کنفوسیوس خود مطالعات خویش را چنین تعریف کردهاست: «دانش من مادرزاد نیست. عشق بهروزگار باستان، خیزگاه من بهسوی دانش شد. بهکردار و رفتار یاران خویش درمینگرم، خوبیهای یکی را بهذهن میسپارم تا از آنها تقلید کنم و بدیهای دیگری را تا خود را اصلاح نمایم. من از علم لدنی بیبهرهام. باید بسیار شنید و آنچه خوب است بیرون کشید و بهآن دلبست، باید بسیار دید و دیدهها را از آنِ خود ساخت؛ این، دست کم، دومین پلهٔ نردبان معرفت است.»