدار ساختن روح لطیف کودکی که در آن لحظه چون کوهی از خشم به خود میلرزید به هیچ وجه کار سادهای نبود. پس میبایست سعی میکرد عاملی که باعث از کار انداختن عواطف و رئوفت در قلب او شده را بیابد و بران مرهم نهد.
رسول ۶۳
خود میدانست رفتارش به دور از جوانمردی است اما رنجشهایی که تا به حال تنها به واسطهٔ حضور او در ژرفای وجودش نقش بسته بودند را نمیتوانست نادیده بگیرد... نمیتوانست در نهانیترین و عمیقترین احساساتی که میتوانست به برادر داشته باشد او را ببخشد و خود را رها سازد. نمیتوانست از برادری که او را علت بزرگترین بدبختیهایش میدانست بگذرد و او را عفو کند
کاربر ویولت
زندگی بازیهای بسیاری دارد. گاه در طوفان حوادث خود را وقیحانه میبازیم و اجازه میدهیم که دست سرنوشت کورکورانه ما را به هر آن جا که خود میخواهد بکشاند؛ گاه نیز با سرسختی آمیخته به امید سکان زندگی را در دست گرفته و آن را هدایت میکنیم.
کاربر ویولت
گویی در آن روزها مارگارت جوان مغلوب خودخواهی وحشتناکی شده بود که بیدرنگ در رفتارهای او نمود میافت. اما گیلبرت میبایست تازگی و طراوت دلش را که نابود گشته بود التیام میبخشد تا بدون رحم و شفقت به زندگی ویران شدهٔ خود بنگرد چرا که زنی لجام گسیخته بیرحمانه تلخی یک رفتار شوم و فریبکارانه را به اجبار بر او تحمیل ساخته بود.
کاربر ویولت
گاه هنگامی که در دریای بیکران اندوه و غصههای خود غوطه ور هستیم نمیدانیم که چه بیرحمانه بررنجهای عمیق جسم و روحمان دامن میزنیم در حالی که در آن لحظات تنها یک احساس زیبا است که میتواند ما را غافلگیر کرده و برای مدتی کوتاه پرده غصههای ما را کنار بزند؛ تا باری دیگر خود را از افکار پوچ و خیالی مان رها ببینیم
رسول ۶۳
گاه هنگامی که در دریای بیکران اندوه و غصههای خود غوطه ور هستیم نمیدانیم که چه بیرحمانه بررنجهای عمیق جسم و روحمان دامن میزنیم در حالی که در آن لحظات تنها یک احساس زیبا است که میتواند ما را غافلگیر کرده و برای مدتی کوتاه پرده غصههای ما را کنار بزند؛ تا باری دیگر خود را از افکار پوچ و خیالی مان رها ببینیم
رسول ۶۳
گاه عشقهایی هوس آلود دامان ما را میگیرند که پس از فروکش کردن هیجانات نخستین در میابیم که تا چه حد این عشق و احساس که در ظاهر بیآلایش و بیپیرایه به نظر میرسید ناچیز و بیمقدار بوده است و در کنار همه اینها توانا و خطرناک... پس بهتر است قبل از اینکه وسوسههایی قلب ما را بلرزانند خوب در آن اندیشه کنیم؛ چرا که اندیشه و ذهن فعال ما همیشه ما را از خطرات دور میسازد دقیقاً برعکس قلب که تنها با احساس پیش میرود...»
کاربر ویولت
دخترم... اگر دوستش نداری پس بیهوده به او بها نده. دریچه قلبت را بیهوده برای او باز نکن؛ چون این گونه تنها کسی که آسیب میبیند تنها خود تو هستی... چرا که حیثیت و شرافت یک زن... نجابت او بیش از ارضای هوسهای زنانهاش ارزش دارد...»
کاربر ویولت
«هیچ رنجی بالاتر از آن نیست که انسان با دستان خود پشیمانی را برای خود به بار بیاورد دخترم... ندامت و پشیمانی ناچیزترین نتیجه یک احساس پوچ و دهشتناک است که گاه شکنجهها و آزارهای روحی پس از آن به هیچ وجه قابل قیاس با لذتی که تنها چند لحظه وجودت را به یغما برده است نمیتواند باشد....
کاربر ویولت
میشل در حالت مستی گذشتهای را پیش کشیده بود که دریای نا آرام وجود او را برملا میساخت. تلاطم درونی, آشوبها و سرگشتگیهای لجام گسیختهای که با روح و وجودش عجین گشته بودند؛ فارغ از اینکه بداند با یادآوری و کوباندن این خاطرات زجر آور تا چه حد برادرش را در بستر عمیقی از اندیشههای زهرآگین فرو خواهد برد...
کاربر ویولت
«برای محاکمهٔ کسی که دیگران را بیشرمانه فریب داده است نمیتوان هیچ مجازاتی را در نظر گرفت خانم ویولت... چرا که شکستن قلبی که به تو اعتماد کرده است را با هیچ چیز نمیتوان التیام بخشید... دیواری که بواسطهٔ اعتماد و اطمینان بنا شده است، وقتی که فرو ریزد چه بهایی میتوان برای آن پرداخت... قطعاً هیچ بهایی...»
کاربر ویولت
هیچ گاه برای جبران گناه و خطاهایی که در مسیر زندگی از ما سر زده است دیر نیست میشل... تنها باید بپذیریم که خطایی صورت گرفته است و پس از آن میتوانیم در مسیری قدم بگذاریم که سایه تاریک گناهانمان را از وجودمان دور سازد...
کاربر ویولت
حجم
۳۱۹٫۵ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۳
تعداد صفحهها
۳۵۷ صفحه
حجم
۳۱۹٫۵ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۳
تعداد صفحهها
۳۵۷ صفحه
قیمت:
۳۸,۰۰۰
تومان