تا حالا کسی را نکشته بودم.
نمیگویم اصلاً به چنین چیزی فکر نکرده بودم. همۀ ما به کشتن یک نفر فکر میکنیم.
🤓
«تمام اقدامات احتیاطی رو انجام دادم تا این اتفاق نیفته.» هقهق دردناکی سر دادم.
«توی تکتک کمدها چراغ الایدی نصب کردم، اما باز هم باردار شدم. اصلاً نمیفهمم.»
سرش را به پهلو خم میکند و تکرار میکند: «چراغ الایدی؟»
سر تکان دادم. «توی یه مقالۀ اینترنتی خوندم که اگه الایدی نصب کنی، نودونه درصد مانع بارداری میشه.»
پاپی چند لحظهای به من زل میزند و حالت گیجی روی صورتش نقش میبندد. «منظورت... آییودیه؟»
ملی
زندگی باهاش نزدیک بود من رو بکشه
کتابدار الانتریس
«همینطور از اینکه آمریکا تنها کشوریه که به واحدهای اندازهگیری سیستم متریک رو نیاورده هم بدم میآد. این خیلی عصبانیم میکنه!»
🤓
«گاهی اوقات فکر میکنم همۀ ما فقط میتونیم یه مقدار مشخصی شادی و خوشبختی به دست بیاریم. تو و گرنت هم توی مدتی که با هم بودین، خیلی با هم خوشبخت بودین. شاید فقط... همۀ خوشحالیتون رو مصرف کردین.»
Had.Zayn